X
تبلیغات
๑۩۞۩๑ چهارده معصوم๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ چهارده معصوم๑۩۞۩๑
بندر محمد عامری - بندر محمد عامری - بندر محمد عامری - محمد عامری 
قالب وبلاگ
 

معلمی هنر است , عشقی است آسمانی

معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است .
از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است , و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب میگوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ میگوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا میدانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک میکند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .
صفحات تقويم هاي چاپ شده در این آب خاک به لحاظ نامگذاری ایام به مناسبت های گوناگون , همواره يكي از شلوغ ترین تقويم هاي چاپ شده در دنياست. وبه دشواري مي توان صفحه اي را پيدا كرد كه به يك رويداد، واقعه، يادبود، يادگار و نظاير آن اختصاص داده نشده باشد. که از جمله ارج گذاری تقویمی ,که در12 اردیبهشت ثبت گردیده روز معلم است . اما آنچه در حقايق روزمره جامعه مي گذرد حكايت دیگریست که امروزه روز معلم به عنوان تربيت كننده ی نسل فردا، در حادترين شرايط اجتماعي به سر مي برد خاصه در دو دهه اخير نه تنها وضع عمومي، معيشتي، اجتماعي، رواني، علمي و نگرش هاي عمومي آنان به جامعه بهبود نيافته، بلكه اين فرآيند روندي نزولي را طي كرده است تا بدانجا که بار ها شاهد اعتراض این قشر از جامعه به صورت گرد همایی و تظاهرات خیابانی بوده ایم .
نسل امروز 12 اردیبهشت هر سال را که از قضای روز گار سالروز شهادت روحانی فرهیخته ای چون مرتضی مطهری است , روز معلم میداند اما شاید کمتر کسی از نسل پس از انقلاب بداند که مبنای نامگذاری این روز ( روز معلم ), واقع قتل معلم ابوالحسن خانعلي دبیر دبیرستان جامی تهران در12 اردیبهشت سال 1340 است که در تجمع اعتراض آمیز معلمان به میزان حقوق دریافتی خود درمیدان بهارستان توسط رئیس کلانتری بهارستان به ضرب گلوله گشته شد تا حادثه ای بیاد ماندنی در تاریخ این کهنه دیار ثبت گردد . حال امروز چگونه باید التیامی بر زخم کهنه ی دل پیام آوران آگاهی بود با کدام واژه کدام سرود؟
مي توان در سايه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم
پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم
از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو
چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما
اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است
يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين
آنکه دين آموزد و علم يقين
روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .

شعر از شهریار

-----------------------------------------------------------------------------------------

علت نام گذاری روز معلّم
 

وجه تسميه‌ی نام‌گذاري «روز بزرگ‌داشت مقام معلم»، به رويدادي باز مي‌گردد كه در نخستين بهار پس از به بارنشستن انقلاب اسلامي، به وقوع پيوست.

در ۱۲ ارديبهشت سال ۱۳۵۸ و در طليعه‌ی پيروزي انقلاب اسلامي رخ داد و آن، شهادت معلم و متفكر بزرگ اسلامي، استاد شهيد مرتضي مطهري، به دست عوامل گروهك منحرف فرقان بود. دو سال پس از اين حادثه، وزير آموزش و پرورش وقت، روز شهادت استاد مرتضي مطهري را روز معلم و هفته‌ی ۱۲ تا ۱۹ ارديبهشت را به‌عنوان هفته‌ی معلم اعلام و به جامعه معرفي كرد. بعدها، اين روز و هفته، از سوي شوراي فرهنگ عمومي هم مورد تاييد قرار گرفتند.

اما رويدادي ديگر نيز در دوران سال‌هاي ديكتاتوري رژيم پهلوي رخ داده بود كه معمولا در بزرگ‌داشت دوازده‌ی ارديبهشت كمتر به آن اشاره مي‌شود. در دوازدهم ارديبهشت سال ،۱۳۴۰ گروهي از معلمان تهراني و شهرستاني دست از كار كشيدند و در باشگاه مهرگان تهران اجتماع كردند و به طور جمعي عازم وزارت فرهنگ شدند. در جريان اين تجمع و در جريان فعل و انفعالات گوناگوني كه رخ داد، دكتر ابوالحسن خانعلي، سخنران مراسم به قتل رسيد و تعدادي از معلمان و دانش‌آموزان هم مجروح شدند و معلمان، كه قبلا فقط خواستار افزايش حقوق بودند، درخواست‌هاي صنفي ديگري را هم به تقاضاهاي خود افزودند. آنان خواهان سقوط دولت شريف امامي، اعدام قاتل دكتر خانعلي، رفع اهانت از فرهنگيان و تغيير سطح حقوق معلمان و نيز نام‌گذاري روز دوازده ارديبهشت به عنوان روز معلم بودند.

 

 

[ شنبه 14 اردیبهشت1387 ] [ 0:20 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 

زندگینامه استاد شهید مطهری

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي

مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از

اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي

کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

یه سری به سایت سایت استاد شهید مطهری بزنید و از مطالب آن استفاده و در اختیار دوستان خود قرار دهید.

 

[ شنبه 14 اردیبهشت1387 ] [ 0:3 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

  

 

بعضي فکر مي کنند اين منصفانه نيست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته.

 

bazia fekr mikonan in monsefane nist ke khoda kenare gole sorkh khar gozasashte
bazi dige khoda ro setayesh mikonan ke kenare khar ha gol gozashte



بي دوست شبي نيست که ديوانه نباشم،مستم اگر صاحب ميخانه نباشم،اي دوست اگر جان طلبي آن به تو بخشم،از جان چه عزيز تر بگو آن به تو بخشم.

 


bi dost shabi nist ke divane nabasham . mastam agar sahebe mey khne nabasham
ey dost agar jan talabi , an be to bekhsham . az jan che aziz tar begoo an be to bakhsham



کي چه گلي دوست داره؟
نجار:ميخک
دزد:شب بو
قصاب:گل گاو زبون
پارچه فروش:اطلسي
دندون پزشک:مينا
و من...
من
تو رو دوست دارم ،تو زيباترين و نازترين گلي هستي که من دوستش دارم...

 

ki che goli dost dare
najar: mikhak
dozd: shab boo
ghasab: gol gav zabon
parche foroosh: atlasi
dandoon pezeshk: mina
va man
man toro dost daram . to ziba ratin va naz tarin goli hasti ke man doosesh daram



* _* _*
_* __*
*__ *
* _*_ *
_*_ *_ *
اين
قاصدک ها رو فوت کردم تا بيان بهت بگن به يادتم.

 


* _* _*
_* __*
*__ *
* _*_ *
_*_ *_ *

in ghasedakaro fot kardam ta bian behet began be yadetam

 



نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبت , منم يه اسير جنگي , تو منو شکنجه ميدي , توي اين قلعه ي سنگي

 


nezami tarin jomleye asheghane : toye ordugahe ghalbet , manam ye asire jangi , to mano shekanje midi , tooye in haleye sangi

 



اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند

 

 


agar mesle gav gonde bashi midoshanet . age mesle khar ghavi bashi baret mikonan . age mesle asb davande bashi savaret mishan . . .
faghat az fahmidane to mitarsan



عشق یه سمه شیرینه ... بدون نسخه ی کسی که دوسش داری مصرفش نکن . از  دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاریک ازش مواظبت کن

 


eshgh ye samme shirine
bedoone noskheye kasi ke doosesh dari masrafesh nakon . az daste bache ha door nagahesh dar . va dar mahhale tarik azash movazebat kon

 



ز دوستان دو رنگم عجيب دل تنگ است..... فداي همت آن دشمني كه يكرنگ است

 

ze dostan 2 rangam ajib del tang ast , fadaye hemmate an doshmani ke yek rang ast

 



سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد

 

sokoot darnak ast ama dar sokoot ast ke hame chiz shekl migirad va dar zendegie ma lahze haee hast ke tanha kare ma bayad entezar keshidan bashad

 



اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟

 

ey ke az darde delam ba khabari
ghorse dele darde mara key mikhari



دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نيست. من به تو جان مي سپارم دل که قابل دار نيست

 

del be del daran sepordan kare har deldar nist
man be to jan miseparam del ke ghabel dar nist

 



هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازواداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تورو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت

 

har ki omad pishe man ye zare jato nagereft . . .
hich adayi jaye oon nazo adato nagereft
pishe har naghashi raftam toro naghashi kone
rooye har boomi zadam range cheshato nagereft . . .



اينقدر نگو اگر گذشت كنم كوچیك ميشم ، اگه با گذشت كردن كسی كوچیک ميشد خدا اينقدر بزرگ نبود ...

 

in ghadr nagoo age gozasht konam koochik misham
age ba gozasht kardan kasi koochik mishod khoda inghadr bozaorg nabood


 


کاش ما آدما دلامون مثل کبوترا ساده بود... کاش وقتی به راحتی عاشق می شدیم ...به راحتی هم تویه لونه ی کوچیک زندگیمونو با هم شروع می کردیم.... کاش می تونستیم واسه یه دفعه هم شده خودمونو با واقعیت بسنجیم .... ولی صد حیف که آدمی مغرورتر از این حرفاست ...

 

kash ma adama delamoon mesle kabootara sade bood
kash vaghti be rahati ashegh mishoddim
be rahati ham tooye looneye koochik zendegimoono ba ham shoru mikardim
kash mitoonestim vase ye dafe ham ke shode khodemoon ro ba vagheiat besanjim
vali sad heyf ke adami maghroor tar az in harfas

 

[ سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ] [ 19:37 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
تصوير هوايي از  تنگه‌ي هرمز

خليج فارس نام پيش‌رفتگي آب درياي عمان است كه بين جنوب ايران و شبه‌جزيره‌ي عربستان جاي دارد. اين خليج 990 كيلومتر درازا و در پهن‌ترين جاي خود، نزديك 340 كيلومتر پهنا دارد كه در تنگه‌ي هرمز به كم‌تر از 55 كيلومتر كاهش مي‌يابد. ميانگين ژرفاي آن 35 متر است و  ژرفاي 90 تا 100 متر در جاهايي از آن وجود دارد. يوناني‌ها اين خليج را پرسيكوس مي‌ناميدند و عرب‌ها از گذشته‌هاي دور آن را با نام بحرالفارس مي‌شناختند. امروزه خليج فارس به خاطر سرچشمه‌هاي نفت جهان، كه در پيرامون آن يا در بستر آن جاي دارند، اهميت پيدا كرده است.

نام‌گذاري خليج فارس

كهن‌ترين نام خليج فارس، كه در كتيبه‌هاي آشوري آمده است، نارمرتو (Nar-Merratu) به معناي درياي تلخ است كه به شوري بسيار زياد آب اين دريا اشاره دارد. در تنگه‌ي هرمز كتيبه‌اي از داريوش اول (داريوش بزرگ) به دست آمده است كه در آن به زبان پارسي باستان چنين مفهومي نوشته شده است:"دريايي كه از پارس مي‌رود." اين خليج را از زمان ساسانيان درياي پارس مي‌گفتند. فلاويوس آريانوس، تاريخ‌نگار يوناني كه در سده‌ي دوم پس از ميلاد زندگي مي‌كرده است، در آثار خود از اين خليج با نام پرسيكوس (persikon Karitas) ياد كرده كه به معناي خليج پارس است. استرابن، جغرافي‌دان يوناني، كه در سده‌ي اول پس از ميلاد مي‌زيست، همين نام را به كار برده است. در كتاب‌هاي لاتين سده‌هاي ميانه(قرون وسطي)، نام پرسيكوس سينوس (persicus sinus) يا پرسيكوم ماره (persicus mare) به كار رفته است. در ديگر زبان‌ها زنده‌ي دنيا نيز واژه‌ي پرسيكوس با دگرگوني اندك به كار رفته است.

دانشمندان مسلمان، چه عرب‌تبار و چه ايراني‌تبار، در همه‌ي كتاب‌هاي جغرافيايي و تاريخي، از خليج فارس با نام بحرفارس، البحرالفارسي يا خليج‌فارس ياد كرده‌اند. مسعودي، تاريخ‌نگار و جغرافي‌دان عرب كه در سده‌ي چهارم هجري مي‌زيسته و طي سفري از بغداد به خليج ‌فارس و سپس كرمان، ورارود(ماوراءالنهر) و چين رفته است، مي‌گويد كه: "درياي عمان دنباله‌ي بحر فارس است". اصطخري، جغرافي‌دان ايراني سده‌ي چهارم هجري و ابن‌حوقل بغدادي نيز چنين نظري داشته‌اند و در آثار خود همواره ا ز " بحرفارس" ياد كرده‌‌اند. از ديگر دانشمندان و پژوهشگران مسلمان، كه در آثار خود به نام خليج فارس اشاره كرده‌اند، برپايه‌ي پژوهش محمد جواد شكور، مي‌توان نمونه‌هاي زير را نام برد :

• ابن‌فقيه در كتاب البلدان (تاليف 279 قمري )؛ با نام بحر فارس

• ابن‌رسته در كتاب الاعلام النفيسه(تاليف 290 قمري)؛ خليج الفارسي

• ابن‌خردادبه در كتاب المسالك و الممالك(سده‌ي سوم هجري)؛ بحر فارس

• سهراب در كتاب عجايب‌الاقاليم‌السبعه(سده‌ي سوم هجري)؛ بحر فارس

• بزرگ‌بن‌شهريار در كتاب عجايب الهند(تاليف 342 قمري)؛ بحر فارس

• اصطخري در كتاب المسالك الممالك و در كتاب الاقاليم(سده‌ي چهارم هجري)؛ بحر فارس

• ابن‌مطهر در كتاب البدء و التاريخ(تاليف 355 قمري)؛ خليج الفارس

• ابن‌حوقل در كتاب صوره‌الارض(تاليف 367 قمري)؛ بحر فارس

• مسعودي در كتاب مروج‌الذهب و در كتاب التنبيه و الاشراف(سده‌ي چهارم هجري)؛ بحر فارس

• ابوريحان بيروني(درگذشته به 440 قمري) در كتاب التفهيم ،خليج پارس و درياي پارس؛ در كتاب قانون مسعودي، درياي فارس و در كتاب تحديد نهايات الاماني، بحر فارس

• نويسنده‌ي ناشناخته‌ در حدود العالم من المشرق الي المغرب(تاليف 372 قمري)؛ خليج فارس و درياي پارس

• مقدسي در كتاب احسن‌التقاسيم في معرفه ‌ال ا قاليم(تاليف 375 قمري)؛ بحر فارس

• محمد‌بن‌نجيب در كتاب جهان‌نامه(سده‌ي چهارم هجري)؛ بحر پارس

• ابن‌بلخي در كتاب فارسنامه(تاليف 500 قمري)؛ بحر فارس

• طاهر مروزي در كتاب طبايع‌الحيوان(تاليف 514 قمري)؛ الخليج‌الفارس

• شريف ادريسي در كتاب نزهه‌المشتاق(سده‌ي ششم هجري)؛ بحر فارس

• ياقوت حموي در كتاب معجم البلدان(سده‌ي ششم هجري)؛ بحر فارس

• زكرياي قزويني در كتاب آثار البلاد(سده‌ي ششم هجري)؛ بحر فارس

• انصاري‌الدمشقي در كتاب نخبه‌الدهر(سده‌ي هشتم هجري)؛ بحر فارس

• ابوالفداء در كتاب تقويم البلدان(سده‌ي هشتم هجري)؛ بحر فارس

• شهاب‌الدين احمد نويري در كتاب نهايه‌الادب(سده‌ي هشتم هجري)؛ خليج فارس

• حمدالله مستوفي قزويني در كتاب نزهه‌القلوب(سده‌ي هشتم هجري)؛ بحر فارس

• ابوحفض‌ابن‌الوردي در كتاب خريده العجايب(سده‌ي هشتم هجري)؛ بحر فارس

• ابن‌بطوطه در كتاب رحله(سده‌ي هشتم هجري)؛ بحر فارس

• قلقشندي در كتاب صبح‌الاعشي(سده‌ي نهم هجري)؛ بحر فارس

• حاجي‌خليفه در كتاب جهان‌نما(سده‌ي يازدهم هجري )

• شمس‌الدين محمد سامي در كتاب قاموس الاعلام(سده‌ي سيزدهم هجري)؛ خليج بصره

• البستاني در دايره‌المعارف البستاني(سده‌ي نوزدهم ميلادي)؛ الخليج العجمي


ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ] [ 15:22 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 

تاریخچه خلیج فارس

در نوشتار حاضر تلاش خواهد شد با تكيه بر شماري از منابع و كتب تاريخي به گونه‌اي مختصر و موجز پيشينه تاريخي كاربرد نام « خليج فارس» براي آبراه بسيار مهم و استراتژيك خليج فارس مورد بررسي، بازكاوي و يادآوري قرار گيرد.
تا قبل از ورود آرياييان به فلات ايران در منابع آسوري از خليج فارس با عنوان « نارمرتو Narmarratu» نام برده شده است كه به معناي رود و يا آبراه تلخ است و اين قديمي‌ترين عنواني است كه بر خليج فارس داده شده است.
در كتيبه‌اي از داريوش بزرگ شاه هخامنشي واژه يا عبارت « درايه تيه هچا پارسه آئي تي Draya tya hacha Parsa aity» بر آبراه خليج فارس اطلاق شده است كه معناي آن « دريايي كه از پارس مي‌رود» است.
فلاويوس آريانوس (Flavius Arrianus) مورخ يوناني كه در قرن دوم ميلادي مي‌زيسته است در كتابش آنابازيس براي نام خليج فارس واژه « پرسيكون كااي تاس Persikon Kaitas» را به كار مي‌برد كه معنا و مفهوم آن قرابت نزديكي با عبارت « خليج فارس» دارد.
« استرابون Strabon» جغرافي‌دان معروف يوناني هم كه در نيمه قرن اول ميلادي زندگي مي‌كرد در كتاب خود مكرراً از همين واژه براي معرفي خليج فارس بهره برده و به ويژه تصريح مي‌كند كه اعراب ب93ين درياي سرخ و خليج فارس (پرسيكون كا اي تاس) روزگار مي‌گذرانند.
كلوديوس پتوله ما اوس (Claudius Ptalemaeus) معروف و مشهور به بطلميوس بزرگترين جغرافيادانان عالم در قرون اوليه پس از ميلاد در قرن دوم ميلادي از آبراه خليج فارس تحت نام « پرسيكوس سينوس Persicus Sinus» ذكر كرده است كه دقيقاً به مفهوم « خليج فارس» است. در برخي منابع لاتين اين واژه به صورت سينوس پرسيكوس و « ماره پرسيكوم Mare Persicum» هم ذكر شده است كه معناي عبارت اخير درياي پارس است.
لازم به يادآوري است كه در بسياري از زبانهاي زنده دنيا نيز همين واژه سينوس پرسيكوس براي معرفي نام خليج فارس وارد شده است. چنانكه در زبانهاي : فرانسه به صورت : Golfe Persique؛ .6انگليسي Persian Gulf؛ آلماني Persischer Golf؛ ايتاليايي Golfo Persico؛ روسي Persidskizaliv؛ ژاپوني Perusha Wan؛ و تركي Farsi Korfozi ثبت شده است.
كوين توس كورتيوس روفوس (Quintus Curtius Rufus) مورخ رومي هم در قرن اول ميلادي نام لاتين « آكوارم پرسيكو Aquarum Persico» را براي نام خليج فارس به كار برده است كه به معناي آبگير پارس است.
در منابع تاريخي و جغرافيايي دوره اسلامي نيز به طور مكرر براي شناسايي و معرفي آبراه خليج فارس از واژه‌ها و عبارات « بحر فارس ـ البحر الفارسي ـ الخليج الفارس ـ خليج فارس» استفاده شده است.
ابوبكر احمد بن محمدبن اسحاق بن ابراهيم الهمداني مشهور و معروف به ابن الفقيه در اثر جغرافيايي‌اش مختصر كتاب البلدان كه در سال 279ق تأليف شده است درباره خليج فارس چنين آورده است : « و اعلم ان بحر فارس و الهندهما بحر واحد لاتصال احدهما بالاخر. يعني : بدان كه درياي پارس و هند از براي پيوستگي به يكديگر هر دو يك دريا هستند.»
ابوعلي احمدبن عمر بن رسته در كتابش الاعلاق النفيسه و در سال 290ق درباره خليج فارس چنين نوشته است :
« فاما البحر الهندي يخرج منه خليج الي ناحيه فارس يسمي الخليج فارس ... و بين هذين الخليجين (يعني خليج احمر و خليج فارس) ارض الحجاز و اليمن و ساير بلاد العرب. يعني : اما درياي هند، از آن خليجي به سوي ناحيت پارس بيرون آيد كه خليج فارس نام دارد... و بين اين دو خليج يعني خليج احمر و خليج پارس سرزمين حجاز و يمن و ديگر بلاد عرب واقع است.
ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله بن احمد بن خرداد به خراساني (وفات 300ق) در كتاب خود المسالك و الممالك در اين باره مي‌نويسد: « گروهي از اين رودها به سوي بصره و گروهي به سوي مذار [شهري بين واسط و بصره] روانند و سپس همه آنها به درياي پارس مي‌ريزند.»
بزرگ بن شهريار الناخذاه هرمزي (ناوخداي هرمزي) در كتابش عجايب الهند بر و بحر و جزايره كه در سال 342ق آن را تأليف كرده است از واژه « بحر فارس» براي معرفي خليج فارس بهره برده است. ابواسحاق ابراهيم بن محمد الفارسي الاصطخري (وفات 346ق) هم در كتاب خود مسالك الممالك از همين عبارت « بحر فارس» براي معرفي نام خليج فارس استفاده مي‌كند. مورخ نامدار ابوالحسن علي بن الحسين بن علي مسعودي (وفات 346ق) نيز در اثرش « مروج الذهب و معادن جوهر» در ذكر خليج فارس عبارت « بحر فارس» را به كار برده است. مسعودي در كتاب ديگرش « التنبيه و الاشراف» هم واژه « البحر الفارسي» را براي شناساندن خليج فارس به كار گرفته است.
ابوريحان محمد بن احمد البيروني الخوارزمي (وفات 440ق) نيز در آثار خود واژه‌هاي « درياي پارس ـ خليج پارس ـ بحر پارس» را براي معرفي خليج فارس ذكر كرده است.
ابن حوقل در اثرش « صورﺓ الارض» و بشاري در كتابش احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم كه به ترتيب در سالهاي 367ق و 375ق تأليف شده‌اند، واژه « بحر فارس» را به جاي خليج فارس به كار برده‌اند در كتاب « حدودالعالم من المشرق الي المغرب» هم در معرفي خليج فارس از عبارت « خليج فارس» بهره گرفته شده است.
محمد بن نجيب بكيران در كتابش جهان نامه؛ ابن البلخي در كتابش فارسنامه؛ شرف‌الزمان طاهر مروزي در اثرش طبايع الحيوان؛ ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن ادريس در كتاب نزهه المشتاق في اختراق الآفاق؛ شهاب‌الدين ابوعبدالله ياقوت بن عبدالله حموي رومي در كتاب مشهورش معجم‌البلدان؛ ابوعبدالله زكريا بن محمد بن محمود قزويني در كتاب آثارالباقيه و اخبارالعباد؛ در كتاب عجائب المخلوقات و غرايب الموجودات؛ ابوالفداء در كتاب تقويم‌البلدان؛ و شمس‌الدين ابوعبدالله محمد بن ابي طالب الانصاري الدمشقي الصوفي در كتابش نخبة‌الدهر في عجايب البر و البحر به ترتيب واژه‌ها و عبارات : « بحر پارس - درياي پارس (و هم بحر پارس) ـ الخليج الفارسي ـ بحر فارس ـ درياي پارس (و هم بحر فارس) ـ درياي پارس ـ بحر فارس ( و درياي پارس) ـ بحر فارس و بحر الفارسي (و بحر فارس)» را در معرفي و ذكر خليج فارس به كار برده‌اند. اين عبارات و واژه‌ها به طور مكرر طي قرون پنجم تا يازدهم قمري در كتب و منابع تاريخي و جغرافيايي زير نيز ذكر شده است : شهاب‌الدين احمد بن عبدالوهاب بن محمد النويري در كتاب نهايت‌الادب في فنون العرب؛ حمدالله ابي بكر مستوفي در كتاب نزهه‌القلوب؛ ابوحفص زين‌الدين عمر بن مظفر معروف به ابن الوردي در كتاب حزيدة‌العجائب و فريدة‌الغرايب؛ ابن بطوطه در كتاب خود تحفه النظار في غرائب الامصار و عجائب‌الاسفار؛ ابوالقاسم محمد بن حوقل در كتاب صورةالارض؛ و كتاب صبح الاعشي في كتابه الانشاء نوشته احمد بن علي بن احمد القلقشندی.
همچنين مصطفي بن عبدالله كاتب چلبي فلسطيني معروف و مشهور به حاجي خليفه (وفات 1067ق) صاحب كتاب كشف‌الظنون در كتاب ديگرش جهان‌نما در توصيف خليج فارس آورده است : [ترجمه از زبان تركي است] « درياي پارس ـ به اين دريا سينوس پرسيقوس مي‌گويند يعني خليج فارس به مناسبت اينكه در مشرق آن فارس واقع است بدان نسبت داده مي‌شود و آن را ماره پرسيقوم (درياي پارس) نيز مي‌گويند.»
در جلد هفتم دايرة‌المعارف البستاني نيز كه در سال 1883م به چاپ رسيده است براي معرفي خليج فارس از واژه « الخليج العجمي» استفاده شده است.

 

[ سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ] [ 15:9 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
نزدیک 90% از بازدید کنندگان یک سایت از طریق موتورهای جستجو به آن می رسند. شما اگر وب مستر هستید و یا وبلاگ دارید این ترفندها خیلی به درد شما می خورد تا با گوگل برقصید.

 cache:www.mysite.com

  با استفاده از این دستور، سایت مورد نظر ما اگر توسط گوگل ذخیره شده باشه، آخرین نسخه ذخیره شده در سرورهای گوگل رو برای ما نشون میده.البته معمولا ورژن ذخیره شده مربوط به روزهای  گذشته میباشد.با این روش میتوانید ببینید سایت مورد نظر آخرین بار چه زمانی توسط گوگل ذخیره شده.

    link:www.mysite.com
با گوگل برقصید
با گوگل برقصید

  با این دستور گوگل کلیه سایت هایی که به سایت مورد نظر ما (در اینجا mysite.com) لینک داده اند را لیست میکند.

    related:www.mysite.com

   اگر میخواهید سایت های هم خانواده و شبیه به سایت مورد نظر خود را پیدا کنید از این دستور   استفاده کنید.تا اونجایی که من دیدم این دستور بیشتر برای سایت های معروف جواب میده.

   info:www.mysite.com

  اطلاعاتی در مورد سایت مورد نظر، که گوگل میتواند ارایه کند.

    site:www.mysite.com myword

   با استفاده از این روش کلمه مورد نظر خودمون رو میتونیم در یک سایت جستجو کنیم. به جای myword کلمه یا کلمات مورد نظر و به جای mysite سایتی که میخواهیم در آن جستجو کنیم قرار میدهیم.

   allintitle:word1 word2 word3

   ;در این روش نتایج جستجو محدود میشود به کلماتی که در عنوان (title) سایت ها بکار رفته.در این مثال کلیه سایت هایی که کلمات word1 word2 word3 در قسمت عنوان آنها بکار رفته لیست میشوند.

   intitle:word1 word2 word3

  جستجوی word1 در قسمت عنوان و word2 و word3 در عنوان و متن سایت ها.

   allinurl:word1 word2 word3

گوگل در این روش کلیه سایت هایی که در آدرس آنها (URL) کلمات مورد نظر ما به کار رفته را لیست میکند.

   inurl:word1 word2 word3

جستجوی word1 در آدرس سایت ها و بقیه کلمات در قسمت آدرس و متن سایت ها.

  filetype:myfiletype

اگر به دنبال فایل هستید با این روش میتونید فایل هایی که پسوند خاصی دارند را جستجو کنید.مثلا  filetype:doc به دنبال فایل های doc میگردد

intext:word1 word2

   با این روش گوگل تنها در متن سایت ها به دنبال کلمات میگردد و از سرچ در عنوان و آدرس سایت ها صرف نظر میکند.

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:17 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
برای این کار شما به کمک

نصب ویندوز در 7 دقیقه
نصب ویندوز در 7 دقیقه
CD Writer و نرم افزار Nero Burning Rom یک فایل بک آپ ازتمام فایلهای ویندوز با پسوند exe می سازید به نحوی که بعدا میتوانید به سرعت با اجرای فایل exe ویندوزی آماده کار خلق نمایید.

 

نحوه انجام کار:...


1. قبل از هر چیز باید یک ویندوز مرتب بهمراه تمامی نرم افزارهای مفید تهیه کنید (نرم افزارهای اضافی رو رفع نصب کنید و اونهایی رو هم که ندارین نصب کنید، همه درایورها رو نصب کنین، با ضد ویروس بروز شده سیستم رو چک کنید و خلاصه یک حالی به سیستم بدین)

نکته1: ویندوز شما بایستی روی درایو C نصب شده باشد و برنامه های همراهش هم روی همین درایو نصب شده باشند (در غیر اینصورت کار خیلی پیچیده میشه)

2. همه فایلها و شاخه های ریشه اصلی درایو C رو از حالت مخفی خارج کنید

نکته2: اگر دو ویندوز بر روی سیستم دارید بهتر است بقیه عملیات را از روی ویندوزی که بر روی C نصب نشده دنبال کنید (من خودم از یک ویندوز کمکی برای ادامه کار استفاده کردم و در مورد لزوم استفاده از اون هم مطمئن نیستم، اگه کسی بدون ویندوز کمکی موفق شد به من هم خبر بده)

3. نرم افزار Nero Burning Rom را اجرا کنید

4. از منوی file یا recorder گزینه Burn HD Backup... رو انتخاب کنید

5. حالا پارتیشن 1 و یا همون درایو C رو به عنوان نشانی مبدا انتخاب کنید

6. در صفحه بعدی دکمه Write را بزنید تا سی دی ویندوز ۳سوت خلق شود

و اما نحوه استفاده از سی دی ویندوز ۳سوت :

1: درایو C را فرمت کنید.

2: در خط فرمان DOS فایل nrestore.exe رو از سی دی ویندوز ۳سوت اجرا کنید

3. زبان دلخواه را انتخاب کنید

4. مقصد کپی را درایو C قرار دهید (در غیر اینصورت ویندوز ۳سوت کار نخواهد کرد)

5. و در آخر Restart

نکته 3: ویندوز ۳سوتی که شما ساخته اید، در دیگر کامپیوترها نیز قابل استفاده است با این قید که در آنها بایستی سخت افزارهای جدید شناسایی و نصب شوند که این کار حدود 5 الی 10 دقیقه زمان میبره

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:17 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
ساختن ایمیل یا پست الکترونیک بر روی اینترنت بسیار ساده است. سایت های زیادی وجود دارند که به شما امکانات یک صندوق الکترونیک رایگان را می دهند این مطب شما را راهنمایی می کند.

گرفتن mail از سایت Yahoo...

برای گرفتن یک mail از سایت Yahoo ابتدا وارد سایت Yahoo به آدرس اینترنتی www.yahoo.com

در صفحه اول یاهو و در قسمت Personal Assistant در گوشه چپ بالای صفحه گزینه Sign up را انتخاب و وارد صفه بعد میشویم(اگر قبلاً در یاهو ID داشته اید و می خواهید یک ID جدید بگیرید در قسمت Personal Assistant گزینه Sign out را کلیک کنید) در این صفحه سه بخش وجود دارد که بخش اول یعنی Free Yahoo! Mail به کار ما می آید و برای گرفتن میل در دوبخش دیگر که امکاناتبیشتر دارد باید پول پرداخت کرد. در بخش اول در زیر عبارت Free Yahoo! Mail گزینه Sign up now را کلیک می کنیم و وارد صفحه بعد می شویم در این صفحه باید این فرم را به طور کامل پر کرده و برای ثبت در یاهو ارسال کنیم

نحوه پر کردن فرم...
ساختن e-mail (پست الکترونیکی)
email


در مقابل عبارت Yahoo! ID: نامی برای ای-میل مان در نظر می گیریم توجه داشته باشید که در این قسمت مجازید از زیر خط و تمامی حروف لاتین و اعداد استفاده کنید که بهتر است از اعداد برای کمتر شدن احتمال تکراری بودن ID استفاده کنید و در ضمن لازم نیست عبارت @yahoo.com را بنویسید چون به طور خودکار به ID شما اضافه خواهد شد.

در قسمت Password یک کلمه رمز حداقل 6 حرفی انتخاب می کنیم و در قسمت Re-type Password دوباره آن را تایپ میکنیم
در قسمت Security Qustion یک سوال پیش فرض را انتخاب کرده و در قسمت Your Answer جواب آن را می دهیم این قسمت برای زمانی مفید خواهد بود که کلمه رمز خود را فراموش کرده باشیم
در قسمت Birthday تاریخ تولد را به ترتیب ماه روز و سال میلادی وارد میکنیم
در قسمت Current Email (Optinal) اگر قبلاً در یاهو ای-میل داشته ایم آدرس آن را می نویسیم که این گزینه اختیاری است می توانید آن را خالی بگذارید
در قسمت First Name نام و در قسمت Last Name نام خوانوادگی مان را تایپ میکنیم و در قسمت Language & Content زبان و منطقه را انتخاب می کنیم
در قسمت Zip/Postal Code کد پستی و در قسمت Gender جنسیت را انتخاب میکنیم ( مذکر=Male و موئنث=Female )
در قسمت Industry حرفه ای که به آن مسفول هستید را انتخاب می کنید
و در آخر یک کلمه به تو غیر واضح نمایش داده شده و در صورتی که قادر به خواندن آن هستید آن را در مربع بالای شکل تایپ می کنید
حال با کلیک بر روی دکمه Submit This Form فرم پر شده را برای یاهو ارسال می کنیم

گرفتن mail از سایت msn...


برای گرفتن mail از سایت msn ابتدا باید وارد سایت msn به آدرس اینترنتی www.msn.com در صفحه اول msn در قسمت بالای صفحه در قسمت لینک ها با کلیک بر روی لینک hotmail وارد صفحه hotmail می شویم در این صفحه با انتخاب سربرگ New Account Sign up فرم ثبت در msn نمایش داده میشود که آن را پر کرده و برای msn ارسال میکنیم

نحوه پر کردن فرم...


پر کردن این فرم نیز مانند فرم یاهو با اندکی تفاوت است که آن را پر کرده برای msn ارسال میکنیم.

استفاده از Outlook Express...


با کلیک بر روی آیکون Outlook Express در Desktop و اجرای برنامه در صفحه اول و در قسمت E-mail بر روی گزینه Set up a mail account… کلیک می کنیم و در صفحه ای که باز می شود در مقابل عبارت Display Name نام و نام خانوادگی خود را تایپ می کنیم در صفحه بعد در مقابل عبارت E-mail address با تایپ آدرس ای-میل وارد صفحه بعد می شویم (با این پیش فرض که شما قبلاً یک ای-میل (ID) در سایت msn داشته اید) در این صفحه با کلیک کردن دکمه Next به صفحه بعد می رویم در این صفحه در مقابل عبارت Account name آدرس ID خود را مشاهده می کنید و در مقابل عبارت Password رمزی را که ساختن ای-میل در سایت msn داده اید تایپ می کنید و بهتر است عبارت Remember password را فعال بگذارید و با کلیک کردن Next و Finish در صفحه بعد از برنامه Outlook Express استفاده کنید.

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:16 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
برای عوض کردن رمز عبورمراحل زیر را انجام می دهیم:
عوض کردن رمز عبور در یاهو
عوض کردن رمز عبور در یاهو


۱) رفتن به سایت اصلی یاهو www.yahoo.com

۲) به سایت یاهو وارد می شویم در سمت چپ این سایت لینکهایی به رنگ آبی وجود دارد روی کلمه My yahoo کلیک می کنیم.

۳) بعد از اینکه وارد این صفحه شدیم در قسمت چپ صفحه ID و Password فعلی را وارد میکنیم و بر روی sing in کلیک می کنیم

۴) در بالای صفحه ای که می آید روی گزینه Account Info کلیک می کنیم

۵) در این صفحه در قسمت password رمز عبور فعلی را وارد میکنیم و Continue را کلیک می کنیم

۶) به صفحه ای وارد می شویم که می توانیم رمز عبور را تغییر دهیم .

۷) در قسمت Old password رمز عبورقدیمی را وارد میکنیم در دو قسمت بعدی که new password...می باشد رمز عبور جدید را وارد می کنیم

۸) save را برای ذخیره کلیک می کنیم

۹) در صورتی که با این قسمت کاری نداشتید حتما با sing out خارج شوید !

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:14 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

▪ برای انتقال اطلاعات خود بین دو کامپوتر از چه روشی استفاده می کنید ؟

استفاده از کابل Cross برای ایجاد شبکه بین دو کامپیوتر
استفاده از کابل Cross برای ایجاد شبکه بین دو کامپیوتر

▪ اطلاعات رو روی CD رایت میکنید ؟
▪ از حافظه های Flash برای جابجایی استفاده می کنید ؟
▪ اگر حجم اطلاعات زیاد باشه چطور ؟

راحت ترین راه و البته پر هزینه ترین راه استفاده از شبکه است .

در شبکه با share کردن فایل یا فولدر مورد نظر روی کامپیوتر مبدا ، به راحتی می توانیم در کامپیوتر مقصد فایل یا فولدر مورد نظر را از روی سرور ( یا کامپیوتر مبدا ) برداریم .
استفاده از شبکه برای دو کامپوتر از لحاظ اقتصاذی اصلا به صرفه نیست . اما راهی وجود دارد که می توان به وسیله آن و تنها با استفاده از چند متر کابل ناقابل دو کامپوتر را با هم شبکه کرد . و آن استفاده از کابل Cross است . که در اینجا نحوه تهیه و استفاده از آن را توضیح می دهیم .

نحوه تهیه کابل Cross ( برای کابل CAT۵ ) :

راحت ترین راه ممکن این است که آنرا از یکی از فروشگاه های فروش قطعات شبکه تهیه کنید !
راه دیگر این است که خودتان آن را بسازید . که در ذیل طریقه ساخت آن به طور مختصر امده است :
پس از تهیه کابل شبکه به متراژ مورد نیاز و تهیه جک RJ۴۵ ( جک کابل شبکه ) ، دو سر کابل را لخت می کنیم . حالا باید رنگها را به ترتیب استاندارد درست کنیم . یک طرف کابل را به طور عادی و به ترتیب :

▪ چپ به راست :

نارنجی- سفید ، نارنجی ، سبز- سفید ، آبی ، آبی- سفید ، سبز ، قهوه ای- سفید ، قهوه ای .
و اما سمت دیگر ، اگر سمت دیگر کابل را هم مانند بالا درست کنیم ، کابل درست شده ، یک کابل شبکه معمولی می باشد . برای اینکه کابل ، کابل Cross شود ، سمت دیگر آنرا به ترتیب زیر درست می کنیم :

▪ چپ به راست :

سبز- سفید ، سبز ، نارنجی- سفید ، آبی ، آبی- سفید ، نارنجی ، قهوه ای- سفید ، قهوه ای .

ایجاد شبکه بین دو کامپیوتر
ایجاد شبکه بین دو کامپیوتر

یعنی به عبارتی پین ۱ را به پین ۳ ، و پین ۲ را به پین۶ و بلعکس متصل می کنیم .

و هر دو سر کابل را اصطلاحا سوکت میزنیم .
حالا یک کابل Cross در اختیار داریم .
کار سخت افزاری تمام شد .

 استفاده :

نحوه استفاده از کابل Cross ، هیچ تفاوتی با کابل معمولی ندارد . مانند کابل های معمولی دو سر کابل را به کارتهای شبکه دو کامپوتر وصل می کنیم .
وقتی کامپوتر ها روشن شد ، تمام شرایط برای ایجاد شبکه بین این دو فراهم است ، پس از شبکه کردن دو کامپوتر با هم ، به راحتی می توانیم از مزایای شبکه استفاده و اطلاعات خود را انتقال دهیم .
طریقه شبکه کردن چند کامپوتر به طور کامل در مقاله ای جداگانه توضیح داده خواهد شد .
لازم به ذکر است که این کار در شبکه های سیمی فقط برای دو کامپوتر قابل اجراست ، ولی در شبکه های بی سیم ( Wireless ) ، تا چهار کامپوتر را می توان با این روش شبکه کرد . که در شبکه های بی سیم به این روش add-hock گفته می شود .

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:14 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
در ویندوز XP Pro درحالت پیش فرض Packet Scheduler سیستم را به ۲۰ % از پهنای باند یك اتصال به اینترنت محدود می كند. یعنی اگر شما این تنظیمات را تغییر ندهید قادرید از ۲۰ درصد پهنای باند اتصالتان به اینترنت بهره ببرید.
برای اینكه بتوانید از ۱۰۰ درصد پهنای باندتان استفاده كنید و سرعت بالاتری را در اتصال به اینترنت تجربه نمایید، مراحل زیر را انجام دهید :

بالا بردن سرعت اینترنت
بالا بردن سرعت اینترنت

۱) Run را از منوی Start اجرا كنید.
۲) در Run عبارت gpedit.msc را تایپ كرده و OK را كلیك كنید.
۳) منتظر بمانید تا Group Policy اجرا شود.
۴) در بخش Local Computer Policy و زیر Computer Configuration گزینه Administrative Templates را گسترش دهید. ( با كلیك بر روی علامت + كار آن انجام دهید )
۵) در لیست باز شده گزینه Network را نیز گسترش دهید.
۶) حال در این لیست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنید.
۷) به گزینه هایی كه در سمت راست ظاهر می شوند دقت كنید.
۸ ) بر روی Limit reservable bandwidth كلیك راست كرده و Properties را كلیك كنید.
۹) پس از اینكه پنجره Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه Setting و در زیر Limit reservable bandwidth گزینه Enabled را انتخاب كنید.
۱۰) مشاهده می كنید كه با انتخاب آن در روبروی Bandwidth Limit مقدار پیش فرض آن یعنی ۲۰ درصد به نمایش در می آید.
۱۱) به جای عدد ۲۰ مقدار ۰ را تایپ كرده و OK را كلیك كنید.
۱۲) حال به Connection كه به وسیله آن به اینترنت وصل می شوید رفته و بر روی دكمه Properties كلیك كنید.
۱۳) به برگه Networking بروید و دقت كنید كه Packet Scheduler فعال باشد (تیك كنار آن مشاهده شود).
۱۴) این پنجره را OK كنید.
۱۵) كامپیوتر خود را Restart كنید.


این کار را می توانید با نرم افزارهای قدرتمند بهینه سازی ویندوز مثلTuneUp Utilities خیلی سریعتر و راحتر انجام دهید.

برای بازگشت به حالت پیش فرض هم می توانید مسیر فوق را دنبال کرده و بجای ۰ عدد ۲۰ را قرار دهید.

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:12 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

چه می شد وقتی کالایی وارد کشور می شد، علاوه بر حقوق گمرکی، تهیه بروشور و راهنما به زبان فارسی برایشان الزامی می شد.
چه می شد اگر هر کالا یا شیوه یی که رسم می شود، فرهنگ کاربردی آن نیز همراه آن اعلام شود. حال بخوانید ۱۰ نکته ضروری که بایستی در مکالمه با تلفن همراه به خاطر سپرد.


۱) وقتی در جلسه، بانک، تاکسی، مترو، اتوبوس، رستوران و یا سایر مکان های شلوغ هستید، تلفن خود را روی حالت پیغام گیر بگذارید تا پیغام ها را ضبط کند.
۲) اگر در طول یک جلسه یا موقعیت مشابهی باید با تلفن همراه صحبت کنید، عذرخواهی کنید و جای خلوتی برای حرف زدن پیدا کنید.
۳) آرام صحبت کنید. با داد زدن آتن بهتری نصیبتان نخواهد شد. برخی آدم ها وقت حرف زدن با تلفن بی سیم معمولاً بلندتر از حالت عادی حرف می زنند و اغلب توجه ندارند که این رفتارشان چه قدر می تواند برای دیگران ناخوشایند باشد.
۴) وقتی در حضور دیگران حرف می زنید با عصبانیت حرف نزنید. مکالماتی که احتمالاً احساسی هستند باید در جایی انجام شوند که مزاحم یا مخل آرامش دیگران نباشد.
۵) وقتی درباره مسائل خصوصی یا برخی موضوعات کاری بحث می کنید با احتیاط حرف بزنید. هیچ وقت معلوم نیست چه کسانی صدای شما را می شنوند.

استفاده از تلفن همراه
استفاده از تلفن همراه

۶) اگر برایتان مقدور نیست که تلفنتان را خاموش کنید، از سیستم هایی (مانند لرزاننده) استفاده کنید که به شما اجازه می دهد بدون آنکه مزاحمتی فراهم کنید در دسترس باشید. در مکان هایی مثل سینما یا اماکن مذهبی، سیستم لرزشی، بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران، شما را از برقراری تماس آگاه می کند.
۷) از سرویس ارسال متن استفاده کنید. این سرویس سریع و بی صدا در حال حاضر به طور گسترده در حوزه مشاغل کاربرد پیدا کرده و موجب حفظ جریان مبادله اخبار و اطلاعات می شود، بدون آنکه نیازی به جواب دادن تلفن یا گوش کردن به پیغام گیر باشد.
۸) افرادی را که در حضور شما هستند باید بر تلفن هایی که می خواهید بزنید یا می خواهید جواب بدهید ارجح بشمارید. اگر منتظر تلفنی هستید که امکان به تعویق انداختنش وجود ندارد، به موقع به اطرافیان خود اطلاع بدهید و وقتی تلفن زنگ زد عذرخواهی کنید.
۹) اگر فردی با تلفن همراهش دارد در جمع ایجاد مزاحمت می کند، توجه نکنید و تنهایش بگذارید.
۱۰) مقررات عدم مکالمه با تلفن همراه در حین رانندگی را رعایت کنید. وقتی وسیله نقلیه تان در حال حرکت نیست به تلفن ها بپردازید. در ترافیک سنگین یا در شرایط رانندگی خطرناک تلفن نزنید و به تلفن جواب ندهید. از گوشی های بی نیاز از دخالت دست استفاده کنید تا حواستان بیشتر به حفظ ایمنی باشد. و حفظ ایمنی همیشه مهمترین زنگی باشد که در گوش شما طنین انداز می شود.
[ یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ] [ 19:5 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
 

اس ام اس هاي مذهبي

 

حضرت رسول اکرم (ص) :

بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .

حضرت رسول اکرم (ص) :

محبوبترين بندگان در پيش خدا پرهيزگاران گمنامند .
حضرت رسول اکرم (ص) :

بهترين غذاها در پيش خدا آن است كه گروهي بسيار بر آن بنشيند .

حضرت رسول اکرم (ص) :

آنكه در فرو بردن خشم از ديگران بيشتر است ، از همه كس دور انديشتر است .

حضرت رسول اکرم (ص) :
وقتي خواستي كاري را انجام دهي ، تأمل كن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد .
حضرت رسول اکرم (ص) :

وقتي ميخواهي عيوب ديگران را ياد كني ، عيوب خويش را بياد آر .

حضرت رسول اکرم (ص) :

اگر از كار نيك خود خوشحال و از كار بد خود دلگير ميشوي ، مؤمن هستي .

حضرت رسول اکرم (ص) :

وقتي خشمگين شدي ، خاموش باش .

حضرت رسول اکرم (ص) :

از مردم بي نياز باشيد و يك قطعه چوپ مسواك هم ازآنها نخواهيد .

حضرت رسول اکرم (ص) :

استوارترين كارها سه چيز است : ياد خداوند در همه حال ، و رعايت انصاف بر ضرر خويش ، و تقسيم مال با برادر ديني .

حضرت رسول اکرم (ص) :

شجاعترين مردم آن كس است كه بر هوس خويش تسلط يابد .
حضرت رسول اکرم (ص) :

از همه بدبختان بدبختتر كسي است كه فقر دنيا و عذاب آخرت را با هم دارد .
حضرت رسول اکرم (ص) :

قسم دروغ كالا را تلف كند و كسب را از ميان ببرد .
حضرت رسول اکرم (ص) :

به گدا چيزي بده گر چه بر اسب به نزد تو آيد ، و مزد اجير را پيش از آنكه عرقش خشك شود بپردازيد .

حضرت رسول اکرم (ص) :

مؤمن از همه مردم گرفتارتر است ، زيرا بايد به كار دنيا و آخرت هر دو برسد .
حضرت رسول اکرم (ص) :

عاقلتر از همه مردم كسي است كه با مردم بيشتر مدارا كند .
حضرت رسول اکرم (ص) :
دانشمندتر از همه مردم كسي است كه دانش ديگران را به دانش خود بيفزايد .

حضرت رسول اکرم (ص) :

عمرهاي امت من ميان شصت و هفتاد سال است .

حضرت رسول اکرم (ص) :

بهترين كارها كسب حلال است .

حضرت رسول اکرم (ص) :

بهترين كارها آن است كه برادر مؤمن خويش را خوشحال سازي يا قرض او را بپردازي .
حضرت رسول اکرم (ص) :

همانا بهترين جهاد سخن حقي است كه پيش پادشاه ستمكار گويند .
حضرت رسول اکرم (ص) :

بهترين صدقه ها آن است كه هنگامي كه سالم و تنگدستي و اميد ثروت و بيم فقر داري صدقه بدهي ، نه آن كه بگذاري تا وقتي جان به گلو رسيد بگويي : اين مال فلاني واين مال فلاني ، زيرا آنها متعلق به فلاني شده است .

حضرت رسول اکرم (ص) :

قرض كمتر گير تا آزاد باشي .
حضرت رسول اکرم (ص) :

بيشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست .
حضرت رسول اکرم (ص) :

هر كه به دانش از ديگران پيشتر است ، قيمتش بيشتر است
حضرت رسول اکرم (ص) :

بسيار دعا كن كه دعا قضا را دفع ميكند .

حضرت رسول اکرم (ص) :

ميخواهيد شما را از چيزي كه بهتر از روزه و نماز و صدقه است خبر دهم ؟ اصلاح ميان كسان ، زيرا فساد ميان كسان مايه هلاك است .

حضرت رسول اکرم (ص) :

از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق رااز حق دار دريغ نميدارد .

حضرت رسول اکرم (ص) :

كسي كه سخن حقي ميداند نبايد از بيم مردم از گفتن آن خودداري كند .

رسول خدا (ص) :

هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

امام باقر(ع) :

مردم هیچ عذر و حجتی ندارند تا اینکه امامشان را بشناسند.

رسول الله (ع) :

کسی که دوست دارد با روی خندان و بشاش خداوند را دیدار کند باید که از محبت و ولایت علی بن موسی الرضا
بهره مند باشد

امام رضا (ع) :

پايين ترين حد شناخت امام اين است كه او همتاي پيامبر(ع) است, مگر نبوت و وارث پيامبراست.

امام باقر (ع) :

بنا عبدالله و بنا عرف الله و بنا وحدالله تبارك و تعالي

به سبب ما خداوند عبادت مي شود, به سبب ما خداوند شناخته مي شود و به سبب ما خداوند به يگانگي پرستش مي شود.

امام صادق(ع) :


هر که ده بار بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستدخدا و فرشته ها صد بار بر او صلوات می فرستندو هر که صد بار بر محمّد و آل محمّد (ص) صلوات فرستد خدا و فرشته هزار بار بر او صلوات می فرستند.

امام حسين(ع) :

انسان با ايمان از خدا وند دو چيز طلب مي كند: رفاه در دنيا، وبهره در آخرت.

امام حسين(ع) :

دوست تو آن كس است كه از كارهاي زشت بازت دارد و دشمن تو آن كس است كه به آن كارها وادارت كند.

حضرت محمد (ص): بزرگترين مايه گناهان، زبان دروغگو است.

حضرت محمد (ص): با راستي است كه گفتار زينت پيدا مي‌كند.

حضرت محمد (ص): دروغ مانند برف است كه هرچه آن را بغلتانند بزرگتر مي‌شود.

حضرت محمد (ص): راستي آرامش است و دروغ اضطراب.

حضرت محمد (ص): از خوشبختي‌ها، اخلاق نيكوست.

حضرت علي (ع): هر دردي را درماني است، جز بداخلاقي كه درمان ناپذير است.
پيامبر اعظم (ص) :

"ای علی تو مثل سوره قل هو الله احد می مانی در امت من،

اگر کسی تو را با تمام وجود دوست بدارد گويی يک سوم قرآن را قرائت کرده است

و اگر کسی تو را با تمام وجود دوست بدارد و با زبان خويش نيز همراهيت کند

دو سوم قرآن را قرائت کرده است

و اگر کسی تو را با تمام وجود دوست بدارد و با زبان خويش همراهيت کند و به ياريت نيز بشتابد

گويی تمام قرآن را خوانده است."

حضرت علي عليه السلام: خوشرويي احساني است بي هزينه.
 
* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛
زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.

* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

* امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛
سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

* امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛
كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛
اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛
كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

* امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛
در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛
هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

* امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛
هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

* امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛
مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
 
امام كاظم ‏عليه السلام: المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛
مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.

* امام كاظم‏ عليه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛
شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

[ سه شنبه 23 بهمن1386 ] [ 16:21 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
حضرت رسول اکرم (ص) :

نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .

حضرت رسول اکرم (ص) :

دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر .

حضرت رسول اکرم (ص) :

در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد ، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست مي رسد .
[ سه شنبه 23 بهمن1386 ] [ 16:12 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
 

در این پست تصمیم دارم روشی تغییر موس را در وبلاگ را به شما آموزش بدم .

این کد را باید در ویرایش قالب وبلاگتان قرار دهید .

خوب در اینجا چندتا شکل دیگه براتون قرار میدم تا بتونیید به موس دلخواه خود را داشته باشید .

http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor.cur

1

http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor1.cur

2

http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor2.cur

3

http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor3.cur

4

http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor4.ani 5
http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor5.ani 6
http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor6.cur 7
http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor7.ani 8
http://learning.parsaspace.com/cursor/cursor8.ani

9

[ سه شنبه 23 بهمن1386 ] [ 14:42 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

چون آیی بر بالین من Play Download
ایران ایرن جدید ( رضا رویگری ) Play Download
ایران ایران قدیمی ( رضا رویگری ) Play Download
ملت پناه ارتش ، ارتش برای ملت Play Download
بهار خجسته باد Play Download
برخیزید، برخیزید، ای شهیدان راه خدا Play Download
بوی گل سوسن یاسمن آمد Play Download
http://persiano.mihanblog.com/ به ناله در خون خفته ( همه به پیش ) Play Download
خمینی ای امام - بی کلام Play Download
خمینی ای امام - با کلام Play Download
Best In Persiano خمینی ای امام – کورال Play Download
معمار حرم Play Download
22بهمن Play Download
الله اکبر ، خمینی رهبر Play Download
آمریکا ننگ به نیرنگ تو Play Download
دین انسان ساز ( نصر ما الله و ...) Play Download
خدا یکی ، ایمان یکی Play Download
شهید Play Download
من ایرانیم Play Download
منشین ای برادر Play Download
خدایا ، خدایا Play Download
از این انقلاب ایران زنده شد Play Download
بت شکن Play Download
از افق دمید – با کلام Play Download
از افق دمید – بی کلام Play Download
ارتش ای قهرمان ما Play Download
پیرو خط امامیم Play Download
ما جان بر کفیم Play Download
ایران در راه ظفر Play Download
آورده ارمغان ها Play Download
آزاده مردی Play Download
دوره ایثار و کار Play Download
http://persiano.mihanblog.com/ ای نسل انقلاب Play Download
از غم دل لاله ها Play Download
بسیج Play Download

[ سه شنبه 23 بهمن1386 ] [ 14:29 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
دانلود زردپوشان سپاهان با صدای علیرضا افتخاری

زردپوشان سپاهان

راهیابی سپاهان ایران را به جام باشگاه های جهان و جایگاه دوم این باشگاه در آسیا را به فال نیک گرفته و امید بهروزی برای این باشگاه داریم ، در این میان آنچه آزاردهنده بود ناهمگونی هایی بود که یک باشگاه را از یک باشگاه دیگر سوا میگرد ، چنانکه با یک نگاه گذرا می بینیم باشگاه سپاهان یک از هزار امکانات باشگاه اوراوا را هم نداشت وانگهی دلیرانه خود را هویدا ساخت و باید به ایشان دست مریزاد گفت.

آری در هماهنگی ، رهبری و سازوبرگ و ... باشگاه ژاپنی یک سر و گردن بالاتر بود وانگهی گویی تراز با سپاهان ما بود و شاید اگر سپاهان این سازوبرگ را هم میداشت قهرمان آسیا که هیچ قهرمان جهان می شد.

 

در این میان کاری نو به انجام رسد و آن همراهی یک خواننده نامدار با یک باشگاه و دلسوزی ایشان برای همشهری های سپاهانی اش بود ، آری علیرضا افتخاری با رویکردی نو راهی را گشود تا اندکی از بدهی  خود را به شهر و مردم شهرش اصفهان بپردازد ، زردپوشان سپاهان نوایی است برای شهر هنر و ورزش و شهیدان سپاهان قهرمان ، این شهر پارسی و تا فرجام پارس.

زردپوشان سپاهان را با صدای علیرضا افتخاری از اینجا پیاده کنید.

زنده باد پارس ، زنده باد پارسی ، زنده باد ایرانی.  

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 2:24 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
قوی ترین سه بعدی ساز Autodesk Maya Unlimited v8.0
 قویترین برنامه طراحی سه بعدی و تولید انیمیشن
نسخه ۸ نرم افزار قدرتمند مایا نیز منشر شد، این نرم افزار یکی از برترین نرم افزارها در طراحی سه بعدی و تولید انمیشن های سه یعدی میباشد، این نرم افزار نسبت به نرم افزار مشابه خود 3D Studio max از امکانات بیشتری برخودار میباشد، در ساخت بسیاری از مشهورترین کارتون های تلویزیونی از جمله کارخانه هیولاها از این نرم افزار فوق العاده حرفه ای استفاده شده است. این برنامه دارنده جایزه بهترین نرم افزار طراحی سه بعدی و ساخت انمیشن میباشد.



دانلود بخش اول - دانلود بخش دوم - دانلود بخش سوم - دانلود بخش چهارم - دانلود بخش پنجم - دانلود بخش ششم - دانلود بخش هفتم - دانلود بخش هشتم

پاسورد فایل : HoaxGroup

 

=================================================


نرم افزار قرآن صوتی با منوی فارسی
 

این نرم افزار قادر است هر کدام از سوره هایی که شما انتخاب میکنید را با صوتی بسیار دلنشین و به صورت ترتیل برای شما پخش نماید همچنین همزمان ترجمه انگلیسی متن را نیز در اختیار کاربر قرار میدهد .این برنامه جالب کاملا به فارسی ترجمه گشته و هم اکنون آماده دریافت میباشد.

توجه داشته باشید که این برنامه سوره های 90 الی 114 را شامل میشود.



دانلود با حجم ۱ مگابایت

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

===========================================================

Quran Reciter 4.0 + Full MP3

www.tload.tk


حلول ماه رمضان بشارتی است بر تمامی مسلمانان که خبر از گشایش درهای فردوس برین می دهد و مژده ضیافت الهی است بر آنان که: بیایید با درک لحظه لحظه نورانی آن توفیق «میهمان خدا» بودن را داشته باشید و در مسیر عزت و سعادت و کمال از زلال چشمه انوار الهی دل و جان بشویید.

گروه پی سی دانلود ضمن تبریک فرا رسیدن این ماه عزیز و پر خیر و برکت به تمامی کاربران و بازدیدکنندگان محترم، مجموعه کامل قرآن به همراه قرائت و ترجمه همزمان به 24 زبان مختلف که زبان فارسی نیز جزء یکی از آنهاست را تقدیم به کلیه کاربران محترم می نماید. این مجموعه گرانبها شامل نرم افزار های جهت روخوانی قرآن مجید و همچنین ترجمه آن به زبان های مختلف و نیز نرم افزاری جهت کمک به حفظ قرآن مجید می باشد.

قابلیت های کلیدی نرم افزار QuranReciter 4.0 :

- محیط کاربری ساده و روان
- قرائت تمام سورهای قرآن مجید با صدای استاد الغمدی
- نمایش آیات به زبان عربی و سه ترجمه مختلف انگلیسی (Picktal, Yusuf Ali and Shakir)
- ترجمه به 24 زبان مختلف پس از نصب فایل های همراه
(Azerbaijani, Bosnian, Chinese Simplified, Chinese, Dutch, Finnish, French, German, Indonesian, Italian, Japanese, Korean, Malayalam, Malaysian, Persian, Polish, Portuguese, Russian, Spanish, Swahili, Tamil, Thai, Turkish, Urdu)
- قابلیت نصب جداگانه هر زبان
- قابلیت های ویژه جهت کمک به حفظ قرآن 
- انتقال سریع به سوره مورد نظر با فشردن کلید S و دادن شماره سوره و همچنین آیه مورد نظر با فشردن کلید V
- نمایش ترجمه کلمه به کلمه برای سوره های 78 تا 114
- ارتباط مستقیم با سایت quran-hadith-index.com
- نخستین نرم افزارکاملاً رایگان قرآنی با قابلیت قرائت کل قرآن
- ابزار ListMemoriser جهت کمک به حفظ قرآن مجید
- و ...


منبع: www.p30download.com



 پسورد: www.p30download.com

 دانلود نرم افزار QuranReciter 4.0 (قسمت اصلی) - 13.6 مگابایت
 دانلود ترجمه فارسی - 580 کیلوبایت
 دانلود مجموعه کامل ترجمه ها شامل 24 زبان - 12.48 مگابایت

دانلود قرائت سوره شماره 2 تا 4 - 71.9 مگابایت
دانلود قرائت سوره شماره 5 تا 14 - 106 مگابایت
دانلود قرائت سوره شماره 15 تا 29 - 99 مگابایت
دانلود قرائت سوره شماره 30 تا 49 - 79 مگابایت
دانلود قرائت سوره شماره 50 تا 77 - 46 مگابایت
دانلود قرائت سوره شماره 78 تا 88 - 7 مگابایت
دانلود قرائت سوره شماره 89 تا 114 - 6 مگابایت

 دانلود DivineQuotes 1.0 (تعدادی از آیات برگزیده قران) - 262 کیلوبایت
 دانلود ListMemoriser 1.0 (ابزاری برای کمک به حفط قران) - 492 کیلو بایت

 دانلود مجموعه کامل فایل های بالا به صورت یکجا - 446 مگابایت (غیر مستقیم)
بخش اول | دوم | سوم | چهارم | پنجم

============================================================

مجموعه 8 نرم افزار موبایل اسلامی ویژه محرم
 

مجموعه کامل از 8 نرم افزار اسلامی به مناسبت محرم , مجموعه ای از دعا ها و ... برای گوشی های موبایل با فرمت جاوا !



دانلود با حجم ۳.۵ مگابایت

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

================================================

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 2:21 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
Norton AntiVirus 2008 + NIS 2008

 www.tload.tk


آنتی ویروس نورتون (Norton AntiVirus) محصول شرکت سایمانتک (Symantec) از جمله بهترین ضد ویروس های معتبر دنیا به حساب می آید. با دانلود و نصب این آنتی ویروس یک محافظت همه جانبه از کامپیوتر شما در برابر انواع ویروس ها، کدهای آسیب رسان ActiveX، اپلت های ساخته شده توسط جاوا و دیگر برنامه های مخرب به عمل می آید. نسخه نهایی و جدید آنتی ویروس نورتون (Norton AntiVirus 2008) در زمانیکه شما در حال بازدید از صفحات اینترنت هستید و یا یک CD/DVD را کپی می کنید و یا به یک شبکه مجازی متصل می شوید بصورت خودکار ازکامپیوتر شما محافظت می کند. این آنتی ویروس همچنین تمامی ایمیل های دریافتی و ارسالی شما را اسکن می کند. با استفاده از قابلیت بروز رسانی خودکار در این آنتی ویروس، شما در هر زمان می توانید لیست جدیدترین ویروس های منتشر شده در اینترنت و روش محافظت در برابر آنها را بصورت رایگان دریافت نمایید.

چهار تکنولوژی بکار رفته در آنتی ویروس نورتون عبارتند از:
- محافظت در برابر ویروس ها (Antivirus)
- محافظت در برابر برنامه های جاسوسی (Antispyware)
- محافظت در برابر کرم های اینترنتی (Internet Worm Protection)
- شناسایی انواع روتکیت ها (Rootkit Detection)

قابلیتهای مهم نگارش 2008 عبارتند از:
- بهینه سازی و افزایش سرعت موتور جستجوگر ویروس
- با زدن یک کلیک وارد تنظیمات حرفه ای می شوید
- جستجو و اسکن سریعتر در حالیکه نرم افزار در حالت پشت صفحه (background) عمل می کند
- شناسایی تعداد بیشتری از ویروس ها و برنامه های جاسوسی
- شناسایی روتکیت ها و برطرف ساختن تهدید های پنهان


توجه:
دو نرم افزار زیر در حال حاضر به صورت Final Version هستند، اما محدودیت اجرایی 15 روزه دارند، در ضمن هنوز کرک و یا کیجنی برای آنها عرضه نشده است!
   
 پسورد: www.p30download.com
 دانلود - نورتون آنتی ویروس 2008 - 55.5 مگابایت
 دانلود - نورتون اینترنت سکوریتی 2008 - 61.4 مگابایت

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 2:12 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
CoffeeCup Flash Firestarter 7.1
 
بسیاری از برنامه نویسان حرفه ای برای ساخت طرح های فلش از برنامه قوی و معروف Macromedia Flash استفاده می کنند. ولی در این بین هم نرم افزارهای مناسب، کم حجم و در عین حال پر کاربرد وجود دارن. CoffeeCup Flash Firestarter نرم افزاری است برای کسانی که در ابتدای امر وارد فعالیت های طراحی می شوند. به طور حتم این برنامه به درد افراد مبتدی خواهد خورد و انتظاراتشان رو هم بر آورده خواهد کرد. بی شک کسانی هستند که وب سایت شخصی و یا هر چیز دیگری دارن که برایش بخواهند بنر و یا فلشی زیبا خلق کنند. این برنامه با حجم کم خود بسیاری از قابلیت های ساخت یک فلش زیبا و تا حدی حرفه ای را دارا می باشد.
قابليتهاي نرم افزار :
تبدیل فرمت های فایل تصوری به فرمت GIF به صورت متحرک.
انتقال دادن متن، نوشته. فایل صوتی، و عکس در طرح فلش.
HTML Code Generator, just Copy & Paste into your page
به وجود آوردن کد های HTML و قرار دادن آن در وب سایت خود به صورتی راحت آن هم فقط به یک کپی کردن.
قرار دادن فیل صوتی به صورت تبدیل شده برای طرخ های فلش با حجم بسیار کم.
Includes over 50 cool mp3 Sounds
دارا بودن بیش از 50 فایل با فرمت MP3 در خود نرم افزار.
افکت های بسیار زیبا برای هر چه بهتر شدن طرح.
Built In FTP to Upload your Movies, no need for another program
ارسال فایل از طریق FTP بر روی سرور سایت و بدون نیاز به برنامه های جانبی دیگر.
قابلیت کنترل کیفیت عکس ها به منظور بهتر جلوه دادن طرح داخل فلش.
قابلیت ذخیره کردن به فرمت SWF.
و بسیاری از قابلیت های دیگر...



دانلود نرم افزار با حجم ۶.۷ مگابایت

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 2:6 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
آموزش به دست آوردن ip کسی که با هاش چت میکنید

سلام امروز می خواهم آموزش بدم که چطور ip بدست بیاری اول باید در منوی start گزینه runرا بزنی بعد تایپ کن cmd بعد یه صفحه میاد(داس) توش تایپ کن netstat و اینتر کن برای اینکه بفهمی که کدوم ipشما و کدوم ip طرفه از کنار ساعت ویندوز اون 2 تا کامپیوتر که چشمک می زنه رو باز کن بعد گزینه Details رو بزن اونجا اطلاعاتی در مورد نوع و مدل مودم ip ispو ip شما(client IP address)و... وجود دارد پس اون یکی ipکه نو ip مال طرفه ممنون از توجه شما خدا موازبته

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا ON هست با ID خاموش ؟
 

دوست داري بدوني که ON هست ولي Invisible کرده و ID اون خاموشه يا واقغا نيستش اين روشو يکي از دوستام بهم گفت البته خودم امتهان نکردم ولي رو تمام ورژن هاي ياهو کار مي ده خوب ID مورد نظر رو انتخاب کن بعد به وب سايت www.xeeber.com برو و ID طرف رو تايپ کن و اينتر کن بعد يه چند ثانيه اي سايت به تو ميگه کهON يا OFF

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

فهميدن رومي که دوستمون توي اون در حال چته

 

دوست داريد بفهميد دوستتون تو کدوم روم چت مي کنه او به داخل يکي از روم ها (به دلخواه) برو حالا در Type Massage تايپ کن goto/ بعد يک فاصله ID دوستتو بنويس بعد اگه نرفت و پيغام داد،يا دست شما در هيچ رومي نيست يا ظرفيت روم پره

------------------------------------------------------------------------------------------

نظر یادتون نره .......

 

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 1:57 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
بدون نام کردن يک فولدر يا يک فايل

بر روي فايل راست کليک کن حالا گزينه Rename را بزن(از کليد F2 هم مي توني استفاده کني) خوب حالا کليد Alt را پايين نگهدار و عدد 0160 يا 250 را بزن حالا Alt رو ول کن پاک شد نه ...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اول ویندوز قبل از خوش آمد گویی عکس خودتونو بزارین
 
ميدونم خيلي دوست داري عکس خود يا يه عکس ديگه را اول ويندوز قرار بدي ( قبل از خوش آمد گويي ) برا همين بهت ميگم چتور اول به منوي Start برو Run را بزن regedit را تايپ کن و اينتر بزن و به اين آدرس برو HKEY_USERS>.DEFAULT>Control Panel>Desktop تو قسمت سمت راست پنجره راست کليک کن و از منوي آبشاري NEW گزينه String Value را بزن و نام آن را Wallpaper بگذار حالا بازش کن و آدرس عکس رو بده ويندوز را ريستارت کن بعد ببين خيلي باحاله حالا اگه خواستين ورشدارين همون آدرسو برو و جاي آدرسشو [None] بزار و ok کن سيستمتم ريستارت کن.
 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
تغيير خود کار مسير نصب برنامه ها در ويندوز

اگر از تغيير مسير نصب برنامه ها خسته شده اي و هميشه بايد مسير را c:\program file به مسير مورد نظر خود تغيير بدي حالا يه کاري مي کونيم که دفعه بعد نيازي به تغيير نداشته باشه و وقتت رو هم نگيره از منوي Start گزينه Run تايپ کن regedit اينتر بزن و حالا به اين آدرس برو HKEY_LOCAL_MACHINE/SOFTWARE/Microsoft/Windows/CurrentVersion و داخل فايل ProgramFilesDir مسير دلخاهتونو بدين

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کاري به جاي ريست
 

تا حالا شده برنامه اي نصب کني و بخواي سيستمتو ريست کني اصلا حسش نيست حالا اين کارو بکون از منوي START روي گزينه Run بزن و تايپ کن gpupdate /force قبل لز علامت / فاصله است

----------------------------------------------------------------------------------------

رايت بدون نرم افزار در xp

 

تا حالا شده عجله داشته باشي و نرم افزار رايت نداشتي يا اگه هم داشتي تو همون لحظه کار نميده حال گيريه شرکت ميکروسافت اين امکان رو برات گذاشته که با ويندوز فايلهاتو رو رايت کني ( البته در زمينه فايلهاي تصويري که بخواي تو VCD نشون بدي کار نمي کنه ) فايلها رو انتخاب کن و با راست کليک گزينه copy رو انتخاب کن و به درايو رايتر وارد شو و Past کن بعد از منوي سمت چپ گزينه Write these file to cd رو بزن حالا در قسمت CD name نام cd خودتو وارد کن و Next کن تا شروع به رايت کنه براي اينکه سرعت رو انتخاب کني روي درايو رايتر راست کليک کن و properties رو بزن از برگه Recording و در منوي کرکرهاي Fastest رو به هر سرعتي که مي خواي تغيير بده

------------------------------------------------------------------------------------------

حذف پسورد BIOS

 

 با دو روش پسورد رو برميداريم کامپيوتر را به MS DOS ببر ( cd win يا disk boot رو بزار تو دستگاه )و دستور DEBUG را تايپ کن و در خط اول تايپ کن O 70 10 در خط دوم O 71 10 (اولين کلمه o هست نه صفر يعني o هفتاد ده) و در خط سوم Q بزن حالا ريست کن روش دوم اول کيس رو از برق در بيار بعد در کيس را باز کن و بر روي برد اصلي يک باطري که شبيه باطري ساعت در اندازه بزرگتر است را در بيار و بعد از 30 ثانيه يزار سر جاش و کامپيوتر رو روشن کن

------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 1:51 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 

                        "M,        .mM"
                        IMIm    ,mIM"
                        ,MI:"IM,mIMm
             "IMmm,    ,IM::::IM::IM,          ,m"
                "IMMIMMIMm::IM:::::IM""==mm ,mIM"
       __      ,mIM::::::MIM:::::::IM::::mIMIM"
    ,mMIMIMIIMIMM::::::::mM::::::::IMIMIMIMMM"
   IMM:::::::::IMM::::::M::::::::IIM:::::::MM,
   "IMM::::::::::MM:::M:::::::IM:::::::::::IM,
       "IMm::::::::IMMM:::::::IM:::::::::::::IM,
         "Mm:::::::::IM::::::MM::::::::::::::::IM,
          IM:::::::::IM::::::MM::::::::::::::::::IM,
           MM::::::::IM:::::::IM::::::::::::::::::IM
            "IM::::::::MM::::::::IM::::::::::mmmIMMMMMMMm,.
              IM::::::::IM:::::::IM::::mIMIMM"""". .. "IMMMM
              "IM::::::::IM::::::mIMIMM"". . . . . .,mM"   "M
               IMm:::::::IM::::IIMM" . . . . . ..,mMM"
               "IMMIMIMMIMM::IMM" . . . ._.,mMMMMM"
                ,IM". . ."IMIM". . . .,mMMMMMMMM"
              ,IM . . . .,IMM". . . ,mMMMMMMMMM"
             IM. . . .,mIIMM,. . ..mMMMMMMMMMM"
            ,M"..,mIMMIMMIMMIMmmmMMMMMMMMMMMM"
            IM.,IMI"""        ""IIMMMMMMMMMMM
           ;IMIM"                  ""IMMMMMMM
           ""                         "IMMMMM
                                       "IMMM
                                         "IMM,
                                          "IMM
                                           "MM,
                                            IMM,

تقدیم به عاشقان ۱۴معصوم

 

[ یکشنبه 21 بهمن1386 ] [ 1:44 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 

دوستان عزیز شاید این مطالب زیر مناسب با حال سایتنباشد ولی بسیار بسیار مهم هستند که من به عنوان یک انسان که جان انسانی دگر را دوست دارد ...


سعي كنيد 6 مورد زير را بعد و قبل از غذا خوردن رعايت كنيد:

1 -
بعد از غذا سيگار نكشيد: آزمايشات نشان داده است كه كشيدن يك نخ سيگار بلافاصله بعد از غذا، مساوي است با كشيدن 10 نخ در ساير اوقات؛ در نتيجه به همين نسبت خطر ابتلا به سرطان را افزايش مي دهد.

2 -
بلافاصله بعد از غذا، ميوه نخوريد: خوردن ميوه بلافاصله بعد از غذا باعث مي شود كه هوا داخل معده جمع شده و نفخ شديد ايجاد شود، بنابراين حداقل يک ساعت قبل از غذا و دو ساعت بعد از غذا ميوه بخوريد.

3 -
بلافاصله بعد از غذا چاي ننوشيد: مقدا زيادي اسيد در برگ هاي چاي وجود دارد كه باعث محكم شدن تركيبات و پيوندهاي پروتئيني داخل غذا و در نتيجه سخت شدن هضم غذا مي شود. به عنوان مثال چاي داراي تركيباتي است كه جذب آهن را بسيار كم مي كند.

4 -
حمام نكنيد: حمام كردن باعث افزايش جريان خون در دست ها، پاها و سطح بدن و کاهش جريان خون در اطراف معده مي شود، در نتيجه باعث اختلال در هضم غذا مي شود.

5 -
بعد از غذا پياده روي نكنيد: در بين مردم شايع است كه پياده روي بعد از غذا، به هضم آن بسيار كمك مي كند، ولي اين درست نيست. پياده روي پس از غذا خوردن باعث مي شود كه دستگاه گوارش در جذب غذا ناتوان شود و مواد مغذي داخل غذا جذب بدن نشوند.

6 -
بلافاصله بعد از غذا نخوابيد: در اين صورت عمل هضم غذا به درستي انجام نمي شود و باعث ايجاد عفونت روده و ناراحتي هاي گوارشي مي شود

 

 

[ پنجشنبه 11 بهمن1386 ] [ 14:56 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

13 روش براي بالا بردن امنيت در ياهو

با رعایت نکات زیر امکان بسته شدن یا بدست اوردن پسورد در یاهو رو به حداقل برسونید:

1. اینکه پسورد یاهو هک شه دیگه دورانش گذشته اونقدر یاهو امنیتش رو بالا برده که دیگه باید خواب بدست اوردن پسورد رو فقط ببینیم اگرم الان میگن فلانی پسورد یکی رو بدت اورده فقط به علت بی احتیاتی خودشه که دلایلش رو پایین نوشتم

2.اقا جان وقتی کارتون با مسنجر یا mail box تموم میشه حتمآ sign out کنید این موضوع خیلی مهمه در مبحث استفاده از ردپاها یا همون cookies ها روشی هست که هر چند تعداد خیلی کمی میتونن ازش استفاده کنن ولی میتونن از همین ردپا ها استفاده کنن و ایمیل های شما رو بخونن ولی با این روش نمی تونن پسورد بدست بیارن

3.حتمآ از پسورد های امن استفاده کنید مثلآ ورندارین شماره تلفن خونتون رو بزارین پسورید یا اسم دوست دختر یا دوست پسرتون رو سعی کنید از کارکترهایی مثل @ در پسورد خودتون استفاده کنید این موضوع به خاطر اینه که با پسورد یاب ها نتونن کلمه عبورتون رو بدست بیارن هر چند باز بخاطر بالا رفتن امنیت یاهو این کارم تخته شده!

4.اقا یارو میگه میخواد واست فایل بفرسته مثلا عکس خودشو شما به سه شماره میگرید بعدم اجرا میکنید اخر سرم میگید error داد یارو هم میگه اشکال از سیستم خودت شما میگین بیخیال حالا بگو منو چندتا دوست داری!!!!!!!!!

5.وقتی یه فایلی فرستاده میشه به پسوند اون دقت کنید دیگه تابلو که پسوند عکس چیزایی مثل gif/jpg و.... هست و فایل های اجرایی exe/com/bat که اکثرا تروجان ها در قالب exe فرستاده میشه

6. بعضی ها میان زرنگی کنن ور میدارن بعد از پسوند فایل چند تا space میزنند همون طوری که میدونید در ویندوز نام فایل ها تا 11 کاراکتر نشون داده میشه و اگه بیشتر بشه ....... میزاره به اینم هواستون باشه که طرف کلک رشتی نزنه

7.این دیگه واقعا دورانش گذشته اونم استفاده از fake login هستش هر چند الان این راه بیشترین قربانی رو میده هواستون باشه تو هر صفحه که میرید تا لاگین دیدید ور ندارین پسوردتون رو بدید چون با اینکار پسورد خودتون رو دو دستی تقدیم به اون کسی کردین که این صفحه رو ساخته

8. یه کلک رشتی که کمتر به فکر کسی میرسه گذاشتن یک تروجان به جای فونت مخصوص یک سایته که روشی که هنوز خیلی لو نرفته فرض کنید وارد یک صفحه میشید که اصلا نمیتونید فونتشو بخونید حالا یه لینک پایین گذاشته که گفته اقا جان این فایل رو دریافت کنید بعد از نصب میتونید متن صفحه رو بخونید حالا حساب کنید به جای فایل مربوط به فونت یک تروجان باشه!

9.یه نکته ای هست اونم در مورد بسته شدن مسنجره ببینید یکی از دلایل اصلی که شما تو ایمیل میتونید برید ولی مسنجرتون باز نمیشه استفاده از بوترهاست که اینم بر میگرده به سیستم امنیتی جدید یاهو که ممکنه مسنجر شما رو برای چند روز ببنده میگن هیچ راهی نیست که خود ادم درستش کنه و باید منتظر موند تا یاهو دلش به رحم بیاد و مسنجر رو باز کنه ولی باز میگن در این حال استفاده از yahoo messenger 5.0 تونسته به یه عده ادم کمک کنه

10. اگر نه تو مسنجر میرید نه تو یاهو میل و اون پیغام گند بسته شدن ID رو میبیند که متاسفانه راهی برای درست کردنش نیست به جز اینکه زنگ بزنید یاهو دو ساعت صحبت کنید تا راضی بشن که خوب این موضوع واسه کسایی که تو امریکان مثلآ برن دم در شرکت یاهو چهار تا داد بزنن یا چرخ ماشین اون دوتایی که یاهو رو ساختن پنچر کنن یا مثلا یه هزاری بزارن تو جیب یارو مثلآ بگن ما فامیل اقای پشکل پناهیان هستیم شاید یه کاری براتون کردن ولی کلآ اگه اینجوری شد دیگه باید به طور کامل و برای همیشه بیخیال id تون بشین

11.یه سری password sender هست مثل k2ps که تمام پسوردهای کامپیوتر شما مثل اشتراک یا یاهو رو برای طرف میفرسته که باز اینم باید فایل مربوطه رو سیستم قربانی اجرا بشه خوب اگه طرف هواسش باشه چی رو داره اجرا میکنه مشکلی براش پیش نمیاد

12. شاید مهمترین نکته که خیلی ها بهش تاکید دارن استفاده از یک دیوار اتش مطمئن و همچنین یک انتی ویروس قوی هست که هر دویه این برنامه ها همیشه باید بروز باشن مثلآ برای دیوار اتش میتونین از zone alarm یا black ice استفاده کنید انتی ویروسم norton , pc-cillin , mcafee پیشنهاد میشه

13. هیچ وقت cookies های اینترنت اکسپلور رو نگه ندارید و همیشه پاک کنید برای این کار در از منوهای بالایه صفحه گزینه Tools رو انتخاب کنید و بعد delete cookies رو بزنید یا کلا از setting گزینه never رو بزنید تا دیگه ردپایی از شما باقی نمونه

[ پنجشنبه 11 بهمن1386 ] [ 14:47 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 عجائبی در قران

بنام خداوند بخشنده مهربان
آفريننده كوه و دريا زمين و زمان
آفريننده انسان در جهان
چه زرد و سياه و سفيد ؛ همه يكسان نزد آن
خدايي كه داده به ما جسم و جان
تا كنيم خود را فداي دين و قرآن
ايزدي كه داده به انسان زبان
كه باشد شاكر نعمتش در جهان
قرآن و كامپيوتر
مقاله قرآن و كامپيوتر نوشته « دكتر رشاد خليفه» دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد. دكتر رشاد خليفه ، نخستين بار ترجمه قرآن مجيد از عربي به انگليسي را در 12 جلد نگاشت . اين ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ايالت آريزوناي آمريكا بچاپ رسيد. مقاله قرآن و كامپيوتر در پايان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اينك متن مقاله :
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بيشمار ادبي شامل كتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن برشته تحرير در آمده است . دراين نوشته ها فصاحت بيان ، فضيلت ادبي، معجزات علمي، سبك و حتي جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشريح شده است.
با وجود اين، تحقيق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشري، بيطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقيده نويسنده برعليه آن قلم فرسايي شده است . چون مطالعات وپژوهش هاي قبلي به بوسيله بشر انجام شده خواهي نخواهي تمايلات ونظرات ضد ونقيض نويسندگان در آنها به چشم ميخورد ، اين نوشته ها نتوانسته اند افراد غيرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسماني است و دلايل نويسندگان درايشان مؤثر نبوده است. معجزه اي كه در اين رساله پژوهشي ارائه مي شود برمبناي اصولي بي چون و چرا و خالي از شك و شبيه و غيرقابل تغيير استوار است بدين ترتيب كه فن كامپيوتر با كشف سيستم اعدادي اعجاز آميز قرآن مدلل مي دارد كه قرآن مجيد بدون شك ساخته فكر بشر نمي تواند باشد. خواست خداي توانا بوده است كه اين نظم پيچ در پيچ عددي قرآن مخفي نماند تا تايپ شود كه سرچشمه غيبي قرآن از جانب خداوند متعال است و نيز در عرض گذشت قرون بوسيله ذات او محافظت ميشده و از گزند تغيير ، افزايش يا كاهش در امان مانده است.
رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :
1-
اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2-
قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3-
اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4-
سوره علق 19 آيه دارد.
5-
سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6-
اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7-
اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8-
دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9-
سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10-
چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) .
11-
پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12-
آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13-
آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35).
14-
هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي شود.
15-
قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد.
16-
همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است .
17-
تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد.
18-
قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.
19-
اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20-
حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21-
يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22-
خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند. بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است.
23-
سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24-
سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25-
بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند.
26-
آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
27-
يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود.
28-
تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29-
سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30-
در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .
31-
در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19).
32-
در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند .
33-
در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).
34-
در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).
35-
در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).
36-
در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).
37-
در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).
38-
در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19).
39-
در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).
40-
در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).
41-
در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).
42-
در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19).
43-
در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19).
درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است
:
345+ 168+137+122+26= 897
كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1-
كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2-
كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3-
كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“
حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند.
5-
كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار
6-
كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7-
كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8-
كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9-
كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10-
كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اينها تصادفي است؟
ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست.
نتيجه:
1-
يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد. آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2-
رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3-
عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:
«
عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود
«
اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد.
در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است.
يا دليل المتحيرين
در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هاربا طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند.
سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حا دثه : 11/9/2001
كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار
خداوند در آيه 109 سوره به خرابي بنا اشاره مي فرمايد. طبقه اصابت : 109

  وبلاگ ESSIASAL
[ پنجشنبه 11 بهمن1386 ] [ 14:40 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
یک نوحه زیبا به زبان فارسی و عربی توسط مداح اهل بیت نزار القطری که چندین بار از شبکه سوم سیما پخش شدو برای اولین بار هم ۲۴/۱۰/۸۶بعدازاخبار شبانگاهی پخش شدکه بسیار زیباست ومورد استقبال بسیاری قرارگرفت ونیز گفته میشه پربیننده ترین کلیپ ومداحی درایران هست. و زیباتر از همه ی اینها که در کنار بارگاه امام حسین است. اجرای این نوحه در تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۳۸۶ در کربلای معلی صورت گرفته. البته بنده لینک صوتی و تصویریش به همراه متن کامل مداحی برای شما قرار داده ام. لینک تصویری این مداحی را می توانید با ابزار های دانلود youtube دانلود کنید.

قسمت اول دیدن کلیپ به صورت آنلاین:

...................................................................................................................................

قسمت دوم دانلود کلیپ  کامل صوتی این مداحی زیبا که حدود۱۲ دقیقه میباشد:

 دانلود کلیپ صوتی نوحه عربی فارسی باحجم 3مگابایت "انا مظلوم حسین"

پسورد : www.mobileironi.com (به کوچک بودن حروف پسورددقت کنید)

..................................................................................................................................

قسمت سوم دانلود کلیپ  کامل تصویری این مداحی زیبا:

 دانلود کلیپ تصویری نوحه عربی فارسی باحجم7.76 "انا مظلوم حسین"  

 پسورد : www.mobileironi.com (به کوچک بودن حروف پسورددقت کنید)

............................................................................................................................

 

متن مداحی:

انا مظلوم حسین
انا محروم حسینلم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد

لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین

فاطم الزهرا امی و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین

عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین

یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین

و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی

حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

منم شهپر کبری منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

[ پنجشنبه 11 بهمن1386 ] [ 14:28 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

نام قالب: جام جهانی

نام قالب: قرآن

نام قالب: پیتر پن

نام قالب: سینما

نام قالب: کانتر

نام قالب: بهار

نام قالب: پاییز سرخ

نام قالب: هفت کوتوله

نام قالب: تدی 2

نام قالب: فروهر

نام قالب: هک

نام قالب: فرشته

نام قالب: میکی موس

نام قالب: هیولاها

نام قالب: نینی

نام قالب: سیب

نام قالب: آسمان نارنجی

نام قالب: نسیم

نام قالب: هری پاتر

نام قالب: موزیک

بقیه قالبها در ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 بهمن1386 ] [ 18:58 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 

رسم و رسوم ازدواج

منبع پایگاه ایران سهراب

در سالهای گذشته  دوست ما به خواستگاری دختر خانمی رفته بود وبا توافق هم مراسم نامزدی نیز برگزار شده بود و چند ماهی را هم با خوبی و خوشی با هم گذ رانده بودند که در این مدت عید قربان مقارن می شود با دوره نامزدی این دو نفر. دوست ما با توجه به این که در این مورد در فامیل و خانواده شان هیچ گونه رسم و رسومی را نداشتند و از رسوم خانواده دختر هم اطلاعی نداشته بود لذا در این روز بخصوص به خانه نامزد خود نرفته و هیچ هدیه ای را هم برای این روز خاص تدارک ندیده بود که همین مسئله برایش مشکل ساز شد. زیرا خانواده دختر رسم داشتند که در اعیاد مذهبی و روزهای خاصی باید خانواده داماد همراه با گل و کاد و و شیرینی برای تبریک به خانه عروس بروند وطبق رسوم آنها اگر در این امر کوتاهی صورت می گرفت نشان دهنده بی احترامی به عروس بود

. لذا د وست ما بی خبر از این رسوم ناخواسته مورد اتهام قرار گرفت که بی احترامی کرده است و همین گلا یه و توقعات و گفتگوهای بعدی آنقدر ادامه پیدا کرد که سر یک چنین مسئله کوچکی نامزدی این دو نفر به هم خورد که البته مقصر اصلی هم خانواده د ختر بود ند که کوتاه نیامد ند و موضوع را خیلی بزرگ کردند. البته این د وست ما در آینده با شخص د یگری ازدواج کرد که خوشبختانه هم موفق بوده است.

ولی بحث ما این است که مشکلا تی از این د ست را چگونه باید توجیه کرد؟

ما می دانیم که در کشور ما اقوام مختلفی زندگی می کنند و هر شهر و هر قومی فرهنگ و رسوم خاص خود را دارند و اطلاع نداشتن از رسوم د یگران جرم محسوب نمی شود! و اگر برای کسی رسوم خانواد گی اش خیلی مهم است بهتر است آنها را به طرف مقابل بگوید و در اصل کار اطلاع رسانی را قبل از هرامری انجام دهد تا شخص  مقابل هم مطلع شود و نباید عدم اطلاع از خواسته هایمان را به حساب توهین و یا بی توجهی قلمداد کنیم . اگر کسی از خواسته های ما اطلاع داشت و توجه نکرد آن وقت باید قضاوت کرد البته در آن شرایط هم باید صحبت های شخص مقابل را  شنید و به قول معروف یک طرفه به قاضی نرویم.

البته من خانواده هایی را دیده ام که خیلی سنتی برخورد می کنند و هنوز احترام و عشق را در گرو این مسائل می دانند . حتی خانواده هایی هستند همانطور که قبلا" گفتم تا نوک د ماغشان را می بینند و بیشتر از آن وسعت دید و یا آگاهی را ندارند. مثلا" خانواده ای را دید م که وقتی داماد برای عروس کاد و آورد قبل از هر چیز رفتند و نمونه آن را قیمت کرد ند تا بر اساس قیمت آن عشق را سبک وسنگین کنند. و یا دیده ام که دامادی برای روز زن برای نامزد خود یک کیف کادو داد و با اعتراض خانواده عروس مواجه شد که چرا طلا نیاورده است! و واقعا" برای من جای تعجب داشت که چطور آد م باید رویش بشود که بتواند نوع هد یه را هم معین کند. البته به نظر من از افراد کوته فکر هیچ توقعی را نمی توان داشت و حتی می توان پیش بینی بد تر از اینها را هم نمود .

 

تنها راه حل به نظر من این است همانطور که در مباحث پیش از ازدواج گفتم در انتخاب همسر آینده خود د قت لازم را انجام دهید و با توجه به میزان فهم و شعور و فرهنگ شخص و خانواده اش اقدام کنید. و سعی کنید قبل از هر چیز از موارد مهمی چون فهم و شعور فرد مقابل آگاهی پیدا کنید. و اگر کسی چشم بسته اقدام کرد و بعد هم با مشکلا تی از نوع آن چه که عنوان شد مواجه شد می توان گفت خودش مقصر است که شناخت لا زم و کافی را کسب نکرده است.

لذا با کمی درایت می توان از بسیاری مشکلا ت د ور ماند. و از طرفی سعی کنید اگر از د و خانواده با د و فرهنگ مختلف هستید در ابتدا آگاهی های لا زم و طرز تفکر خود را برای یکد یگر مشخص کنید. و اگر فکر می کنید می توانید با آن نوع از فرهنگ کنار بیایید اقدامات بعدی را انجام دهید. 

نکته مهمی را که می توانم برای همه توصیه کنم این است که سعی کنید قبل از ازدواج چشمان خود را کاملا" باز کنید و همه مسائل را د قیق ببینید ولی بعد از ازدواج چشمان خود را به روی بسیاری از مسائل ببند ید و خیلی چیزها را نادیده بگیرید. و گذ شت را پیشه خود کنید.

ولی متاسفانه افرادی هستند که قبل از ازدواج چشمان خود را می بندند وبعد از ازدواج چشمان خود را باز می کنند. واین دسته از افراد هستند که د چار مشکل می شوند. به نظر من د وران آشنایی قبل از ازدواج و یا د وران نامزدی زمانی است که شخص باید چشمان خود را کاملا" باز کند و کوچکترین نکته ای را نا د یده نگیرد زیرا زمان – زمان شناختن است و دوره حساس و سرنوشت سازی است وزمانی است که باید عقل حکم کند بعد از این دوره می توان به امور دیگری چون عشق ورزید ن و غیره پرداخت.

 

اگر در دوران نامزدی عیب یا ایرادی را در همسر خود د ید ید و توانستید آن را ناد یده بگیرید پس باید د ر آینده هم این اغماض را داشته باشید . مثلا" اگر نوعی خساست را در همسر خود د ید ید و توانستید در دوران نامزدی باآن کنار بیایید و ناراحت نشد ید و به قول معروف به خاطر احساسات عاشقانه از آن صرف نظر کرد ید باید قبول کنید که اگر د ر ده سال آینده هم چنین عملی را د ید ید باید صرف نظر کنید و ناراحت نشوید. یعنی اگر گذ شت کرد ید باید تا آخر هم گذ شت کنید و اگر نمی توانید گذ شت داشته باشید پس در همان ابتدا هم خود رابا گذ شت نشان ندهید. واگر قرار است در آینده و پس از ازدواج همه نکات منفی را مهم جلوه دهید پس بهتر است در دوران قبل از ازدواج هم عقاید و نظرات خود را با صراحت بیان کنید و اگر از رفتاری می رنجید آن را در همان زمان روشن کنید. زیرا دیده شده است افراد- بسیاری از مسائل را در دوران نامزدی   د یده اند ولی توجه نکرده اند و به قول خود شان فکر کرده اند در آینده مسائل خود بخود حل می شود ویا بر اساس احساسات مشکلا ت را ناد یده گرفته اند ولی بعد از ازدواج میزان گذ شتشان کاهش یافته و احساسات را کنار گذاشته اند و تازه شروع کرده اند به د ید ن مسائل از د ید عقلا نی آن . در حالی که این کار مختص زمان نامزدی است نه پس از ازدواج.

باز هم تاکید می کنم اگر قصد دارید ازدواج موفقی داشته باشید سعی کنید در د وره نامزدی شناخت لا زم و کافی را بد ست بیاورید و همانطور که گفتم چشمان خود را کاملا" باز کنید و حتی اگر شده چشمان دیگری را هم قرض بگیرید و همه مسائل را زیر ذره بین قرار دهید و احساسی برخورد نکنید. که اگر با توجه به این موارد – ا نتخابی داشته باشید بدانید موفق خواهید بود و فرصت های زیادی را در بقیه عمر برای احساسات و عشق ورزید ن خواهید داشت

[ یکشنبه 7 بهمن1386 ] [ 16:56 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

 

احاديث امامان و پيامبر اسلام ( ص) در مورد روابط جنسي بين زوجين

ارسال مطلب از :  م رسام    پايگاه اينترنتي : www.tanzimekhanevadeh.ir

چون عروسی به خانه آوردید، با محبت و تواضع کفش هایش را در آورده ،پاهایش را بشویید آن گاه او را به حجله دعوت کنید .این چنین است که مهر،برکت و رحمت بر خانه و عروستان سایه می افکند .  

" پیامبر اکرم (ص)، من لا یحضره الفقیه،ج3.ص358 "

 

وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید،گیسوان او را نوازش کرده زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید ((خدایا !این امانت توست که به من سپردی .با گفته ی تو او را به خود حلال کرده ام ،فرزندم را مبارک ، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما))  

" امام صادق(ع)، فروع کافی ج5 ص500 "

 

آن گاه وضو سازید ،تن و روان خویش طراوت بخشید ،رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز عشق به جای آورید .به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند.                                                           

" امام صادق(ع)، مکارم الاخلاق ص 239 " 

پیش از این که با عروس خویش به بستر زفاف روید،هدیه ای به وی بدهید ،با این کار عشق و آرامش را به او هدیه کرده اید.  

 

" امام صادق(ع)، وسائل الشیعه ج215 ص12 " 

شب هنگام که شوهرتان در بستر آرمیده و منتظر آغوش گرم شماست،خود را به کاری سر گرم نکنید،زمان را طول ندهید ،مبادا همسرتان به خواب برود، چرا که زنی این چنین ،تا بیداری شوهر همواره مورد نفرین فرشتگان است.                                                                                                                   

" پیامبر اکرم(ص)، همان ص 17 "

 

خانمها شرم و آرزم صفت پسندیده و نیکوی شماست ،اما حیا از شوهر ،ناپسند و بیجا. بهترین شما کسی است که چون با شوهر خلوت کند ،لباس حیا از خود بیفکند و چون لباس بپوشد ،جامه ی شرم و حیا را نیز بپوشد و زیبایی ها  و دل ربایی های خود را به دیگران عرضه مدارد.                

" امام صادق(ع)، همان،ص14 "

 

 شب هنگام که پرده ها فرو می افتد ، خواب بر پلک ها چیره میشود بر هیچ بانویی روا نیست که بخوابد،مگر آن که خویشتن را به آغوش شوهر بسپارد .باید لباس از تن به در آید ،کنار شوهر بیارامید و پوست بدن خویش به بدن شوهر بچسبانید .این چنین خود را به شوهر عرضه داشته اید .                    

" پیامبر اکرم(ص)، همان ، ج14 ،ص126 " 

هر جا که شوهرتان شما را به خلوت بخواند ،همان جا بهشت شماست! روا نیست شوهر خود را از بهره وری جنسی و لذت حلال منع کنید .

 

" پیامبر اکرم(ص)، همان ،ص112 "

 

دنیا و خوشی های آن برای شما آفریده شده است . لذیذ ترین چیزها در این دنیا آمیزش با همسر است .چنان که لذت بخش ترین کاردر باغ بهشت نیز همین است.                                                        

" امام صادق(ع)، کافی ،ج5،ص321 " 

چه لذتی بالاتر و چشم نواز تر از دیدن بدن عریان همسر است . قبل از هم خوابگی خود را از شوهرتان دریغ مدارید ،بگذارید شوهرتان شما را ببوید و ببوسد.                                                               

" امام صادق(ع)، حلیه المتقین ،ص71 "

 

وقتی به سوی همسرتان می روید ،در آغوش فرشتگانید.چون به آمیزش می پردازید  گناهانتان چون برگ درختان فرو می ریزد و چون غسل میکنید خود را می شویید ،از گناهان بیرون می روید .            

" پیامبر اکرم(ص)، کافی، ج5، ص496 "

 

هنگام آمیزش به طور کامل برهنه و عریان نشوید و زیر پوشی هر چند نازک به تن داشته باشید .                                             

" پیامبر اکرم(ص)، وسائل الشیعه ،ج14 ،ص85 " 

مرد را به حال خود بگذارید با وی در نیاویزید او را به اجبار به سوی خود نخوانید مرد نیازمند عشوه گری و طنازی است نه زور و اجبار.         

" پیامبر اکرم(ص)، حلیه المتقین ،ص67 " 

سخن گفتن با پروردگار لذت بخش و روح افزاست،اما وقتی شوهرتان شما را به خلوت خویش میخواند، نماز را طول ندهید و خرامان به سویش بشتابید.         

 " پیامبر اکرم(ص)، کافی ج 5 ص 508 " 

هنگام در آمیختن با همسر خویش ،یکدیگر را ببویید ،ببوسید ،عشق بازی کنید و با سخنان محبت امیز ،عشق را به او پیش کش کنید .

 

" پیامبر اکرم (ص)، محجه البیضاء ،ج3،ص110 " 

هنگام آمیزش چون پرندگان شتاب نکنید صبر پیشه ی خود سازید زنها نیازمند وقت بیشتری هستند مدتی نه چندان طولانی به عشق بازی بپردازید همسرتان را کاملا" آماده سازید.آمادگی دو سویه آمیزش را فرح بخش و کامل می کند.

 

" امام علی(ع) وسائل الشیعه ج14 ،ص83 ، امام صادق (ع) کافی ج5،ص497 "

 

آمیزش مکن مگر اینکه با همسرت بسیار بازی کنی و سینه هایش را آرام بفشاری چون چنین کنی آمادگی لازم را برای در آمیختن پیدا می کند .در این حالت،شهوت از صورت و چشمان او نمایان می شود و از تو همان میطلبد که تو از وی می خواهی .                                     

" امام رضا(ع)، سفینه البحار ،ج1،باب الجمع " 

 

هیچ گاه با شکم سیر با همسر خود هم بستر نشوید این کار موجب بیماری و چه بسا موجب مرگ خواهد شد .                                

 

" امام صادق (ع)، وسائل الشیعه ج14،ص191 "

 

چون شب از سفر بر می گردی،خستگی راه آرامش از تو میستاند بهتر است آمیزش با همسرت را تا صبح به تاخیر اندازی.        

" امام صادق(ع)،همان ص93 "

گاه وقتی قصد مسافرت داری ،دل شوره عجیب به سراغت می آید ،همسرت نیز مضطرب و نگران است آیا بهتر نیست در آستانه ی سفر از هم آغوشی و نزدیکی با او بگذری؟!                                        

" امام صادق(ع)،همان "

 

سفر با شریک زندگی ،آرام ساز و غم زداست.سفر خستگی و اضطراب نیز دارد.در سفر گاه همه چیز برایت مهیا نیست.گاه شرایط سفر شرایطی غیر عادیست ،بهتر است در این شرایط غیر عادی از هم خوابگی با یار زندگیت بپرهیزی.

 

" امام صادق (ع) ، همان "

چون به آمیزش پرداختی سخن کوتاه کن ،مبادا فرزندی لال نصیب تو گردد.                     

" امام علی (ع)، همان ص87 "

وقتی به قصد فرزند ،خرامان به سوی همسر خویش می شتابی به عورت او نگاه مکن !مبادا فرزندی نابیننا تو را پدید آید.                   

 

" امام علی (ع) ،همان ص87  

چون به قصد بارور کردن رحم همسرت ،نزد او آرمیدی،با نیتی پاک و زبانی گویا با خدای مهربان چنین بگو (( خدایا مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او زیاد و کم نباشد و او را عاقبت به خیر گردان))                        

" امام محمد باقر (ع)،همان ج15،ص106 "

 

در حال جنابت ،به قصد بچه دار شدن ،با همسرت هم آغوش مگرد ،بهتر است غسل کنی ،اندکی آرام گیری ،پاک و طاهر شوی و سپس . . .    اگر چنین نکردی و فرزندی مجنون و کم عقل نصیبت شد کس دیگری جز خود را نکوهش مکن .

" پیامبر اکرم(ص)، همان ج1،ص99 "             

اندیشه آدمی به هر جا روان است . در اندیشه ی دیگری بودن نا میمون است .در این هنگام با شهوت زن دیگر نباید با زن خود هم بستر شوی.        

"پیامبر اکرم(ص)،همان ص120 "

شیطان خودش خواسته که در فرزندان آدم شریک شود و این مایه ی بسی نگرانی است ،نگران مباشید !هنگام آمیزش با ذکر ((بسم الله الرحمن الرحیم)) خدا را یاد کند و از شر شیطان به خالق نیکی ها پناه ببرید اگر چنین نکنید ممکن است فرزندتان محبت اهل بیت (ع) را در دل نداشته باشد .

 

" امام علی (ع)،همان ص96 "

وقتی به قصد آمیزش کنار یکدیگر آرمیدید،دو دستمال تمیز و پاک در کنار خود قرار دهید ، هر کدام از دستمال جدا گانه استفاده کنید .         

 

" پیامبر اکرم(ص)،همان ص188 " 

هنگامی که به اوج لذت جنسی نزدیک شده اید ،حتی الامکان از ریختن نطفه ی خود به بیرون خود داری مکنید ،بگذارید غدد جنسی آزادانه به تخلیه بپردازند ،خود داری از تخلیه ی نطفه ،موجب سنگ مثانه خواهد شد . 

" امام رضا(ع)، سفینه البحار،ج1،باب الجمع "

 

اگر به هر دلیل عمل آمیزش به طول انجامید و عمل انزال صورت نگیرد،چه بسا موجبات سنگ مثانه فراهم گردد.از طولانی کردن مدت هم بستری بدون انزال پرهیز کنید .                                                   

 

" امام رضا(ع)، سفینه البحار،ج1،باب الجمع "

پس از آمیزش یکباره بلند مشوید و ننشینید،بلکه ابتدا به طرف راست بچرخید و اندکی بعد برای ادرار ولو اندک برخیزید ،پس از آن برای رسیدن به تعادل وآرامش غسل کنید ،با رعایت این آداب از سنگ مثانه در امان خواهید ماند.                                                                   

" امام رضا (ع) ،همان "

 

مکانی خلوت در زمانی بی سرو صدا ،با دلی آرام شرایط مناسبی برای هم بستری است .اگر آمیزش و انعقاد نطفه با دلی آرام و خالی از اضطراب صورت پذیرد ،خون به صورت طبیعی در رگ ها جریان می یابد،انتقال ژن ها طبیعی تر انجام میگیرد و در نتیجه فرزند ،به پدر و مادرش بیش تر شبیه خواهد شد.                                                                      

" امام حسن (ع) ،بحار الانوار ،ج6 ،ص359 "

 

پرندگان هر کدام صفاتی دارند :شایست و ناشایست ،در آمیزش نیز آدابی دارند ،"کلاغ" علی رغم پرو بال سیاه و صدای ناهنجارش،در آمیزش مخفی کاراست ،آمیزش مخفی کارانه را از کلاغ بیاموزید.                 

 

" امام صادق(ع)،وسائل الشیعه ،ج14،ص100 "

 

وقتی کودکی در اتاق است و شما را می پاید و حتی بی اختیار نفس و صدای شما را می شنود،از خیر این لحظات دل نشین و بهشتی در گذرید ،مبادا آن کودک در بزرگی به رابطه نامشروع تن در دهد که رستگار نمی گردد.

 

" پیامبر اکرم (ص)،همان ص95و فروع کافی ج5، ص500 " 

خانم ها از آرایش دریغ مکنید ،بهترین ملایم ترین و دل نواز ترین عطر را به کار برید زیبا ترین و    دلربا ترین لباس را به اندام خویش بپوشانید خود را حداقل با یک گردنبند زینت بخشید و صبح و شام خود را به شوهر عرضه دارید ،در یک کلام چشمو دل شریک زندگیتان را هنرمندانه بربایید .         

 

" پیامبر اکرم(ص) ،وسایل ،همان ،ص112 " 

آقایان!مطابق میل خانمتان لباس بپوشید ،در خانه نیز آراسته و دل ربا باشید ،هوش و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید ،با این کار غدد جنسی او را نسبت به خود فعال کنید و عفت او را نسبت به دیگران فزونی می بخشید.  

" امام رضا(ع)، مکارم الاخلاق ،ص80 "

 

حلالی لذت بخش تر از هم بستر شدن با همسر نیست ،ولی زیاده روی در این امر نارواست ،میانه روی در آمیزش به سلامت آدمی می افزاید و عمر را زیاد می کند.                                                           

 

" امام صادق (ع) ،وسائل الشیعه ،ج14،ص96 "

مرد باید مقداری از شهوت خود را نگه دارد که همواره توانایی جنسی داشته باشد ،زیرا زن شوهر خود را در امور جنسی توانا بیابد ،بهتر از این است که او را ناتوان ببیند ،مرد ناتوان نمی تواند همسر خود را راضی نگه دارد .                                                                   

" امام علی(ع) همان، ص180 "

 

همان گونه که در امور جنسی زیاده روی نارواست ،کم گذاردن و سستی به خرج دادن نیز ناشایست است ،روا نیست مرد بیش از 4 ماه ،امیزش جنسی با همسر جوان خود را ترک کند حتی اگر مثیبت دیده باشد .    

" امام رضا (ع)،همان ،188 "

 

مراقب باشید ،رو و پشت به قبله با همسر خویش هم بستر شدن ،زشت و ناپسند است .حرمت کعبه را نگه دارید و خدا و فرشتگان را از خویش نا خرسند مسازید .                                                          

" امام صادق(ع)،همان ص14 "

 

در این اوقات آمیزش نکنید : 1- بین اذان صبح و طلوع خورشید 2- بین غروب تا تاریک شدن هوا 3- هنگام خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی 4- هنگام زلزله    

" امام صادق (ع)،همان ،ص96 "

 

در اول شب چه زمستان و چه تابستان ،امیزش نکنید زیرا معده و رگها پر است و موجب بیماری نقرس ،سنگ مثانه ،ضعف چشم و چکیدن ادرار می گردد. 

" پیامبر اکرم (ص)، همان ص91 "

 اگر فرزند کم عقل ودیوانه و جذامی نمی خواهید در اول ،وسط و آخر ماه (قمری ) با همسر خود در نیامیزید چه بسا ممکن است آن چه نمی خواهید صورت پذیرد.                                                                 

" پیامبر اکرم (ص)، همان ص91 "

در شب عید فطر ،عید قربان و نیمه شعبان نیز آمیزش به قصد فرزند دار شدن دوری گزینید چرا که ممکن است فرزند شما شرور ،معلول ،بد یمن و زشت رو گردد . 

" پیامبر اکرم (ص)،وسایل الشیعه ج14 ،ص187 "

اگر گاه چشمانت بی اختیار یا با اختیار به زنی افتاد و مسحور او شد و دلت لرزید ،پیش از این که پایت بلغزد ،چشم فرو بند و در اولین فرصت با همسرت هم بستر شو ،چرا که زنان همگی مانند همند.                                                                                                           

" امام علی (ع)،همان ص73 "

چون همسرت باردار شد ،از آمیزش بپرهیز،تنها در ماه های اول (با مشورت پزشک ) می توانی با وضو به نزدیکی اقدام کنی،جنینی که در رحم همسرت است بسیار مقدس و قابل احترام است.                            

" پیامبر اکرم (ص)،همان ج14 ص188 "

زنان به قدر کافی از عادت ماهیانه رنج می برند روا نیست با آمیزش در این دوران به رنج آنها بیفزاییم . این عمل علاوه بر حرمت شرعی ،غیر اخلاقی و غیر بهداشتی نیز می باشد ،در این اوقات می توان از دیگر اعضا بهره برد.  

" امام صادق(ع)،همان ج1 ،ص571 "

 

عشق به همسر گرما بخش و انرژی زاست ،با اعلام این عشق به او قلب وی را تسخیر کنید. ((دوستت دارم عزیزم )) جمله ای که هیچ گاه از قلب زن بیرون رفتنی نیست ،همسر خود را از این کلام آتشین محروم نسازید. 

" پیامبر اکرم (ص)،همان ص10 "

 

هر کار از راه خود به انجام رسد نیکوست .آمیزش با همسر نیز باید از طریق معمول صورت پذیرد تا آرامش جنسی و روانی حصل آید. نزدیکی با او از پشت به شدت مکروه ،نامیمون و غیر بهداشتی است .               

" پیامبر اکرم (ص)، همان "

  گاهی سر بر بالین همسرتان بگذارید ،با او گفت و گو کنید ،کلمات سوزان و عاشقانه رد وبدل کنید ،یکدیگر را در آغوش بفشارید ،عشق بازی با همسر سرگرمی مومن است.                                    

" پیامبر اکرم (ص)،همان ص82 "

هم آغوشی را برای آخر شب بگذارید زیرا برای بدن مناسب ،برای فرزند دار شدن امید وارتر و فرزند عاقل تر خواهد شد .                

" امام رضا(ع)،سفینه البحار ،همان "

و بالاخره وقتی در بدن احساس ناراحتی می کنید و علتی برای آن نمی یابید ،وقتی احساس می کنید حرارت بدنتان بالا رفته و عضلات بدن شما رو به تحلیل

می رود و هنگامی که به دنبال مامن و ماوایی می گردید که شما را آرامش بخشد به نزد همسرتان رفته و با آمیزش ،خود را شفا بخشید .  

" امام علی (ع)،حلیه المتقین ،ص75 "

و آخر اینکه آنچه در خانه می گذرد امانت است، روا نیست زن ها آن چه میان آن ها و شوهرانشان در خلوت می گذرد به زنان دیگر بازگو کنند.

" پیامبراکرم (ص)،وسائل الشیعه ،ج14 ،ص154 "

 

ارسال مطلب از :  م رسام    پايگاه اينترنتي : www.tanzimekhanevadeh.ir
[ یکشنبه 7 بهمن1386 ] [ 16:40 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

انحرافات جنسى ، احکام اسلام و  راه درمان انحرافات جنسی

ارسال مقاله از آقای رحمان عطائی

حاکم بر نظام آفرینش , انحراف نام دارد.غریزه جنسى که مبدا آفرینش , آن را جهت خیر وکمال و بقاى نسل بشر در وجود انسان به ودیعت نهاده است , ممکن است مورد سؤ استفاده وتجاوز قرار گیرد..خود ارضایى و کام گرفتن از خود, یک نوع انحراف جنسى است که جسم و روان را ضعیف کرده و این نوع شهوترانى با طبیعت آدمى مغایراست .

پـیـدایـش ایـن عـادت شـوم در جـوان , بـیش از هر چیز دیگر, قدرت اراده اش را ضعیف کرده و شخصیتش را تباه خواهد ساخت .جوان منحرف با این کار, موجبات تضعیف قواى ادراکى و عقلى و زمینه پیدایش پیرى زودرس را براى خود فراهم خواهد ساخت .

زمینه ها:

زمینه هاى انحراف جنسى در شرایطى که انسان رشد مى یابد وپابه مرحله بلوغ مى گذارد, فراوان بـوده و ممکن است در دوران زندگى بسیارى ازجوانان پیش آید و شهوت جنسى آنان را تحریک نماید و درنهایت موجبات آلودگى و انحراف آنها را فراهم سازد.

تـخـیـلات تـحریک آمیز جنسى و عوامل محرک محیطى به عنوان زمینه هاى انحرافند, اما عامل سـومـى کـه مـوجب دعوت انسان به سوى انحراف جنسى مى گردد, همان وسوسه هاى شیطانى اسـت کـه درایـن صورت باید از شر وسوسه هاى شیطانى به خداوند پناه برد.

عشق و جوانى :

احـسـاسـات مـحـبت آمیزى که دردوران جوانى رخ مى دهد و تحت عنوان عشق خوانده مى شود, ممکن است مورد سؤ استفاده قرار گرفته و جوان رااز جاده مستقیم کمال , منحرف سازد.

عـشق نوعى کشش وجاذبه اى نیرومند است که بین انسان و یک موجود خارجى , براى رسیدن به یک هدف , ایجاد مى گردد.اگـر مـنـشـا آگـاهـانـه و انـگـیزه الهى داشته باشد, یکى از عالیترین تجلیات روحى انسان و از پرشکوه ترین جلوه هاى آفرینش به شمار مى رود, اما اگرهمین جاذبه عشق تنها ریشه اى غریزى و شـهـوانى داشته باشد و انگیزه شیطانى پیدا کند,ازمظاهر نفس اماره بوده و در این حالت , عقل و ایـمان رادروجود آدمى تضعیف مى کند, بطورى که فرد عاشق , دیوانه وار براى رسیدن به معشوق خـود بـه هـر کـار نـامـشـروعـى دسـت مـى زند تا به کام خودبرسد, حتى اگر در نظر مردم هم رسواییهایى به بار آورد.

پـسـران و دخـتـران جوان باید مراقب این دامهاى خطرناک وگوناگون باشند که با نام دروغین عـشق پاک بر سر راه آنان قرارمى گیرد, دامهایى که پس ازافتادن در آن غالبا رهایى از آن , بسیار دشـوار اسـت و کـفاره لحظه اى غفلت و خوش بینى بیجا و تسلیم شدن در برابر الفاظ ریاکارانه و تـوخـالـى را,گـاهـى در یـک عـمـر هـم نـمى توان پرداخت , بخصوص کسانى که از نظر محبت کـمبودهایى دارند و در محرومیت به سر برده اند, خیلى زود تسلیم این اظهار عشقها و محبتهاى ظاهرى و دروغین شده و به دام افراد منحرف و حرفه اى مى افتند.

اقدام شتاب زده در این باره در ابتداى جوانى , موجبات سرگردانى و رسوایى و بد عاقبتى را براى آنان به بار خواهد آورد.بنابراین , محبت و عشقى مطلوب است که در سایه ایمان به خدا با درنظر گرفتن شرایط مناسب و آمادگى روحى , اقتصادى و شغلى حاصل شود.چـنـیـن انـتـخـابـى براى جوان , قابل اطمینان بوده و مى تواند مقدمه یک زندگى آرام بخش و سعادتمندانه باشد.

در غـیر این صورت , دوستیها و دلبستگیهاى غیرعاقلانه , که تفکرى منطقى به دنبال آن نباشد, با کـمـال تـاسـف مـوجـب ارتباطهاى نامشروع ـبه صورت نامه , تلفن و ملاقات در کوچه و خیابان ـ مـى شود که عشقهاى دروغین و هوسهاى زودگذرى بیش نخواهند بود و نقطه پایانى آن ارضاى کامجوییهاى گناه آلود و بى قید و شرط است و پس از آن با فرونشستن آتش هوس و شهوت از هم جدا شده و بعد از اندکى همه چیز فراموش مى گردد و عشق سوزان مبدل به حالت پشیمانى و غم و انـدوه و بـى آبـرویـى و رسـوایى و سردرگمى در آغاز زندگى خواهد شد و این خود اختلالها و ناسازگاریهاى مراحل بعدى زندگى را به دنبال خواهد داشت .

مـیـدان نـدادن بـه عقل و بازگذاردن عرصه شهوت , چشم و گوش انسان را کور و کر مى کند, بـطـورى کـه عـواقب وخیم و خطرناک آن را تنها پس ازارتکاب عمل مى فهمد, زیرا قبل از عمل , رسوایى کار ناپیدا و پوشیده است .

علل پیدایش انحراف جنسى :

معمولا پیدایش روابط نامشروع و انحراف جنسى در جوان بر اثر علتهاى زیر به وجود مى آید:.

1 ـ مساعد نبودن شرایط خانوادگى و محیط زندگى .

2 ـ رعایت نکردن حریم بین زن و مرد.

3 ـ عدم توجه والدین به احکام دینى زناشویى در ارتباط با یکدیگر.

4 ـ بى توجهى در مجالستها و همنشینى با افراد بى بند و بار و لاابالى و منحرف خانواده هاى فامیل .

5 ـ برنامه نداشتن دراوقات فراغت و بیکار بودن .

6 ـ رفت و آمد در محیطهاى آلوده و چشم چرانى .

7 ـ گـوش دادن بـه گـفـتـگـوهـاى افراد منحرف و آلوده درباره مسائل جنسى و کسب اطلاع نادرست و نامناسب و نداشتن آگاهى صحیح از مسائل بلوغ .

8 ـ نارساییهاى ذهنى و عدم کسب موفقیتهاى تحصیلى و درسى .

9 ـ خیال پردازیهاى انحراف آمیز در هنگام تنهایى .

10 ـ تحریکات جنسى از طریق عکسها و تصویرها.

11 ـ ضعف ایمان و نداشتن تربیت صحیح دینى .

12 ـ همنشینى با دوست و رفیق منحرف .

همه اینها مى تواند زمینه هاى بروز انحرافات جنسى را در جوان فراهم سازد.

اگـر در ریشه هاى پیدایش انحرافات جنسى ـاز قبیل روابط نامشروع بین دختر و پسر, همجنس گـرایـى , اسـتـمنا ـ تحقیق نماییم مى بینیم که هرخانواده اى که دستورهاى اسلامى ـبخصوص حـریـم بـیـن زن و مـرد و دخـتـر و پـسـر ـرا رعایت نکرده باشد به نوعى از انواع انحراف جنسى مبتلاگردیده است

هشدار:

اگـر جـوان در هـنـگام پیدایش حالت خود ارضایى , استمنا و روابط نامشروع به انحرافى بودن و خـطـرنـاک بـودن عمل خود توجه نکند و آن را ترک ننماید بزودى این رفتار شکل عادت به خود مـى گـیـرد, عـادتـى ریـشـه دار وکشنده که جوان پاک را آلوده ساخته و نیروى شاداب جوانى و خـلاقـیـت واسـتـعـدادهاى او را به نابودى مى کشاند, بطورى که ادامه آن , موجب عواقب شوم و ناگوارى خواهد شد

باید دانست که خطرناکتر از این براى جوان ـ پس از آگاهى به پیامدهاى شوم آن ـ یاس و ناامیدى اسـت کـه در راه مـبـارزه با این عادت به خود راه مى دهد, زیرا نومیدى بزرگترین سد راه نجات مبتلایان به این بیمارى خواهد بود.

پـس جـوان بـه مـحـض آگـاهـى به زیانها و خطرهاى این کار به جاى هرگونه سستى و یاس و اضـطراب بى فایده , باید با اعتماد کامل به نصرت الهى , اقدام به ترک آن کند و بداند که اگر واقعا قصد ترک آن را داشته باشد, قطعا موفق خواهد شد
[ یکشنبه 7 بهمن1386 ] [ 16:30 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
 

بهترین و مفید ترین سایت های معتبر برای رفع

مشکلات ازدواج و مسائله جنسی

 

 

پایگاه اطلاع رسانی برای جوان

 

ازدواج و بررسی مسایل ج.ن.س.ی و روابط ز.ن.ا.ش.و.ی.ی

 

بررسی مسایل ج.ن.س.ی

 

دانش نوین ج.ن.س.ی

 

پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده   بسیار مفید

 

[ یکشنبه 7 بهمن1386 ] [ 16:5 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

روزها رازهايي درسينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود . آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها  از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است. عاشورا ، دهم ماه محرم ، روزپيروزي خون برشمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح  پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدندو از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالي كه نمي دانستند باخود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود رابر كوي و برزن مي زنند. امروز ، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي اورا با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.
حماسه‌ي عاشورا
 سر فصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهي و نشان آفرينش عزت و اقتدار و آرمان گرايي بزرگ زناني است كه حيات اسلام ناب محمدي (ص) و آزادگي و آزادي را امداد جاودانه پايمردي و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسيني و انقلاب فياض و جوشان عاشورا يك بعثت بدون وحي و شكفتن گلبانگ توحيد در چكاچك شمشير بر بلنداي سر نيزه هاست،‌كربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از يك سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه از طرف ديگر است و نينوا سرزميني بي مانند براي نمايش تمامي عشق بر پرده هستي است،‌ واضح است كه دايره آفرينش را بي كربلا وجودي نيست منظومه معارف عارفان و سير سالكان الي الله و جهاد مجاهدين في الله و مجاهده عالمان في سبيل الله را بي حسين (ع) و زينب در باغ خاطر نمي توان گذراند. به راستي اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرينش، گوهري چون حسين (ع) و مرواريدي چون زينب (س) نداشت، كار كدامين نبي به كمال مي رسيد و راه كدامين رسول به نهايت پيوند مي خورد؟ حسين و عاشورا و زينب ناموس دهر و باعث بقاي هستي و تداوم راه پاكان و صالحان براي هميشه تاريخ بشر هستند، از پيامبران اولوالعزم تا مردمان عادي همه در جستجو و رهپوي مردان و زنان روزگار و سرزميني هستند كه پرچم هدايتشان در دستهاي استوار زينب (س) و نهال آرزويشان در چشمه سار هميشه جوشان حسين (ع) استقرار يافته و نور خود را در چهره‌ي گلگون عاشورا به نظاره مي نشينند.

 

منابع:

ـ  با خاندان وحي، از عاشورا تا اربعين،‌ تاليف حشمت الله قنبري همداني 1379

- نهضت عاشورا، حجه الاسلام و المسلمين دكتر محمديان

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 16:18 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
..

سخن از قيام پيامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاريخ  بسيار است كه در اين ميان حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارد. او شاهد و وارث تاريخي است كه در آن جنايت و بيداد و نيرنگ و فريب به نهايت رسيده است. او مي بيند كه اگر ساكت بماند همه چيز پايمال مي شود. اين است كه مراسم حج را نيمه كاره مي گذارد و به سوي شهادت مي رود.

«تا به بشريت و به تاريخ بفهماند كه در حاكميت جور، حج مفهومي ندارد. تا شعار عدالت اجتماعي و قيام مردم به قسط به اجرا در نيايد، تا استعدادهاي خدايي انسان مجالي براي شكوفايي پيدا نكنند»، اسلام كه خود براي نجات انسان از اسارت و بردگي است وسيله اي مي شود براي توجيه استبداد و استثمار و مي بينيم كه در عاشوراي سال ۶۱ هجري جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش هاي بي ارزش خويش كه به نام دفاع از اسلام، با همه نيرو و توان خود در مقابل حسين(ع) صف آرايي كرد. و يك بار ديگر سايه هاي شوم ابليس، زر و زور و تزوير آشكارا با هم، هم پيمان شدند و فرزند پاك محمد(ص) ،علي(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان كسي كه از دين خارج شده است محكوم و قتل او را توجيه شرعي مي كنند. حسين(ع) در صحراي نينوا مردانه مي ايستد و با خون خويش نهال آزادي و رهايي انسان و اسلام را آبياري مي كند و سپاه كفر به شكرانه اين پيروزي جشن مي گيرد، خيمه هاي حسين(ع) را به آتش مي كشد و زنان و فرزندانش را به اسارت مي برد.

براي بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان در سالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ مي نشينند.

روز تاسوعا

روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليهم السلام از اهميت بالايى برخوردار است . مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ميدانند،  بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوري و وفا و حقگزاري عباس بن علي(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال ، هنوز تاريخ، روشن از كرامتهاي اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگي همراه است.

آن سردار فداكار با لبي تشنه و جگري سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردي و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند.

خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لبهاي خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاي عباس نرسيد. اين ايثار را كجا مي‏توان يافت و اين همه فداكاري مگر در واژه ميگنجد و با كلام قابل بيان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دستها براي آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بي بديل فتوّت و مردانگي در تاريخ شد. و چه به حق او را غيرت ا... العظميم ناميده اند.

 

 
در اين روز مهم ، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين كربلا واقع گرديد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
1-  ورود شمر به كربلا

شمر بن ذى الجوشن كه در دشمنى به اهل بيت عليهم السلام پيش قدم تر از ديگران بود و با حرارت ويژه اى در واقعه كربلا حضور بهم رسانيد، نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.

پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين عليه السلام خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام مى بايست نبرد مى كرد و يا فرماندهى را از دست مى داد و براى هميشه از دست يابى به حكومت رى محروم مى شد.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين عليه السلام و قرابت وى با پيامبر صلى الله عليه و آله ، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى توان امام حسين عليه السلام را به شهادت رسانيد ولى پس از آن ، توبه كرد و در پيش ‍ گاه جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين عليه السلام به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.

 

2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام

شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

امام حسين عليه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم . آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟

شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين ، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت . هم چنين روايت شده است : در ميان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) كه برادرزاده ام البنين عليهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در ميان سپاهيان امام حسين عليه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((كزمان )) براى آنان ارسال كرد. او ، فرزندان ام البنين عليهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دايى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس عليه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دايى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست . امان خدا، بهتر است از امان شما.


3-  فرمان حمله عمومى

عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين عليه السلام تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام را صادر كرد.

وى با گفتن (( يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى )) تلاش نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام هجوم آوردند.

امام حسين عليه السلام در اين هنگام خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود.

آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ين على عليه السلام را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس عليه السلام به همراه ياران امام حسين عليه السلام به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد:

منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد!

حضرت عباس عليه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين عليه السلام برسانم .

حضرت عباس عليه السلام ، پيام دشمن را به امام عليه السلام رسانيد. امام حسين عليه السلام به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

حضرت عباس عليه السلام مجددا پيام امام حسين عليه السلام را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين عليه السلام سرباز زد و گفت: براى حسين ، ديگر مهلتى نيست !

ليكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دريغ نمى كرديم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهيد. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين عليه السلام را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در اين هنگام ، آرامش نسبى حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه گاه خويش برگشته و منتظر فرا رسيدن روز بعد شدند.

 


[ شنبه 22 دی1386 ] [ 16:10 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

پخش مستقيم حرم ابا عبد الله

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 16:1 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
 

 screensaver     محرم

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:59 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
كلیپ 1 Download
كلیپ 2                   Play Download

 

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:56 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

شور ایمان

Play Download
برادر من Play Download
[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:54 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]
امام حسین كریمی Play Download
حضرت رقیه كریمی Play Download
حضرت علی اصغر كریمی Play Download
حضرت حر 1 محمد طاهری Play Download
حضرت حر 2 محمد طاهری Play Download
حضرت علی اصغر محمد طاهری Play Download
حضرت علی اكبر محمد طاهری Play Download
حضرت قاسم محمد طاهری Play Download
روضه علی اصغر محمد طاهری Play Download
طفلان زینب محمد طاهری Play Download
ورود به كربلا محمد طاهری Play Download
حضرت رقیه بنی فاطمه Play Download
حضرت علی اصغر بنی فاطمه Play Download
حضرت قاسم حدادیان Play Download
حضرت علی اكبر حدادیان Play Download
حضرت علی اصغر حدادیان Play Download
طفلان زینب حدادیان Play Download
حضرت رقیه خلج Play Download
حضرت علی اصغر خلج Play Download
حضرت علی اكبر خلج Play Download
ورود به كربلا خلج Play Download
حضرت علی اصغر سیب سرخی Play Download
حضرت قاسم سیب سرخی Play Download
ورود به كربلا سیب سرخی Play Download
امام حسین میردامادی Play Download
حضرت عبدالله میردامادی Play Download
حضرت علی اصغر 1 میردامادی Play Download
حضرت علی اصغر 2 میردامادی Play Download
حضرت قاسم 1 میردامادی Play Download
حضرت قاسم 2 میردامادی Play Download
طفلان زینب میردامادی Play Download
ورود به كربلا میردامادی Play Download
حضرت علی اصغر فیضی Play Download
ورود به كربلا ارضی Play Download
[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:54 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

ازغدی

Play

Download

اسدی گرمارودی

Play

Download

انصاریان

Play

Download

پناهیان

Play

Download

توكلی

Play

Download

دانشمند

Play

Download

رفیعی

Play

Download

فاطمی نیا

Play

Download

ماندگاری

Play

Download

هاشمی نژاد

Play

Download

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:53 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

آخرین پیام

Play

Download

آخرین دعای سید الشهدا علیه السلام

Play

Download

در تاسوعا چه گذشت ؟

Play

Download

در شب عاشورا چه گذشت؟

Play

Download

عطش الحسین علیه السلام

Play

Download

مقتل جناب حر بن یزید ریاحی

Play

Download

مقتل جناب زهیر

Play

Download

مقتل جناب مسلم و حبیب

Play

Download

مقتل حضرت سیدالشهدا علیه السلام

Play

Download

مقتل حضرت عبدالله بن الحسن

Play

Download

مقتل حضرت علی اصغر علیه السلام

Play

Download

مقتل حضرت علی اكبر

Play

Download

مقتل حضرت قاسم بن الحسن

Play

Download

مقتل دو غلام

Play

Download

مقتل عبدالله بن مسلم بن عقیل

Play

Download

مقتل قمر بنی هاشم علیه السلام

Play

Download

نماز ظهر عاشورا

Play

Download

وداع با حضرت سجاد علیه السلام

Play

Download

وداع سید الشهدا با خاندان

Play

Download

ورود به كربلا

Play

Download

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:51 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

تاثیر سیاسى - اجتماعى قیام سیدالشهدا علیه السلام


 


او كشته شد كه دین خدا جاودان شود جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است

بقاى شریعت اسلام

اوضاع عمومى اسلام و مسلمین بسیار ناراحت كننده بود. فعالیت‏ها و تبلیغات مسموم بنى امیه علیه حضرت على علیه السلام و خاندانش، و نیز تحریفات و بدعت‌هایى كه زیركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرایط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و دیكتاتورى تبدیل شده بود. روح شریعت اسلام یعنى پرهیزگارى و عدالت، در اجتماع دیده نمى‏شد و از احكام اجتماعى دین فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشریفات وجود داشت؛ و گاهى همین صورت تشریفاتى نیز به بدعت و بلكه فسق و فجور مى‏گرایید. اكثر قریب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزیره عربستان زندگى مى‏كرد، در پایان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش یافته و در آغاز حكومت معاویه وارد اجتماع شده بودند، لذا پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را زیارت نكرده و شاید بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند.

در رأس جامعه‏اى كه دچار بى‏ارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون یزید لقب شریف امیرالمؤمنین و خلیفه مسلمین را به ناحق با خود یدك مى‌كشید. یك جوان قمار باز و شرابخوار، بى‏بند و بار و صد در صد اهل دنیا و خوشگذرانی‌هاى آن بر مردم حكومت مى‌كرد یك مغز الكلى كه از نظر افكار، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترین عقیده‏اى نداشت، و میمون بازى و هوسبازى از كارها و تفریحات روزانه‏اش بود. انسان‌هاى خطرناك و دنیا طلب به فرمان او در تمام استان‌ها و شهرستان‌ها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند.

در رأس جامعه‏اى كه دچار بى‏ارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون یزید لقب شریف امیرالمؤمنین و خلیفه مسلمین را به ناحق با خود یدك مى‌كشید. یك جوان قمار باز و شرابخوار، بى‏بند و بار و صد در صد اهل دنیا و خوشگذرانی‌هاى آن بر مردم حكومت مى‌كرد یك مغز الكلى كه از نظر افكار، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترین عقیده‏اى نداشت، و میمون بازى و هوسبازى از كارها و تفریحات روزانه‏اش بود. انسان‌هاى خطرناك و دنیا طلب به فرمان او در تمام استان‌ها و شهرستان‌ها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند.

در چنین وضع خطرناك و دردناكى، امام حسین علیه السلام پاى فشرد و عزم جهاد راسخ كرد و با تعداد معدودى از یاران، همراه با زنان و كودكان به استقامت برخاست، و چنین فریاد كرد: «آیا نمى‏بینید كه به حق عمل نمى‏شود و از باطل نهى نمى‏شود؟ در این هنگام باید شخص مؤمن حقا و واقعاً طالب لقاى پروردگارش باشد.»(1)

مقاومت و پایدارى سیدالشهدا علیه السلام بود كه شریعت اسلام را بعد از این كه در اثر طغیان معاویه و جور و بیداد او رو به اضمحلال گذارده بود، و تغییر و تبدیلى كه او و پسر ناخلفش یزید در این دین بنا گذاشته و اساس دیانت را متزلزل بلكه مشرف به انهدام نموده بودند نجات بخشید. نهضت این بزرگوار و قیام نیرومندانه‏اش، بقاى دین را باعث گردیده، و با خون خود و اصحاب و یارانش، گلستان دین را آبیارى و نهال گلستان شریعت را سرسبز و شاداب نمودند. اگر نهضت مقدس حسین نبود از اسلام به غیر از اسلام اموى و از دین جز دین یزیدى و دین تشریفاتى چیزى باقى نمانده بود.

«مقرم» در كتاب مقتل خود مى‏نویسد: نهضت حسین علیه السلام جزء اخیر از علت تامه جهت استحكام مبانى دین بوده، به طورى كه این نهضت، بین دعوت حق و حملات باطل، تفرقه و جدایى انداخته، حق و باطل را از یكدیگر جدا نمود. لذا گفته شده است: دین را وجود مقدس محمدى شروع نموده و بقاى آن به واسطه وجود مبارك امام حسین علیه السلام تداوم یافت. «الاسلام نبوى الحدوث و حسینى البقاء.»(2)

این بركت بزرگ كه به خاطر وجود شریف حضرت سیدالشهدا علیه السلام است، از تفسیر بعضى احادیث نبوى نیز به دست مى‏آید، از جمله این حدیث معروف شریف كه فرمود: «حسین منى و انا من حسین.»(3)

به بركت وجود مقدس حسین و نهضت حیاتبخش وى و شهادت مظلومانه و در عین حال رسواگر او، حقیقت اسلام تفسیر شد و امر به معروف و نهى از منكر احیا گردید.

حسین از من است و من نیز از حسینم .

بدین معنى كه امام حسین علیه السلام سبط آن رسول گرامى بوده و از زبان مبارك نبوت و انگشت ابهام مقام رسالت تغذیه نموده و رشد و نماى او از شیره جان نبى اكرم صلی الله علیه و آله بوده است، و از طرفى پیامبر از امام حسین است زیرا دین آن رسول خاتم، به واسطه امام حسین و فداكارى و جان نثارى او به جهان و جهانیان نفوذ كرده و تجلیات و نورافشانى و گیتى شناسى خود را بعد از وفات پیغمبر معظم، به وسیله شهادت و جانبازى و از مال و عیال گذاشتن این بزرگوار به عالمیان جلوه و ظهور داده است .

«واشنگتن ایروینك» مورخ آمریكایى گوید: «براى امام حسین علیه السلام ممكن بود كه زندگى خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمى‌داد كه او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روى ریگ‌هاى تفتیده عربستان روح حسین فناناپذیر است. اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من، اى حسین.»(4)


تفسیر و احیاى اسلام و امر به معروف و نهى از منكر

از جمله آثار مهم سیاسى - اجتماعى قیام و نهضت حیاتبخش حسینى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحیح و احیاى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم صلی الله علیه و آله صورت گرفت، روشن شود.

خاندان بنى امیه در تبلیغات خود، خویش را از خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ایشان را در امور دین به ادعاى این كه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حیرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسین علیه السلام با قیام خود همه این توطئه‏ها را بهم ریخت و اسلام اموى و دین یزیدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونین خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.

چنانكه در زیارت وارث مى‏خوانیم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر.»

بنابراین، نهضت و شهادت سیدالشهدا علیه السلام دو معنى داشت:

1- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود،

2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انكار شده بود - مانند امر به معروف و نهى ازمنكر - و این هر دو با هم، یعنى «احیاى اسلام محمدى.»

پس از شهادت امام حسین علیه السلام، گروه مكتبى، به حركت توده‏اى مخالف تبدیل شد كه بدون استثنا همه مسلمین را در بر گرفت، زیرا مسلمانان به حقیقت اسلام و هدف تفكر مكتبى پى برده بودند، طرز تفكرى كه از روز اول، شعار حكومتى غیر منحرف و صالح را فریاد مى‏كرد. در آن زمان، تمام جهان اسلام دریافته بود كه سكوت امت بر انحراف رهبرى، خطایى فاحش به شمار مى‏آید. زیرا این سكوت به فاجعه كربلا منجر شد. و همین امر آغازى شد براى انقلاب‌ها و امر به معروف و نهى از منكر.

حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادى‏طلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشین خود فریاد مى‏زد: «این ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بین دو كار مخیر ساخت: یا ذلت را بپذیرم و در برابر یزید تسلیم شوم، و یا این كه كشته گردم و به حكم شمشیر تن دهم! اما از ما خاندان پیغمبر ذلت به دور است، نه خدا براى ما ذلت مى‏خواهد و نه پیامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامن‌هاى منزهى كه ما را در میان خود پرورانده است.»

آرى، كار انبیا و اولیاى الهى در حقیقت امر به معروف و نهى از منكر و شناساندن معروف و منكر به مردم بوده است، و در این راستا، نه تنها به سخن بسنده نكردند كه از درگیرى و تحمل سختی‌ها و دشواری‌هاى آن نیز نهراسیدند. در این بین رسول اكرم صلی الله علیه و آله شتاب بیشترى به آن دو امر داده و با تلاش و پیگیرى اسلام را پیروز كرد.

اما بعد از رحلت پیغمبر صلی الله علیه و آله، مردم از خط مستقیم محمدى منحرف شدند و نااهلان را به خلافت پذیرفتند كه عامل مهم این مصیبت، جهل مردم و بى توجهى به امر به معروف و نهى از منكر بود. و امام حسین علیه السلام با قیام مصلحانه خود احیاگر حقیقى این دو فریضه الهى است. چنانكه سر قیام خویش را «اصلاح نمودن امت جدش و امر به معروف و نهى از منكر» معرفى مى‏نماید. او با قیام خود به این دو اصل اسلامى، اعتبار و آبروى شایسته داد و ارزش آنها را در جهان اسلام بالا برد، یعنى در حالى كه دیگران آن را در مرز ضرر شخصى متوقف مى‏كنند و ارزش آن را پایین مى‏آورند، نهضت حسینى مرزى براى آن نمى‏شناسد.

گاهى گفته مى‏شود: فقهاى شیعه شرایطى را براى امر به معروف و نهى از منكر ذكر كرده‏اند كه از آن جمله: ایمنى از ضرر بر جان و مال و ناموس است. پس شهادت حسین علیه السلام چگونه امر به معروف و نهى از منكر و یا برانگیزاننده بر آن است؟

در جواب باید گفت: گاهى اوقات انسان با مسئله‏اى مواجه مى‏شود كه ناچار است بین از خود گذشتگى براى نجات دین و میهن از نابودى و هلاكت، و به زندگى خویش پرداختن و دین و وطن را رها كردن، یكى را انتخاب كند. و تردیدى نیست كه او باید شهادت و از خودگذشتگى را اختیار كند. تا عمل كرده باشد به دو قاعده قطعى: «تقدیم اهم بر مهم» و «دفع ضرر اشد به ضرر اخف». و چنانكه مى‏دانیم كه در زمان خلافت یزید به جایى رسیده بود كه قیام امرى واجب و تكلیف الهى بود، اگر چه منجر به شهادت حسین علیه‌السلام و اسارت خاندانش گردد. و اگر ایمنى از ضرر، یك واجب مطلق بود و قیدى نداشت، هرگز جهاد در راه خدا بر مسلمانان واجب نمى‏گشت بلكه شهادت در راه خدا معصیت محسوب مى‏شد! و حال آن كه چنین نیست.

استاد شهید مطهرى(ره) در این باره مى‏فرماید: «امر به معروف و نهى از منكر در مسائل بزرگ مرز نمى‏شناسد، هیچ چیزى، هیچ امر محترمى نمى‏تواند با امر به معروف و نهى از منكر برابرى كند. نمى‏تواند جلویش را بگیرد. این اصل دایر مدار این است كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر چیست. اینجاست كه مى‏بینیم حسین بن على علیه السلام ارزش امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر، ارزش نهضت حسینى را بالا برد، چون حسین بن على علیه السلام فهماند كه انسان در راه امر به معروف و نهى از منكر به جایى مى‏رسد كه مال و آبروى خودش را باید فدا كند، ملامت مردم را باید متوجه خودش كند؛ همانطور كه حسین كرد.»(5)

به بركت وجود مقدس حسین و نهضت حیاتبخش وى و شهادت مظلومانه و در عین حال رسواگر او، حقیقت اسلام تفسیر شد و امر به معروف و نهى از منكر احیا گردید.


دمیدن روح استقامت و آزادیخواهى

یكى دیگر از آثار و بركات سیاسى - اجتماعى سیدالشهدا علیه السلام این بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پایدارى و آزادیخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بى‏روح مسلمین در همه اعصار دمید.

سالار شهیدان در برابر نیروى مهیب ستم و قوه قاهره بنى امیه، بالاترین استقامت و مهمترین پایدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسان‌ها درس حریت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرین لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونین، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پیروان ابوسفیان، اگر دین ندارید پس در دنیا آزاد مرد باشید.»

«استاد حسن ابراهیم» در این رابطه مى‏گوید: «كشته شدن امام حسین علیه السلام در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آنها تأثیر بسیارى داشت. قبل از این رخداد، شیعیان پراكنده بودند؛ زیرا شیعه‌گرى با خون آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان، نفوذ كرد و عقیده راسخ آنان شد.»

حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادى‏طلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشین خود فریاد مى‏زد: «این ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بین دو كار مخیر ساخت: یا ذلت را بپذیرم و در برابر یزید تسلیم شوم، و یا این كه كشته گردم و به حكم شمشیر تن دهم! اما از ما خاندان پیغمبر ذلت به دور است، نه خدا براى ما ذلت مى‏خواهد و نه پیامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامن‌هاى منزهى كه ما را در میان خود پرورانده است.»(6)

رمز موفقیت و راز پیروزى انسان در همیشه تاریخ بستگى به استقامت و پایدارى در مقابل سختى‏هاى راه دارد و امام حسین علیه السلام با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در این راه مقدس، باعث دمیده شدن روح پایدارى و آزادگى در بین مردم گشت، به طورى كه در قیام‌هاى بعد از آن حضرت این امر به خوبى مشهود است .


قیام حسینى الگوى قیام‌هاى مقدس دیگر

قیام‌هاى مقدس بشرى داراى دو مشخصه هستند: اول این كه آنها براى مقامات عالى انسانیت و توحید و عدل و آزادى، و براى رفع ظلم و استبداد صورت مى‏گیرند. دوم این كه، نوری هستند در ظلمت‌هاى سخت كه معمولاً مورد تصویب «عقلاى قوم!» قرار نمى‏گیرند. قیام امام حسین علیه السلام هر دو مشخصه را دارا بود، و یكى از آثار این قیام، جنبه الگویى آن براى سایر نهضت‌ها و قیام‌هاى به حق و الهى است. تمام انقلاب‌هاى مقدسى كه در جهان اسلام پس از شهادت حسین علیه السلام تا زمان ما به وجود آمد، خمیر مایه اصلى آن، قیام آن حضرت بوده و هست و خواهد بود، قیامى كه الهام بخش همه نهضت‌هاى اصیل رهایى‌بخش گردید. و این اصلى است كه خود امام حسین علیه السلام در «بیضه» - یكى از منازل بین مكه و كربلا - به همراهان و یاران خویش فرمود: «و لكم فیه اسوة»(7) در من براى شما نمونه و الگویى است. و چنانكه مى‏دانیم این الگو، قیام بر علیه ظلم و فساد است، همان امرى كه باعث گردید خداوند متعال رسولش را در قرآن براى انسان‌ها اسوه و الگو معرفى كند. و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام حرارتى در دل‌هاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‏شود.»(8)

«استاد حسن ابراهیم» در این رابطه مى‏گوید: «كشته شدن امام حسین علیه السلام در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آنها تأثیر بسیارى داشت. قبل از این رخداد، شیعیان پراكنده بودند؛ زیرا شیعه‌گرى با خون آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان، نفوذ كرد و عقیده راسخ آنان شد.»(9)

اثرات نهضت امام حسین از خود دستگاه اموى و دشمنان حضرت شروع شد. درست مثل آبى كه با حرارت رو به جوشیدن مى‏رود، پس از به جوش آمدن، نخست حباب‌هایى از ته دیگ بالا آمده و در روى آب مى‏تركد، پس از آن كم كم جوشیدن آغاز مى‏گردد. انقلاب یك جامعه بر علیه دستگاه ظلم نیز به همین شكل است، اول انتقادها و فریادهاى عدالتخواهى و تظلم كه به حكم حباب‌هاى ته دیگ هستند از گوشه و كنار كشور بر مى‏خیزند و رفته رفته جان گرفته و دیگ جامعه جوشیدن آغاز مى‏كند و دستگاه ستم را آنقدر بالا و پایین مى‏برد كه به صورت كف بى‏ارزشى بر روى زمین مى‏ریزد.

«مهاتما گاندى» مى‌گوید: من زندگى امام حسین علیه السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، بایستى از امام حسین علیه السلام پیروى كرده و سرمشق بگیرد.

بعد از شهادت امام حسین علیه السلام بلافاصله این فریادها و انتقادها كه مقدمه فرو ریختن اركان حكومت منحوس بنى امیه بود بلند شد. «سنان بن انس» هنوز از قتلگاه امام بیرون نرفته بود كه یارانش به او گفتند: تو حسین بن على، پسر پیغمبر، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را كشتى! تو مردى را كشتى كه از همه عرب بزرگتر است و آمده بود تا حكومت را از دست بنى امیه بگیرد! اكنون پیش امراى خود برو و پاداش خود را بگیر و بدان كه اگر تمام موجودى خزانه‏هاى خودشان را در برابر كشتن حسین به تو بدهند باز هم كم است.(10)

و نیز «حمید بن مسلم »گوید: زنى را از طایفه «بكر بن وائل» كه به همراه شوهرش بود در میان اصحاب عمربن سعد دیدم كه چون دید مردم ناگهان بر زنان و دختران حسین علیه السلام تاختند و شروع به غارت و چپاول نمودند، شمشیرى به دست گرفت و رو به خیمه آمد و صدا زد: «اى مردان قبیله بكر، آیا لباس از تن دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله به یغما مى‏رود؟ مرگ بر این حكومت غیر خدایى، اى قاتلان رسول خدا» در این هنگام شوهرش دست او را گرفته و به خیمه برگرداند.(11)

اینها و موارد بسیار دیگر، نخستین عكس العمل‏هاى مردم از واقعه جانسوز كربلا بود كه رفته رفته به وسعت آن افزوده مى‏گشت، تا جایى كه روح انقلاب در مكتب اسلام دمیده شد و مردم هرگاه رهبر لایقى مى‏یافتند بر علیه حكومت نامشروع و فاسد بنى امیه دست به قیام مى‏زدند، و شعار غالب انقلاب‌ها «خونخواهى حسین» بود. شمار این انقلاب‌ها زیاد است كه ما در اینجا به چند نمونه اشاره مى‏كنیم.

1- انقلاب توابین:این انقلاب در كوفه بر پا گردید و واكنش مستقیم قتل امام بود، و انگیزه آن، احساس گناه به علت یارى نكردن امام پس از آن كه كتباً از او دعوت كردند به كوفه آید، بود. لذا كوفیان خواستند ننگى را كه مرتكب شده بودند با انتقام از قاتلان آن حضرت بشویند و دست به قیام زدند. این واقعه در سال 65 هجرى روى داد.

2- انقلاب مدینه:هدف این انقلاب خونخواهى نبود بلكه انقلابى بود علیه حكومت ستمكار بنى امیه. شركت كنندگان در این قیام یك هزار تن بودند كه به دست سپاهیان شام و با نهایت وحشیگرى سركوب گردید.

3- قیام مختار ثقفى: این قیام در سال 66 هجرى در عراق به انگیزه خونخواهى امام حسین علیه‌السلام و انتقام از قاتلان او صورت گرفت. این انقلاب به رهبرى مختار توانست در یك روز دویست و هشتاد تن از قاتلان امام حسین علیه السلام را به قتل رساند.

4- انقلاب مطرف بن مغیره:وى در سال 77 هجرى بر علیه حجاج بن یوسف شورید و عبدالملك بن مروان را از خلافت خلع كرد.

5- انقلاب ابن اشعث: او نیز بر علیه حجاج در سال 81 هجرى شورید و عبدالملك مروان را از خلافت خلع كرد. این شورش تا سال 83 به طول انجامید. در آغاز، پیروزی‌هاى نظامى به دست آورد اما بعدها شكست خورد.

6- انقلاب زید بن على:وى كه از فرزندان امام زین‏العابدین علیه السلام بود در سال 122 هجرى در كوفه قیام كرد، اما بی‌درنگ به وسیله سپاهیان شام كه در آن هنگام در عراق بودند سركوب گردید.

7- قیام حسین بن على، شهید فخ: «فخ» نام وادى و محلى است در قسمت غربى و یك فرسخى شهر مكه، و آن جایى است كه حسین بن على (صاحب فخ) بر علیه حكومت عباسى در سال 169 هجرى قیام كرد و با یاران خویش به شهادت رسید. وى یكى از سادات و علماى اسلام بود كه براى عظمت تشیع با خون خویش پس از حدود یك قرن از ماجراى كربلا اثرى عمیق در عالم تشیع بجاى گذاشت.

این انقلاب‌ها و انقلاب‌هاى دیگر، نقش مهمى در برابر حكومت‌هاى ناشایست وقت از نظر محفوظ ماندن ظواهر اسلام و نام مقدس پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و رعایت حقوق مردم ایفا كردند. و این نهضت‌ها خود یكى از آثار مهم و ثمرات نهضت ریشه‏دار و عمیق سیدالشهدا علیه السلام بود. در زمان كنونى نیز خواستگاه انقلاب اسلامى ایران، مجالسى بود كه به جهت بزرگداشت حماسه حسینى و واقعه عاشورا اقامه مى‏گردید.

قیام حسینى نه تنها براى مسلمین بلكه براى غیر مسلمانان نیز كه به دنبال رهایى از ظلم و ستم بوده و هستند، سرمشق قرار مى‌گیرد. «مهاتما گاندى» مى‌گوید: من زندگى امام حسین علیه السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، بایستى از امام حسین علیه السلام پیروى كرده و سرمشق بگیرد.(12)

حسین، كشته دیروز و رهبر روز است    قیام اوست، كه پیوسته نهضت آموز است‏

خون او تفسیر این اسرار كرد      ملت خوابیده را بیدار كرد


بیدارى خفتگان

از جمله آثار و بركات دیگرى كه قیام و شهادت سیدالشهدا علیه السلام در بعد سیاسى - اجتماعى داشت، بیدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جویى بر علیه ظلم و ستم بوده و هست.

براى تنویر ذهن و تصویر مطلب، لازم است به طور اجمال اشاره‏اى به وضعیت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشیم . مردم آن زمان به چند دسته تقسیم مى‌شوند:

دسته اول: كه قسمت عمده مردم را تشكیل مى‌داد، كسانى بودند كه در مقابل فساد معاویه، اراده خود را از دست داده بودند و به پستى و خوارى ناشى از فساد كه پیرامون خلافت اسلامى را فرا گرفته بود تن در داده بودند.

دسته دوم: كسانى بودند كه منافع خصوصى خود را بر رسالت و امامت ترجیح مى‌دادند. این دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنى امیه بودند و آن را احساس نمى‏كردند.

دسته سوم: ساده لوحانى كه فریب فرمانروایان بنى امیه را خورده بودند. و اگر نبود قیام و مقاومت امام حسین و اصحاب راستین پیامبر به رهبرى اهل‌بیت علیهم السلام، ساده لوحان بسیارى فریب خورده و مى‏گفتند كه اگر این دستگاه سلطنتى و كارهاى آن قانونى نبود، صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله خاموش نمى‏نشستند.

«گیبون» مورخ مشهور گوید: «در طى قرون آینده بشریت و در سرزمین‏هاى مختلف، شرح صحنه حزن آور مرگ حسین علیه السلام موجب بیدارى قلب خونسردترین قاریان و خوانندگان خواهد شد.»

دسته چهارم: كسانى بودند كه مى‏پنداشت امام حسن علیه السلام خلافت را به معاویه واگذار كرده و با وى به خاطر اوضاع و احوال پیچیده زمان سازش نموده است! زیرا اگر چه براى مردم كوفه و عراق كه از نزدیك در جریان بودند، ماجراى صلح تحمیلى آشكار بود؛ اما مسلمانانى كه در گوشه و كنار جهان اسلامى آن روزگار پراكنده بودند - مانند مردم خراسان - و از دور دستى بر آتش داشتند از ابعاد مسئله بى‏خبر بودند از این رو امام حسین علیه السلام با قیام خونین خود ثابت كرد كه صلح برادرش به معناى كناره‏گیرى از رسالت اهل‌بیت علیهم السلام نیست.

گذشته از این چهار دسته كه در واقع جملگى در خواب خرگوشى مشترك بودند، دو دسته دیگر یعنى پیروان بنى امیه و یاران حقیقى امام حسین علیه السلام نیز وجود داشتند. زیرا اگر چه اصحاب سیدالشهداء بسیار اندك بودند ولى قابل ذكر است كه برخى از شیعیان و علاقه‏مندان امام در سایر ایالت‌هاى اسلامى بودند و پس از اطلاع یافتن از دعوت حضرت، خواستند به او لبیك گویند ولى مركز كوفه تحت كنترل شدید نظامیان عبیدالله بن زیاد بود و به هیچ وجه نمى‌گذاشتند كسى از آن خارج یا به آن وارد شود، و بسیارى از مسلمانان نیز در مناطق دور دست از این فاجعه به كلى بى‌خبر بودند كه حساب آنها با سایرین جدا است.

با توجه به آنچه به طور اجمالى بیان شد، معلوم مى‌گردد كه مردم كوفه تا چه حدى در خواب خرگوشى فرو رفته بودند. كه تمام فریادهاى امام و یارانش را نشنیده گرفته و آسایش و رفاه طلبى، آنان را از هر نوع كمكى در راه نجات اسلام از انحراف باز مى‌داشت.

در آن شرایط، انقلاب خونین سیدالشهدا علیه السلام تمام معادلات سیاسى دشمنان را بر هم زد و اوضاع اجتماعى آن زمان را دگرگون ساخت. جانفشانى شخصیت منحصر به فردى چون امام حسین علیه السلام كه از نخبگان و برگزیدگان و پیشواى على الاطلاق مسلمانان بود و با فضیلت‏ترین و نزدیك‌ترین آنها به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود از طرفى خدایى بودن حركت مصلحانه سیدالشهدا علیه السلام و گذشتن از همه هستى خود از طرف دیگر، و عمق فاجعه و مظلومیت آن امام عزیز از ناحیه سوم باعث گردید زنگ بیدار باش، خواب سنگین مردم را بر هم زند و مردگان را احیا كند، و درخت اسلام را كه به پژمردگى روى آورده بود، با خون خود آبیارى كند و آنچنان طراوت و شادابى بخشد كه تا ابد سر سبز و خرم باقى ماند.

در آن عصر قحطى حق جویان و حق مداران، كه ظلم و شرك و فساد، در پناه سرنیزه و كشتار، حكومت مى‏كرد و سكوت بود و سكون! حسین تازیانه فریاد بلند كرد و بر پیكر خفته، بلكه مرده امت فرود آورد و چنان شور و حركتى آفرید كه آن مردم را بیدار بلكه زنده نمود، و با این بیدارى از آنها پاسدارى از انقلاب محمد صلی الله علیه و آله و عدل على و صبر حسن علیه السلام، و معناى قرآن و رسالت اسلام و خون خویش را طلب نمود.

خون امام حسین علیه السلام همانند آب حیاتى بود كه در كالبدهاى مرده و خشك و مأیوس جریان پیدا كرد و منشأ قیام‌هاى بسیارى شد. و به راستى مى‌توان گفت كه عصر عاشورا پایان نهضت امام حسین علیه السلام نبود بلكه آغاز حركت و اول بیدارى ملت اسلام خصوصاً شیعیان بود.

«فلیپ حتى» در كتاب تاریخ عرب مى‌نویسد: «فاجعه كربلا، سبب جان گرفتن و بالندگى شیعه و افزایش هواداران آن مكتب گردید. به طورى كه مى‌توان ادعا كرد كه آغاز حركت شیعه و ابتداى ظهور آن، روز دهم محرم بود»(13)

و «گیبون» مورخ مشهور گوید: «در طى قرون آینده بشریت و در سرزمین‏هاى مختلف، شرح صحنه حزن آور مرگ حسین علیه السلام موجب بیدارى قلب خونسردترین قاریان و خوانندگان خواهد شد.»(14)

رسوایى سران اموى و قاتلان امام حسین علیه السلام به حدى بالا گرفت كه سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هیچ كس از آل امیه جرأت نداشت نسبت خود را آشكار سازد بلكه بدن‌هاى مردگان آنها را هم از قبر بیرون كشیدند و با آتش سوزاندند.


شكست یزید و یزیدیان

با توجه به مفهوم پیروزى و شكست، به این نتیجه مى‌رسیم كه پیروزى آن نیست كه انسان از میدان نبرد سالم به در آید و یا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پیروزى آن است كه هدف خود را پیش ببرد و دشمن را از رسیدن به مقصود خود باز دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در این خصوص فرموده است: «ما ظفر من ظفر الاثم به، والغالب بالشر مغلوب»(15)؛ كسى كه گناه بر او پیروز شد، شكست مى‌خورد و كسى كه از راه بدى بر دشمن ظفر یافت در واقع مغلوب است.» از این رو اگر چه امام حسین علیه السلام و یارانش پس از یك نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظیم شهادت رسیدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنى از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف این بود كه به تكلیف عمل شده و ماهیت حكومت ارتجاعى و ضد اسلامى اموى آشكار شود و افكار عمومى مسلمین بیدار گردد، كه این هدف به خوبى انجام گرفت .

رسوایى سران اموى و قاتلان امام حسین علیه السلام به حدى بالا گرفت كه سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هیچ كس از آل امیه جرأت نداشت نسبت خود را آشكار سازد بلكه بدن‌هاى مردگان آنها را هم از قبر بیرون كشیدند و با آتش سوزاندند. راه پیشرفت و پیروزى كه داشت با سرعت فراوان براى آن دودمان كثیف در بین امت هموار مى‌شد، بعد از واقعه كربلا یكباره در هم ریخت و با رسوایى بسیار، بساط ابوسفیانیان برچیده گشت.

«استاد نیكلسون» گوید: «حادثه كربلا، حتى مایه پشیمانى و تأسف امویان شد، زیرا این واقعه، شیعیان را متحد كرد و براى انتقام امام حسین، هم صدا شدند و صداى آنان در همه جا و مخصوصاً عراق و ایرانیانى كه مى‏خواستند از نفوذ عرب‌ها آزاد شوند انعكاس یافت.»(16)

یكى دیگر از شواهد شكست یزیدیان و بنى امیه، زمانى است كه امام سجاد علیه السلام در كوفه خطبه خواند و ماهیت پلید دشمنان خدا را براى مردم خفته و فریب خورده آشكار كرد. لذا مردم یك زبان عرض كردند:

«اى فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله، همه ما شنوا و مطیع و حافظ عهد و پیمان تو هستیم، از تو روى برنگردانده و تو را ترك نخواهیم كرد، پس خدا تو را رحمت كند، به ما دستور بده كه همانا با دشمن تو دشمن و با دوست تو دوستیم، تا یزید را بگیریم و از كسانى كه به تو و ما ظلم نمودند، دورى بجوییم.»(17)

امام حسین را كشتند، اما حسین كه فقط جسم نیست، امام حسین یك مكتب است كه بعد از مرگش زنده‏تر شد. و اگر چه در كربلا قیام قامت امام حسین علیه السلام را در خون كشیدند، و ناى حقیقت‌گوى او را بریدند، اما در حقیقت امام حسین زنده‏تر شد، او بزرگ‌مردى است كه با شهادتش حركتى عظیم و تحولى بزرگ در تاریخ ایجاد كرد و یزید و یزیدیان را رسوا نمود.


رهایى از جهالت و ضلالت

هفتمین اثر و بركت از آثار و بركات اجتماعى نهضت سیدالشهدا علیه السلام این بود كه با قیام و شهادت خویش مردم را از جهالت و گمراهى نجات بخشید. او خون دل خویش را در راه خدا بذل كرد تا امت را از حیرت ضلالت و جهالت كه در اثر تسلط و تبلیغات مسموم بنى امیه پیش آمده بود برهاند. چنانكه در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام مى‌خوانیم:

«و بذل مهجته فیك، لیستنقذ عبادك من الجهالة و حیرة الضلالة».

و حسین علیه السلام خون قلب خود را در راه تو بذل كرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهى برهاند.

استاد شهید مطهرى(ره) در توضیح فراز مذكور مى‌فرماید: «مقصود از جهالت مردم این نبود كه چون مردم بى‏سواد بودند و درس نخوانده بودند مرتكب چنین عملى شدند، و اگر درس خوانده و تحصیل كرده مى‏بودند نمى‏كردند. نه، در اصطلاح دین، جهالت، بیشتر در مقابل عقل گفته مى‏شود و مقصود آن تنبه عقلى است كه مردم باید داشته باشند (و به تعبیر دیگر قوه تجزیه و تحلیل قضایایى مشهود و تطبیق كلیات بر جزئیات است و این چندان ربطى به سواد و بى‏سوادى ندارد. علم، حفظ و ضبط كلیات است و عقل قوه تحلیل است.) به عبارت دیگر، امام حسین علیه السلام شهید فراموشكارى مردم شد، زیرا مردم اگر در تاریخ پنجاه - شصت ساله خودشان فكر مى‌كردند و قوه تنبه و استنتاج و عبرت‌گیرى در آنها مى‌بود و به تعبیر سیدالشهدا علیه السلام كه فرمود: «ارجعوا الى عقولكم»؛ اگر به عقل و تجربه پنجاه - شصت ساله خود رجوع مى‏كردند و جنایت‌هاى ابوسفیان و معاویه و زیاد در كوفه و خاندان اموى را اصولا فراموش نمى‏كردند و گول ظاهر فعلى معاویه را كه دم زدن از دین به خاطر منافع شخصى است نمى‌خوردند و عمیق فكر مى‏كردند كه آیا امام حسین علیه السلام براى دین و دنیاى آنها بهتر بود یا یزید و معاویه و عبیدالله، هرگز چنین جنایتى واقع نمى‌شد... .»(18)

«استاد نیكلسون» گوید: «حادثه كربلا، حتى مایه پشیمانى و تأسف امویان شد، زیرا این واقعه، شیعیان را متحد كرد و براى انتقام امام حسین، هم صدا شدند و صداى آنان در همه جا و مخصوصاً عراق و ایرانیانى كه مى‏خواستند از نفوذ عرب‌ها آزاد شوند انعكاس یافت.»

امام حسین علیه السلام با نهضت مقدس خویش در آن ظلمت سخت و در میان یأس‌ها و ناامیدی‌هاى مطلق، و در موقعى كه ستاره‏اى در آسمان بشریت دیده نمى‏شد، مانند برقى درخشید و مانند شعله‏اى حقانى فرا راه آدمیان ظاهر گشت. او به خوبى مى‌دانست كه تنها مردم نادان و گمراهند كه آلت دست حكومت‌هاى ستمكار و بیدادگر و فاسد واقع مى‌شوند، به همین خاطر با بذل خون پاك خویش سعى كرد ملت جاهل و گمراه را از آن وضع خطرناك و دردناك نجات بخشد. لذا امام صادق علیه السلام در فراز مورد بحث، هدف قیام حسینى را تنها فدایى امت گنهكار بودن و شفاعت از آنان در قیامت بیان نمى‏كند، بلكه مى‏فرماید: هدف، نجات دنیاى انسانیت از جهالت و ضلالت بود.


پى‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 44، ص 381.

2- نقل از كتاب "زندگانى حضرت ابى عبدالله الحسین" ابوالقاسم سحاب، ص 22.

3- كشف الغمة، علامه اربلى، ج 2، ص 6.

4- به نقل از كتاب "درسى كه حسین (ع) به انسان‌ها آموخت"، شهید هاشمى نژاد، ص 450.

5- حماسه حسینى، شهید مطهرى، ج 2، ص 130.

6- تحف العقول، محدث حرانى، ص 275.

7- تاریخ طبرى، ج 7، ص 300.

8- جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 556.

9- ترجمه تاریخ سیاسى اسلام، ج 1، ص 351.

10- تاریخ طبرى، ج 4، ص 347.

11- ترجمه لهوف سید بن طاووس، ص 132.

12- نقل از كتاب "درسى كه حسین (ع) به انسان‌ها آموخت"، شهید هاشمى نژاد، ص 447.

13- درسى كه حسین (ع) به انسان‌ها آموخت، شهید هاشمى نژاد، ص 448.

14- همان مأخذ.

15- نهج البلاغه، صبحى صالح، حكمت 333.

16- ترجمه تاریخ سیاسى اسلام، ج 1، ص 352. به نقل از كتاب ماهیت قیام مختار، ص 201.

17- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 45، ص 112.

18- حماسه حسینى، استاد مطهرى، ج 3، ص 47.

منبع:كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:49 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

آثار و بركات عزادارى و گریه بر سیدالشهدا علیه السلام



«گریه» مظهر شدیدترین حالات احساسى انسان است، و علت‌ها و انگیزه‏هاى مختلفى دارد كه هر یك از آنها نشان‌دهنده حالتى خاص است. در روایات، بعضى از انواع گریه تحسین شده و از صفات پسندیده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است، و بعضى از انواع گریه مذموم شمرده شده است.

گریه، از حالات و انفعالات انسانى است كه با مقدمه‏اى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبیعى به ظهور مى‏رسد، و گاه ممكن است انگیزه‏اش هیجانات تند روانى باشد. مثل شوق و ذوقى كه از دیدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى‌شود. همچنین گاهى هم گریه كردن حاكى از عقاید مذهبى انسان است با این توصیف، از آنجایى كه گریه عملى طبیعى و اى بسا غیر ارادى است؛ لذا نمى‌شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گیرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگیزه‏هاى گریه مى‏باشد. چنانكه گفته‏اند: «تو آنى كه در بند آنى.»

در اینجا براى این كه بدانیم گریه بر سیدالشهدا علیه السلام چگونه گریه‏اى است و چه تأثیرات و بركاتى مى‏تواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشاره‏اى به انواع گریه كنیم تا بعد از آن، نوع گریه بر آن حضرت برایمان معلوم گردد.

امام باقر علیه السلام فرمود: «هر مؤمنى كه در سوگ حسین علیه السلام اشك دیده ریزد، به حدى كه بر گونه‏اش جارى گردد، خداوند او را سالیان سال در غرفه‏هاى بهشت مسكن مى‏دهد.»

1- گریه طفولیت: زندگى انسان با گریه شروع مى‌شود كه همان گریه، نشانه سلامت و تندرستى نوزاد است، و در واقع گریه در آن زمان، زبان طفل است .

2- گریه شوق: مانند گریه مادرى كه از دیدن فرزند گمشده خویش پس از چندین سال سرداده مى‏شود . و این گریه‏اى است كه از روى هیجان و احیاناً جهت سرور و شادى به انسان دست مى‏دهد.

3- گریه عاطفى و محبت: محبت از عواطف اصیل انسانى است كه با گریه انس دیرینه دارد. مثلاً محبت حقیقى به خداوند حسن آفرین است و براى قرب به او باید اشك محبت ریخت.

4- گریه معرفت و خشیت: انجام عبادات خالصانه و تفكر در عظمت آفرینش و كبریایى خداوند، و همچنین اهمیت تكالیف و مسئولیت‌هاى انسانى باعث مى‏گردد كه نوع خاصى از خوف، در درون انسان ایجاد شود و این خوف، خوفى است كه از روى معرفت به خداوند و تهذیب نفس به دست مى‏آید كه «خشیت» نامیده مى‌شود.

5- گریه ندامت: از عوامل اندوه‌زدایى كه منجر به گریه مى‏گردد، محاسبه نفس و حسابرسى شخصى است، و همین حسابرسى باعث مى‏شود كه انسان به گذشته خود فكر كند و با حسابرسى، جبران كوتاهى و خطاها را بكند و اشك حسرت و ندامت از چشمانش جارى نماید، این گریه، نتیجه توبه و بازگشت به خداست.

اشك می‌غلتد به مژگانم به جرم رو سیاهى         اى پناه بى پناهان، مو سپید روسیاهم

روز و شب از دیدگان اشك پشیمانى فشانم         تا بشویم شاید از اشك پشیمانى گناهم

6- گریه پیوند با هدف:گاهى قطره‏هاى اشك انسان، پیام آور هدف‌هاست. گریه بر شهید از این نوع گریه است. گریه بر شهید خوى حماسه را در انسان زنده مى‏كند و گریستن بر سیدالشهدا علیه السلام خوى حسینى را در انسان احیا مى‏كند، و خوى حسینى چنان است كه نه ستم مى‏كند و نه ستم مى‏پذیرد. آن كسى كه با شنیدن حادثه كربلا قطره اشكى از درون دل بیرون مى‏فرستد، صادقانه این پیوند با هدف والاى سیدالشهدا علیه السلام را بیان مى‏كند.

7- گریه ذلت و شكست:گریه افراد ضعیف و ناتوانى كه از رسیدن به اهداف خود مانده‏اند و روح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى‏بینند.

با ذكر این مطلب، حال باید بررسى كرد كه گریه بر حسین علیه السلام از چه نوع گریه است. هر كس با اندك توجهى خواهد دانست كه گریه بر حسین علیه السلام گریه محبت است، آن محبتى كه در دل‌هاى عاشقانش به ثبت رسیده است. گریه بر او، گریه شوق است، زیرا قسمت زیادى از حماسه‏هاى كربلا، شوق آفرین و شورانگیز است و به دنبال آن سیلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت، فداكارى، شجاعت و سخنرانی‌هاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، از دیدگان شنونده سرازیر مى‏گردد و نیز گریه معرفت و پیوند با هدف متعالى و انسان ساز او است؛ و به تعبیر امام خمینى(ره) گریه سیاسى است كه فرمود: «ما ملت گریه سیاسى هستیم، ما ملتى هستیم كه با همین اشك‌ها، سیل جریان مى‏دهیم و سدهایى را كه در مقابل اسلام ایستاده است خرد مى‏كنیم.»

هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا        ولى ز تعزیه هر روز، روز عاشوراست

هیهات كه گریه بر حسین علیه السلام گریه ذلت و شكست باشد، بلكه گریه پیوند با سرچشمه عزت است، گریه امت نیست، كه گویا است، گریه سرد كننده نیست، كه حرارت بخش است، گریه بزدلان نیست، كه گریه شجاعان است، گریه یأس و ناامیدى نیست كه گریه امید است، و بالاخره گریه معرفت است و گریه معرفت در عزاى حسین علیه السلام از انحراف و تحریف در قیام آن حضرت جلوگیرى مى‌كند و شاید به همین جهت باشد كه در فضیلت گریه بر سیدالشهدا علیه السلام روایات متعددى وارد شده است. از آن جمله، روایتى است كه امام صادق علیه السلام فرمود: «گریه و بى‌تابى در هر مصیبت براى بنده مكروه است، مگر گریه بر حسین بن على علیه السلام كه اجر و ثواب نیز دارد.»(1)

گریه و عزادارى براى سیدالشهدا علیه السلام داراى آثار و بركات مهمى است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:


حفظ رمز نهضت حسینى

از ارزنده‏ترین آثار و بركات مجالس عزادارى و گریه بر ابى عبدالله حسین علیه السلام حفظ رمز نهضت حسینى است.

به راستى؛ چرا در دوران منحوس سلاطین و پادشاهان جور از برپایى مجالس عزاى اهل‌بیت علیهم السلام به خصوص سالار شهیدان جلوگیرى مى‌شد؟ آیا نه این است كه عزاى حسینى و امامان شیعه، سبب مى‌شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلم‏هاى حكومت‌ها آگاهى دهند و انگیزه قیام آن حضرت كه امر به معروف و نهى از منكر است به اطلاع مردم برسد؟

آرى، اینگونه مجالس، آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌هایى است كه به بهترین روش و زیباترین اسلوب مردم را به سوى دین خوانده و عواطف را آماده مى‏كند و جاهلان و بى‏خبران را از خواب سنگین غفلت بیدار مى‏سازد و نیز در این مجالس است كه مردم، دیانت را همراه با سیاست، از مكتب حسین بن على علیه السلام مى‏آموزند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «هر چشمى در روز قیامت گریان است مگر چشمى كه براى مصائب حسین علیه السلام گریه كرده باشد، چنین كسى در قیامت خندان و شادان به نعمت‏هاى بهشتى است.»

گریه بر سیدالشهدا علیه السلام و تشكیل مجالس عزاى حسینى نه تنها اساس مكتب را حفظ مى‏كند، بلكه باعث مى‏گردد شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسینى شدن رشد و پرورش یابند.

كدام اجتماعى است كه در عالم چنین اثرى را از خود بروز داده باشد؟ كدام حادثه‏اى است مانند حادثه جانسوز كربلا كه از دوره وقوع تاكنون و بعدها بدینسان اثر خود را در جامعه بشریت گذارده، و روز به روز دامنه آن وسیع‌تر و پیروى و تبعیت از آن بیشتر گردد؟ از این رو باید گفت كه در حقیقت مراسم عزادارى حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسین علیه السلام و در نتیجه حافظ اسلام و ضامن بقاى آن است .

تشكیل مجالس عزادارى حسین، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مى‏كند بلكه به علاوه سبب آن گردید كه شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسینى شدن رشد و پرورش یابند.

«موریس دوكبرى» مى‏نویسد: «اگر مورخین ما، حقیقت این روز را مى‏دانستند و درك مى‏كردند كه عاشورا چه روزى است، این عزادارى را مجنونانه نمى‌پنداشتند. زیرا پیروان حسین به واسطه عزادارى حسین مى‏دانند كه پستى و زیر دستى و استعمار را نباید قبول كنند. زیرا شعار پیشرو و آقاى آنان تن به زیر بار ظلم و ستم ندادن است.

قدرى تعمق و بررسى در مجالس عزادارى حسین نشان مى‏دهد كه چه نكات دقیق و حیات بخشى مطرح مى‌شود، در مجالس عزادارى حسین گفته مى‌شود كه حسین علیه السلام براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویى یزید نرفت؛ پس بیایید، ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از زیر دستى استعمار گرایان خلاصى یابیم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجیح دهیم...»(2)


ازدیاد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت

سوزى كه از دل سوخته عاشقان سیدالشهدا علیه السلام به چشم سرایت كرده و از مجارى دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد مى‌شود، مراتب علاقه و اخلاص و دلبستگى به خاندان وحى و رسالت را مى‏رساند و این عمل اثرى مخصوص در ابقاى مودت و ازدیاد محبت دارد.

گریه بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام از مواردى است كه هیچ انسانى از فرط دلسوزى و انقلاب، طاقت بردبارى و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد، و این گریه و بیقرارى، علاوه بر ازدیاد محبت و مهر و مودت، موجب كثرت تنفر و بیزارى از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران این خانواده از دشمنان ایشان مى‏گردد.

گریه با آگاهى و معرفت بر امام حسین علیه السلام، در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و این تبرى از آثار برجسته گریه بر امام حسین علیه السلام است زیرا مردم به ویژه افرادى كه داراى شخصیت هستند از گریه كردن در برابر حوادث تا سر حد امكان امتناع مى‏ورزند، و تا شعله درونى آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گریه كردن مخصوصاً در برابر چشم دیگران نیستند، این گریه و عزادارى ابراز كمال تنفر در برابر تعدى و تجاوز و ستمگرى و پایمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تكیه زدن بر مسند حكومت آنان مى‏باشد.


آشنایى با حقیقت دین و نشر آن

یكى دیگر از آثار و بركات مجالس عزادارى سیدالشهدا علیه السلام این است كه مردم در سایه مراسم عزادارى به حقیقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبلیغات وسیع و گسترده‏اى كه همراه با این مراسم انجام مى‏گیرد، آگاهى توده مردم بیشتر شده و ارتباطشان با دین حنیف محكم‌تر و قوی‌تر مى‏گردد. چه این كه قرآن و عترت دو وزنه نفیسى هستند كه هرگز از یكدیگر جدا نمى‏شوند و این آگاهى در اقامه ماتم و مراسم سوگوارى عترت رسول اكرم صلی الله علیه و آله به خصوص امام حسین علیه السلام به آحاد مردم داده خواهد شد.


آمرزش گناهان

ریان بن شبیب از امام رضا علیه السلام روایت كرده كه فرمود: «اى پسر شبیب، اگر بر حسین علیه السلام گریه كنى تا آن كه اشك چشمت بر صورتت جارى شود، خداوند گناهان كوچك و بزرگ، و كم یا زیاد تو را مى‌آمرزد.»(3)

و نیز فرمود: «گریه كنندگان باید بر كسى همچون حسین علیه السلام گریه كنند، زیرا گریستن براى او گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد.»(4)


سكونت در بهشت

امام باقر علیه السلام فرمود: «هر مؤمنى كه در سوگ حسین علیه السلام اشك دیده ریزد، به حدى كه بر گونه‏اش جارى گردد، خداوند او را سالیان سال در غرفه‏هاى بهشت مسكن مى‏دهد.»(5)

و نیز امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس درباره حسین علیه السلام شعرى بخواند و گریه نماید و یك نفر را بگریاند، بهشت براى هر دوى آنها نوشته مى‏شود. كسى كه حسین علیه السلام نزد او ذكر شود و از چشمش به مقدار بال مگسى اشك آید، اجر او نزد خداست و براى او جز به بهشت راضى نخواهد شد.»(6)

و نیز فرمود: «هر كس كه در عزاى حسین علیه السلام بگرید یا دیگرى را بگریاند و یا آن كه خود را به حالت گریه و عزا درآورد، بهشت بر او واجب مى‏شود.»(7)


شفا یافتن

یكى دیگر از آثار و بركات مجالس عزادارى حضرت سیدالشهدا علیه السلام شفا گرفتن است. به طورى كه بارها دیده‏ایم و شنیده‏ایم كه بعضى از عزاداران و گریه كنندگان بر حسین علیه السلام شفا گرفته‏اند.

نقل است كه مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیة الله العظمى بروجردى در سن نود سالگى داراى چشمانى سالم بودند كه بدون عینك خطوط ریز را هم مى‏خواندند و مى‏فرمودند: این نعمت را مرهون وجود مبارك حضرت ابى عبدالله الحسین علیه السلام هستم: و قضیه را چنین نقل مى‏فرمودند:

در یكى از سال‌ها در بروجرد بودم، به چشم درد عجیبى مبتلا شدم كه بسیار مرا نگران ساخته بود. معالجه پزشكان فایده‏اى نكرد و درد چشم هر روز بیشتر و ناراحتى من افزونتر مى‏گردید، تا این كه ایام محرم شد. در ایام محرم آیة الله فقید، دهه اول را روضه داشتند و دسته‏هاى مختلف هم در این عزادارى شركت مى‏كردند. یكى از دسته‏هایى كه روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هیئت گِلگیرها» است كه نوعاً سادات و اهل علم و محترمین هستند، در حالى كه هر یك حوله سفیدى به كمر بسته‏اند، سر و سینه خود را گل آلود كرده و به طور بسیار رقت بار و مهیج و در عین حال با سوز و گداز فراوان و ذكرى جانسوز آن روز را تا ظهر عزادارى مى‌كنند. آقا فرمودند:

«هنگامى كه این دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود این هیئت هیجان عجیبى به خود گرفته بود من هم در گوشه‏اى نشسته و آهسته آهسته اشك مى‏ریختم و در این بین هم مقدارى گِل از روى پاى یكى از همین افراد گلگیر برداشته و بر روى چشم‌هاى ملتهب و ناراحتم كشیدم، و به بركت همین توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر این كه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بینایى كامل برخوردارم، و به بركت حضرت امام حسین علیه السلام احتیاج به عینك هم ندارم.» با این كه همه قواى جسمانى ایشان تحلیل رفته بود با این وجود تا آخرین ساعات زندگانى از بینایى كامل برخوردار بودند.


گریه كننده بر حسین، در قیامت گریان نیست

رسول اكرم صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «هر چشمى در روز قیامت گریان است مگر چشمى كه براى مصائب حسین علیه السلام گریه كرده باشد، چنین كسى در قیامت خندان و شادان به نعمت‏هاى بهشتى است.»(8)

آن روز دیده‏ها همه گریان شود ز هول         جز چشم گریه كرده به سوگ و عزاى او


امان از سكرات موت و آتش دوزخ

مسمع گوید: حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: آیا متذكر مى‌شوى با حسین چه كردند؟ عرض كردم: آرى، فرمود: آیا جزع و گریه مى‏كنى؟ گفتم: آرى، به خدا سوگند گریه مى‏كنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر مى‏شود حضرت فرمود: «خدا اشك چشمت را رحمت كند. آگاه باش كه تو از آن اشخاصى هستى كه از اهل جزع براى ما شمرده مى‏شوند، به شادى ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناك مى‏گردند. آگاه باش كه به زودى هنگام مرگ، پدرانم را بر بالین خود حاضر مى‏بینى، در حالى كه به تو توجه كرده و ملك‌الموت را درباره تو بشارت مى‌دهند، و خواهى دید كه ملك الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش، مهربانتر است.» سپس فرمود: «كسى كه بر ما اهل‌بیت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گریه كند، رحمت خدا شامل او مى‏شود قبل از این كه اشكى از چشمش خارج گردد؛ پس زمانى كه اشك چشمش بر صورت جارى شود اگر قطره‏اى از آن در جهنم بریزد، حرارت آن را خاموش كند، و هیچ چشمى نیست كه گریه كند بر ما مگر آن كه با نظر كردن به كوثر و سیراب شدن با دوستان، خوشوقت مى‏گردد.»(9)

با توجه به این روایت شریف باید گفت: جایى كه آتش جهنم كه قابل مقایسه با آتش دنیا نیست و به وسیله گریه بر حسین علیه السلام خاموش و برد و سلام گردد، پس اگر در موردى، آتش ضعیف دنیا عزادار حسینى را نسوزاند جاى تعجب نیست .


واقعه‌ای عجیب

سید جلیل مرحوم دكتر اسماعیل مجاب(داندانساز) عجایبى از ایام مجاورت در هندوستان كه مشاهده كرده بود نقل مى‏كرد، از آن جمله مى‏گفت: عده‏اى از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام معتقد و علاقه‌مندند و براى بركت مالشان با آن حضرت شركت مى‏كنند، یعنى در سال مقدارى از سود خود را در راه آن حضرت صرف مى‏كنند. بعضى از آنها روز عاشورا به وسیله شیعیان، شربت و پالوده و بستنى درست كرده و خود به حال عزا ایستاده و به عزاداران مى‏دهند، و بعضى آن مبلغى كه راجع به آن حضرت است را به شیعیان مى‏دهند تا در مراكز عزادارى صرف نمایند.

یكى از آنان را عادت چنین بود كه همراه سینه زن‌ها حركت مى‏كرد و با آنها به سینه زدن مشغول مى‌شد. وقتى از دنیا رفت، بنا به مرسوم مذهبى خودشان، بدنش را با آتش سوزانیدند تا تمام بدنش خاكستر شد جز دست راست و قطعه‏اى از سینه‏اش كه آتش، آن دو عضو را نسوزانیده بود.

بستگان آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شیعیان و گفتند: «این دو عضو راجع به حسین شماست.»(10)


تأثیر شعر سرودن در عزاى حسینى

امام صادق علیه السلام فرمود: «كسى نیست كه براى حسین علیه السلام شعرى بسراید و گریه كند یا بگریاند مگر این كه خداوند بهشت را بر او واجب كرده و گناهانش را مى‏آمرزد.»(11)


پى‌نوشت‌ها:

1- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10 ص 393

2- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 44 ص 284

3- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 165

4- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 168

5- جلاء العیون، علامه مجلسى، ص 462

6- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 44 ص 293

7- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10 ص 397

8- داستانهاى شگفت، آیت الله شهید دستغیب، ص 9

9- اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسى، 89

10- خلاصه اى از مقاله عاشورا، نوشته جواد محدثى .


منبع:كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:46 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

آثار و بركات زیارت سیدالشهداء علیه السلام


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اى غمین ز اشتیاق حضرت او          روز و شب مایل به زیارت او

تو از او دور نیستى بالله        «قبره فى قلوب من والاه »

در طول تاریخ انسان هایى بوده و هستند كه پس از مرگشان، زندگى و حیاتشان ادامه پیدا كرده و با مرگ بدنشان، وجودشان و شخصیت و اندیشه‏شان ادامه یافته است. مردان خدا و شخصیت هاى الهى، همانگونه كه در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است. و در این میان، زیارت مشهد حسینى از ویژگی هاى برجسته‏اى برخوردار است. آنان كه توفیق پیدا مى كنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند، روى به آستان امام حسین علیه السلام آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه كمال و تربیت مى‏گرایند. اینگونه تربیت اجتماعى و یك چنین موسسه تهذیب اخلاق و ادب، براى هیچ ملتى از ملل گیتى میسر و مقدور نیست .

زرارة بن اعین گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: «زائرین حسین یك برترى نسبت به سایر مردم دارند.» پرسیدم: برتریشان چیست؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مى‏شوند در حالى كه دیگران هنوز در حال حساب هستند.»

البته ملحدین و معاندین و مخالفین مكتب تشیع به خیال خود شبهات و اشكال هاى مى كنند و مى گویند: «زیارت قبور، بت پرستى است؟!» در حالى كه هر كس كه به زیارت قبور ائمه علیهم السلام مى رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زیارت نمى‏كند. چه كسى است كه حسین بن على علیه السلام را خدا بداند؟!! شیعه، امام را مقرب درگاه خدا مى‏داند و با توسل به او قربى به خدا پیدا مى كند، همانطور كه خودش در قرآن مجید فرمود: «به سوى او وسیله بگیرید.»(1) امام را وسیله الهى مى‏داند. زیرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زیارت است كه زائر از این طریق خود را به درگاه الهى نزدیك مى‏كند، و پیشوایان ما وعده فرموده‏اند كه از زائران خود دستگیرى كنند.

امام رضا علیه السلام مى رماید: «هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى دارد و وفاى به این عهد، با زیارت قبر آنان ممكن مى‏باشد. و كسى كه به شوق زیارت آنها و با تصدیق به فضیلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قیامت قرار مى‏گیرد.

پس هر زائرى باید بكوشد تا از این شفاخانه فیض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود كه صفاى دل و دوستى خاطر و پاكیزگى روح و قداست روان و سلامت تن، از خدمت آفریدگار جهان به وى عطا گردد، تا این كه هم ظاهر او به جمال و كمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگى‏ها پاك و مصفا گردد.

از طرفى زیارتنامه‏هاى وارده، و خواندن هر كدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفكر واداشته، متذكر تاریخ و احوال انبیا و اولیاى معصوم مى‏گرداند. تأمل در زیارت عاشورا و دیگر زیارات، این مطلب را به خوبى روشن مى سازد كه امامان به این وسیله در صدد ساختن انسان هاى مؤمن و متعهد بوده‏اند، لذا به آنها تعلیم داده‏اند كه در زیارت امام حسین علیه السلام از خداوند بخواهند كه زندگى و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دینا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان یجعلنى معكم فى الدنیا و الاخرة.»

به امید این كه خداوند متعال توفیق زیارت حضرتش را در دنیا و شفاعتش را در روز قیامت نصیب ما گرداند، به آثار و بركاتى كه زیارت سیدالشهدا علیه السلام به دنبال دارد مى‏پردازیم:


آرامش بخشیدن به زائر

قبل از آن كه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روایات اسلامى است اشاره كنیم، این نكته لازم به ذكر است كه زیارت مرقد شریف امام حسین علیه السلام مانند سایر ائمه، به مردم و زیارت كنندگانش، نوعى آرامش و اطمینان مى‏بخشد. در این عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیده‏هایى چون تردید، ناكامى، تشویش، ترس و ناسازگارى با محیط و زندگى ماشینى و محرومیت و جنگ و حتى كنار نیامدن با خود است، و هر روز شاهد كاهش ها و فرسایش ها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند، این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد.

امام صادق علیه السلام به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏رود مگر آن كه خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى‌نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم‌آلود تا روز قیامت بر او مى‏گریند. هر كس او را زیارت كند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏كنند، و هر كه مریض شود به عیادتش مى‏روند، و هر كه بمیرد جنازه‏اش را تشییع مى‏كنند.»

در زیارت یك نوع كشش و نیاز الزام آورى انسان را وامى‏دارد كه فشارها و فریادهاى درونى را از راهى خارج كند. زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاكان و استمداد از ارواح پاك مقربان درگاه الهى، نیرو گرفته و نابسامانی ها را با توسل بدان ها بر خود هموار مى سازند، و خستگى‏ها و فشارهاى وارد بر روان، و نیز اضطراب ها و یأس ها را از خود مى زدایند و به آرامش و اطمینانى براى ادامه زندگى دست مى‏یابند.


در امان خدا بودن

به امام صادق علیه السلام عرض كردند: كمترین اثرى كه براى زائر قبر امام حسین علیه السلام چیست؟ فرمود: «كمترین تأثیرش این است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مىكند تا به سوى اهل خویش برگردد، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهد بود. »(2)


زائر خدا محسوب شدن

زید بن شحام گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: براى زائر قبر امام حسین علیه السلام چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش دیدار نموده باشد.» گفتم: براى كسى كه یكى از شما را زیارت كند چه مى‏باشد؟ فرمود:

«همانند كسى است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت نموده است. »(3)


برآورده شدن حاجات و دفع پریشانى

امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏آید مگر آن كه خداوند از او دفع پریشانى نماید و حاجتش را برآورد.»(4)

و نیز به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏رود مگر آن كه خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او مى‏گریند. هر كس او را زیارت كند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏كنند، و هر كه مریض شود به عیادتش مى‏روند، و هر كه بمیرد جنازه‏اش را تشییع مى‏كنند.»(5)


زیادتى در عمر و رزق

امام باقر علیه السلام فرموده است: «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین علیه السلام امر كنید، زیرا زیارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواری ها مى‏شود. »(6)


آمرزش گناهان

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس حسین علیه السلام را زیارت كند در حالی كه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان، گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏آمرزد.»(7)

و جابر جعفى در ضمن یك حدیث طولانى از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: «چون از نزد قبر حسین علیه السلام بازگشتى، ندا كننده‏اى تو را ندا مى‏دهد كه اگر آن را مى‏شنیدى، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین علیه السلام اقامت مى‏گزیدى. آن منادى گوید:خوشا به حال تو اى بنده خدا كه سود فراوان بردى و به سلامت (در دین) دست یافتى. عمل از سر بگیر كه گناهان گذشته‏ات آمورزیده شد.»(8)


محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر

امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن على علیه السلام از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار نمى‏آید.»(9)


حفاظت زائر در دنیا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادق علیه السلام عرض كرد: فدایت شوم، كمترین نصیبى كه زائر امام حسین علیه السلام دارد، چیست؟ فرمود: «اى عبدالله، كمترین چیزى كه براى او مى‏باشد، این است كه خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى

كند تا وى را به سوى خانواده‏اش بازگرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد.»(10)

شیعه، امام را مقرب درگاه خدا مى‏داند و با توسل به او قربى به خدا پیدا مى‌كند، همانطور كه خودش در قرآن مجید فرمود: «به سوى او وسیله بگیرید.» امام را وسیله الهى مى‏داند. زیرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زیارت است كه زائر از این طریق خود را به درگاه الهى نزدیك مى‏كند، و پیشوایان ما وعده فرموده‏اند كه از زائران خود دستگیرى كنند.


عنایت و توجه سیدالشهدا علیه السلام

امام صادق علیه السلام فرمود: «حسین در نزد پروردگارش، به زائرانش نظر مى كند. او نگاه مى كند كه چه كسى براى آن حضرت گریه مى كند، پس براى او طلب آمرزش كرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا كرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) مى

فرماید: اگر زائر من مى‏دانست كه خدا چه چیزى براى او عطا مى

و امام حسین علیه السلام فرمود: «هر كس مرا در زندگانیش زیارت كند، پس از مرگش بازدیدش خواهم كرد.»(12)


خیر و بركت زیاد

امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند كه چقدر خیر و بركت در زیارت امام حسین علیه

السلام وجود دارد، براى زیارت كردنش با یكدیگر مقاتله مى‏كردند، و هر آینه اموالشان را براى رفتن به زیارتش مى‏فروختند.»(13)

و امام باقر علیه السلام فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند كه زیارت قبر شریف حسین علیه السلام چه مقدار فضیلت و بركت دارد، از شوق زیارت جان مى سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند مى‏آمد.»(14)


برابرى زیارت قبر حسین علیه السلام با حج

عبدالله بن عبید انبارى گوید: به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: فدایت شوم، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمى‏شود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برایت فراهم نگشت، به زیارت قبر حسین علیه السلام برو، كه یك حج برایت نوشته مى شود.»(15)


نام زائر در اعلى علیین ثبت مى‏شود

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس به زیارت قبر حسین علیه السلام برود در حالى كه عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلى علیین مى‏نویسد.»(16)


غرق شدن در رحمت الهى

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: ثواب كسى كه قبر امام حسین علیه السلام را زیارت كند، در حالى كه كبر و غرور نداشته باشد چیست؟ فرمود: «برایش هزار عمره و حج مقبول نوشته مى

شود. اگر شقى باشد، سعید نوشته مى‏گردد، و پیوسته در رحمت الهى غوطه‏ور خواهد بود.»(17)


دعاى معصومین براى زائر

معاویة بن وهب از امام صادق علیه السلام نقل نموده كه فرمود: «اى معاویه، زیارت قبر حسین علیه

السلام را از روى ترس وامگذار، زیرا هر كه آن را ترك كند، چنان دچار حسرت مى‏شود كه آرزو نماید قبرش نزد او باشد. آیا دوست ندارى كه خداوند تو را در زمره كسانى به حساب آورد كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و على و فاطمه و امامان معصوم علیه السلام برایش دعا مى‏كنند؟»(18)

و نیز فرمود: «همانا فاطمه علیهاالسلام دختر محمد صلی الله علیه و آله نزد زائران قبر فرزندش حسین علیه السلام حضور یافته و براى گناهانشان طلب آمرزش مى‏كند.»(19)


تجلى خدا

امام صادق علیه السلام فرمود: «به درستى كه خداى تبارك و تعالى، قبل از اهل عرفات، براى زائران قبر حسین علیه السلام تجلى مى نماید، حوایج آنان را برآورده مى‏كند، گناهانشان را آمرزیده و درخواست هایشان را به اجابت مقرون مى‏سازد، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نیز اینگونه عمل مى‏كند.»(20)


سعادت

امام صادق علیه السلام به عبدالملك خثعمى فرمود: «زیارت حسین بن على علیه السلام را ترك مكن و دوستانت را نیز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزیت را زیاد گرداند. خداوند سبحان زندگانى تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمى‏میرى مگر سعادتمند، و تو را در سلك سعادتمندان خواهند نوشت.»(21)


تأثیر زیارت در روز عاشورا

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس قبر حسین را در روز عاشورا زیارت كند، همانند كسى است كه در برابر او به خون خود غلطیده باشد.»(22)


قرار گرفتن در جوار پیامبر و على و فاطمه علیهم السلام

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس مى‏خواهد در جوار پیامبر صلی الله علیه و آله و على و فاطمه علیهماالسلام باشد، نباید زیارت حسین بن على علیه السلام را ترك كند.»(23)


تأثیر زیارت در روز قیامت

امام صادق علیه السلام فرمود: «هیچ كس در روز قیامت نیست مگر آن كه آرزو مى‏كند كه اى كاش از زائرین امام حسین علیه السلام مى‏بود زیرا مشاهده مى‏نماید كه با زائران حسین علیه السلام به واسطه مقامى كه در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل مى‏شود.»(24)

و نیز فرمود: «هر كس دوست دارد در روز قیامت بر سر سفره‏هایى از نور بنشیند پس باید از زائرین حسین بن على علیه السلام باشد.»(25)

و زرارة بن اعین گوید: «امام صادق علیه السلام فرمود: «زائرین حسین یك برترى نسبت به سایر مردم دارند» پرسیدم: برتریشان چیست؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مى‏شوند در حالى كه دیگران هنوز در حال حساب هستند.»(26)


رهایى از شداید قیامت

رسول گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «من تعهد مى‏كنم كه در روز قیامت هنگامه رستاخیز، ضمن ملاقات با زائر حسین علیه السلام، دستش را بگیرم و از مراحل هول‏انگیز و سختی هاى قیامت نجاتش بخشیده و او را به بهشت وارد كنم.»(27)


نجات از آتش جهنم

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس قبر حسین علیه السلام را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مى‏سازد، و روز ترس بزرگ (قیامت) او را ایمن مى‏دارد. از خداوند نیز هیچ حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را طلب نمى‏كند مگر آن كه به او عطا مى‏نماید.»(28)

این آثار و آثار دیگرى كه به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذكر نكردیم، همگى به بركت وجود حضرت سیدالشهدا علیه السلام است كه امیدوارم هر چه زودتر توفیق زیارت مرقد مطهرش نصیب تمام عاشقان گردد.


پی نوشت ها

1- سوره مائده، آیه 39.

2- ثواب الاعمال شیخ صدوق، ص 116.

3- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 281.

4- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 337.

5- همان مأخذ.

6- همان مأخذ، ص 289.

7- كافى، مرحوم كلینى، ج 4، ص 582.

8- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 295.

9- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 322.

10- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 247.

11- امالى شیخ طوسى، ص 55.

12- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 101، ص 16.

13- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 87.

14- سفینة البحار، محدث قمى، ج 1، ص 565.

15- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 306.

16- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 324.

17- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 328.

18- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 199.

19- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 204.

20- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 346.

21- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 292.

22- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 331.

23- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 230.

24- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 330.

25- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 331.

26- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 44، ص 235.

27- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 278.

28- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 324.

منبع:

كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:44 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

اختصاصات حضرت سیدالشهداء علیه السلام


 


چراغ هدایت و كشتى نجات‏

من آن نورم كه در شب‌هاى تاریك    چراغ رهنماى كاروانم

در این دریا منم آن ناخدایى  كه كشتى را به ساحل مى‏رسانم‏

روایت شده كه امام حسین علیه السلام فرمود: «خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شدم در حالی كه ابى بن كعب هم آنجا بود. حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: مرحبا به تو، اى اباعبدالله، اى زینت آسمان‌ها و زمین. ابى گفت: چگونه او زینت آسمان‌ها و زمین است در صورتى كه كسى غیر از تو چنین نیست؟ حضرت فرمود: اى ابى، قسم به كسى كه مرا به حق به نبوت مبعوث كرد، حسین بن على در آسمان بزرگتر از روى زمین است، و همانا بر طرف راست عرش الهى نوشته شده است كه او چراغ هدایت و كشتى نجات است.»(1)

راه حسین علیه السلام راه دل است، و هرگاه عاشقى به دل توجه كند او را پیدا مى‏كند. لذا در برخى روایات وارد است كه: «قبر او در دل‌هاى دوستداران اوست.

یكى از بركات فردى حضرت سیدالشهدا علیه السلام این است كه او «چراغ هدایت» و «كشتى نجات» است. اگر چه همه پیامبران و امامان علیه السلام چراغ‌ها و انوار هدایت و كشتی‌هاى نجات و رهایى‌اند، چنان كه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «انما مثل اهل بیتى فیكم كمثل سفینة نوح من دخلها نجا، و من تخلف عنها هلك.» (2)

همانا خانداون و اهل‌بیت من در میان شما مانند كتشى نوح است كه هر كس داخل آن شود نجات پیدا كرده و هر كس كه از آن تخلف كند هلاك خواهد شد.

اما كشتى نجات حسین علیه السلام حركتش بر امواج توفنده و گسترده دریا، سریع‌تر و لنگر انداختن و پهلو گرفتن آن بر ساحل‌هاى نجات آسان‌تر بوده و دایره بهره‏ورى و استفاده از نور مشعل وجود حسین علیه‌السلام وسیع‌تر است.

در آن زمانى كه امواج بلند و سهمگین فساد و گناه بر پیكره نیمه ‏جان جامعه اسلامى، و جان و دل مسلمانان، تازیانه مرگ مى‌زد و گرداب حوادث و توطئه‏ها و پلیدی‌ها، خفتگان در بستر غفلت را بى‏رحمانه به قعر تاریكى و تباهى مى‌كشید، این حسین بود كه با قیام و نهضت الهى خود و شهادت و اسارت اهل‌بیت خویش، گرفتاران در این اوضاع خطرناك را از دریاى پر تلاطم ساخته شده به دست فتنه‏گر «بنى امیه» نجات بخشید و با كشتى رهایى خود، این خفتگان و غافلان و گرفتاران را به ساحل نجات رهنمون نمود.

از امام باقر و امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسین علیه السلام چهار ویژگى به آن حضرت عطا فرموده است:
اول: امامت را در ذریه او قرار داده است،
دوم: شفا را در تربت آن جناب قرار داده،
سوم: كنار و زیر قبه ایشان دعا مستجاب مى‏باشد،
چهارم: ایام زیارت كنندگان ایشان از عمرشان حساب نمى‏شود.»

آرى، حسین علیه السلام «مصباح الهدى» است تا در این ظلمتكده خاك، دلیل و راهنماى راه باشد؛ و «سفینة النجاة» است تا در اقیانوس متلاطم فتنه‏ها و ضلالت‌ها، غرق شدگان را كه كشتى شكسته بودند فریادرس باشد.

اى كه مصباح هدایت هستى و فلك نجات   از چه با این اشك‌ها ایجاد طوفان مى‌كنى؟

زنده در قبر دل ما بدن كشته تو است         جان مایى و ترا قبر حقیقت دل ماست


محبت مكنون

از جمله احادیث نبوى كه در واقع بیانگر تأثیرپذیرى معنوى مردم از وجود مبارك سیدالشهداء علیه السلام مى‏باشد، حدیثى است كه فرمود:

«ان للحسین محبة مكنونة فى قلوب المؤمنین.»(3)؛ در كانون دل‌هاى مؤمنین، محبتى نهفته و ویژه نسبت به حسین وجود دارد.

كیست كه نام حسین علیه السلام را بشنود و فردى از افراد بشر یا تنى از اولاد انسان باشد و حالت انقلاب و انكسار و دلباختگى براى او فراهم نشود؟ محبت حسین علیه السلام دل‌ها را به التهاب درآورده و جگرها را گداخته و مذاب مى‏سازد، و شورش دل و آتش درون را به ریزش قطرات اشك از دیدگان، آشكارا و عیان مى‏كند.

در كجاى دنیا دیده مى‌شود كه شیعه و دوستدار حسین در آنجا باشد و اقامه عزاى حسینى نكند. كیست كه پس از دادن عزیزترین محبوب و مطلوب خود به اندك فاصله و مختصر وقت و گذشتن كمتر زمانى، آن مصیبت را فراموش نكند؛ جز مصیبت حسین علیه السلام كه با این همه طول زمان و گذشتن قرن‌ها، روز به روز این مصیبت تازه‏تر و شور و شراره‏اش بیشتر و بلندتر مى‏گردد. آیا نه این، جذبه عشق و علاقه و تأثیر محبت و فرط دلبستگى و دلباختگى علاقه‏مندان نسبت به آن امام محبوب است؟

و اى بسا، نامحرمان در برابر عظمت و جلالت حسینى تسلیم شده و به تواضع و تكریم در مقابل نام مبارك حسین و جلال و مقام او، قد خویش به تعظیم و تسلیم خم نموده و به دین و آیین حسینى گراییده و از اكسیر محبت او مس خود را طلاى ناب و زر خالص مى‏گردانند.

به راستى، سنت الهى چنین بوده كه محبت امامى كه مسیر تاریخ را عوض كرده و دین الهى را نجات مى‌بخشد به گونه‏اى خاص در دل و جان مسلمین و مؤمنین قرار گیرد، حتى كسانى كه مقابل حسین علیه‌السلام قرار گرفتند به قول فرزدق: «دل‌هایشان با او بود، اگر چه بر اثر دنیا پرستى شمشیرهایشان بر روى او كشیده شد.» چه رسد به مؤمنینى كه عشق و محبت او با گل آنان سرشته شده است.

ابى عبدالله الحسین علیه السلام فرموده است: «هر كس پس از مرگ من، مرا زیارت كند، پس از مرگش من هم او را زیارت مى‌نمایم.»

حتى محبت حسین علیه السلام در دل و جان رسول اكرم صلی الله علیه و آله نیز ریشه دوانیده بود، به طورى كه مى‌فرمود: «هر گاه كه به فرزندم حسین مى‏نگرم، گرسنگى و اندوه از وجودم رخت بر مى‏بندد.»(4) و نیز مى‌فرمود: «بار خدایا، من حسین را دوست دارم و آنان كه دوستدار او هستند نیز دوست دارم.»(5)

راه حسین علیه السلام راه دل است، و هرگاه عاشقى به دل توجه كند او را پیدا مى‏كند. لذا در برخى روایات وارد است كه: «قبر او در دل‌هاى دوستداران اوست.»

سلام از دور و از نزدیك بهر او بود یكسان       بلى قبر شریف او دل اهل یقین باشد

آرى، دل مؤمن جایگاه تابش نور پر فروغ و احیاگر حسین است. و هرگاه عشق و محبت فراتر از آفاق ظاهرى و مادى باشد، رنگ ابدیت به خود مى‏گیرد، زیرا پیوند این محبت در حریم حب خدا بوده است و بقاى آن به بقاى فیض ذات سرمدى، جاودانه است، كه گفته‏اند:


سیدالشهدا علیه السلام ، پدر امامان نه گانه‏

یكى دیگر از بركات فردى سیدالشهدا علیه السلام كه از ارزش معنوى بسیارى برخوردار است، این است كه نُه امام معصوم علیه السلام بعد از او از فرزندان گرامى آن حضرت مى‏باشند، و نسل امامان به بركت وجود او ادامه یافت. چنانكه از امام باقر و امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسین علیه السلام چهار ویژگى به آن حضرت عطا فرموده است:

اول: امامت را در ذریه او قرار داده است،

دوم: شفا را در تربت آن جناب قرار داده،

سوم: كنار و زیر قبه ایشان دعا مستجاب مى‏باشد،

چهارم: ایام زیارت كنندگان ایشان از عمرشان حساب نمى‏شود.»(6)

رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم كه دست حسین بن على علیه السلام را در دست خود گرفته بود و مى‏فرمود: اى مردم، این حسین بن على است، او را بشناسید؛ سوگند به آن خدایى كه جانم به دست اوست، به راستى او در بهشت است، و دوستدار او نیز در بهشت است، و دوستدار دوستدار او نیز در بهشت مى‏باشد.

از طرفى در روایات بر این امر تصریح شده كه على بن الحسین علیه السلام بعد از پدر به امامت رسیده است. چنانكه عبدالله بن عتبه روایت كرده: خدمت امام حسین علیه السلام بودم كه پسر كوچكترش «على» وارد شد. (یعنى حضرت سجاد علیه السلام كه از على اكبر كوچكتر بوده است. و این واقعه قبل از تولد على اصغر مى‏باشد). تا آنجا كه مى‏گوید: عرض كردم: اگر آن امرى كه از آن به خدا پناه مى‏برم اتفاق افتاد، به چه كسى رجوع كنیم؟ (یعنى امام بعد از شما كیست؟) فرمود: به این پسرم: على، او امام و پدر امامان است ...»(7)

بارى، استمرار خط مستقیم و هدایتگر امامت به بركت وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام است، و این از بزرگترین بركت‌هاى فردى و معنوى آن حضرت است .


شفاعت

یكى دیگر از آثار و بركات فردى سیدالشهداء علیه السلام كه در نزد شیعیان اهمیت و جایگاهى خاص دارد شفاعت در آخرت است .

شفاعت از ماده «شفع» به معنى ضمیمه كردن چیزى به همانند اوست، و از اینجا روشن مى‌شود كه باید نوعى شباهت و همانندى در میان آن دو بوده باشد، هر چند تفاوت‌هایى نیز در میان آنها دیده شود. به همین دلیل، شفاعت به مفهوم قرآنى آن بدین معنى است كه: انسان گنهكار به خاطر پاره‏اى از جنبه‏هاى مثبت (مانند ایمان یا انجام بعضى از اعمال شایسته) شباهتى با اولیاى الهى پیدا كند و آنها با عنایت و كمك‏هاى خود ، او را به سوى كمال سوق دهند و از پیشگاه خدا تقاضاى عفو كند. و به تعبیر دیگر حقیقت شفاعت، قرار گرفتن موجودى قوی‌تر و برتر، در كنار موجودى ضعیف‌تر، و یارى رساندن به او براى پیمودن مراتب كمال است .

شفاعت در جوامع انسانى غالباً همان پارتى بازى و استفاده از رابطه است. اما شفاعت مورد نظر در قرآن كریم و روایات اسلامى، متوجه شایستگى‏هاى افراد است نه روابط شخصى بین شفاعت كننده و شفاعت شونده.

شفاعت اقسامى دارد كه برخى از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهى وجود ندارد، ولى برخى صحیح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط بر هم زننده قانون و ضد آن است، ولى شفاعت صحیح حافظ و تأیید كننده قانون است. شفاعت غلط آن است كه كسى بخواهد از راه پارتى‌بازى جلوى اجراى قانون را بگیرد. برحسب چنین تصوراتى از شفاعت، مجرم بر خلاف خواست قانونگذار و بر خلاف هدف قوانین اقدام مى‏كند و از راه توسل به پارتى بر اراده قانونگذار و هدف قانون چیره مى‏گردد. اینگونه شفاعت، در دنیا ظلم است و در آخرت غیر ممكن. ایرادهایى كه بر شفاعت مى‏شود بر همین قسم از شفاعت وارد است، و این همان است كه قرآن كریم آن را نفى فرموده است .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آگاه باشید، همانا حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است، هر كس با او دشمنى كند خدا بوى بهشت را بر او حرام مى‏كند.»

شفاعت صحیح، نوعى دیگر از شفاعت است كه در آن نه استثنا و تبعیض وجود دارد و نه نقض قوانین و نه مستلزم غلبه بر اراده قانونگذار است. قرآن این نوع شفاعت را صریحاً تأكید كرده است كه این نیز بر دو قسم است:

1- شفاعت «رهبرى» یا شفاعت «عمل».

2- شفاعت «مغفرت» یا شفاعت «فضل».

نوع اول شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتى بالا رفتن درجات مى‏باشد، و نوع دوم شفاعتى است كه تأثیر آن در از بین بردن عذاب و در مغفرت گناهان است، و حداكثر ممكن است سبب وصول به حسنات و ثواب‌ها هم بشود ولى بالا برنده درجه شخص نخواهد بود.

با توجه به آنچه به طور اجمال در خصوص شفاعت گفته شد، لازم به ذكر است كه یكى از شفاعت كنندگان از اهل‌بیت، حضرت سیدالشهدا علیه السلام است، ولى آن حضرت شفیع كسانى است كه از مكتب او هدایت یافته‏اند، نه شفیع كسانى كه مكتبش را وسیله گمراهى ساخته‏اند.

قرآن و مكتب حسینى ریسمان‌هایى هستند كه قدرت دارند بشر را از چاه نگون‌بختى به اوج سعادت بالا برند: یكى «حبل من الله» و دومى «حبل من الناس» است؛ ولى اگر كسى از این دو حبل الهى سوء استفاده نمود، جرم از ریسمان نیست، علت این است كه او در سر، سوداى بالا رفتن نداشته است، و البته چنین مردمى به وسیله قرآن و مكتب حسینى به قعر دوزخ برده مى‏شوند.(8)

شفاعت به معنى وسیع كلمه، در هر سه عالم (دنیا، برزخ و آخرت) صورت مى‏پذیرد، هر چند محل اصلى شفاعت و آثار مهم آن در قیامت و براى نجات از عذاب دوزخ است، از این رو سیدالشهداء هم در دنیا، هم در برزخ و هم در آخرت شفیع دوستداران و شیعیان حقیقى‏اش بوده و خواهد بود.

چنانكه در روایتى از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «براى ما شفاعت است و براى دوستان ما نیز شفاعت است.»(9) و در روایتى دیگر آمده است: «شافعان امامان هستند و دوستان مؤمنانند.»(10)

و معلوم است كه امام حسین علیه السلام یكى از امامان معصوم بوده كه در قیامت و محشر كبرى از شیعیان و دوستانش شفاعت مى‌كند. به طورى كه یكى از روایان گوید: روایتى از قول ابى عبدالله الحسین علیه السلام به من رسیده بود كه آقا فرموده است: «هر كس پس از مرگ من، مرا زیارت كند، پس از مرگش من هم او را زیارت مى‌نمایم.» این روایت در ذهن من بود، تا این كه شبى در عالم واقع ابى عبدالله الحسین علیه السلام را دیدم، گفتم: آقا این روایت درست است و از شماست؟ «قال: نعم، و لو كان فى النار اخرجته منها»؛ فرمود: آرى، هر چند در آتش باشد او را بیرون مى‌آورم. عرض كردم: آیا از این به بعد این روایت را بدون واسطه از خود شما نقل نمایم؟ فرمود: آرى. (11)

به محشر كه كسى نیست غمخوار كس‏     شفیع محبان، حسین است و بس‏

ترا ز باب حسینى برند جانب جنت    ترا كه عاشق اویى، ترا كه شیعه اویى*


دوستداران حسین و دوستان دوستداران او بهشتى‏اند

یكى دیگر از آثار و بركات فردى سیدالشهدا علیه السلام كه در سراى دیگر ظهور كرده و جلوه‏نمایى مى‏كند، بهشتى شدن دوستداران و حتى دوستان و دوستداران آن حضرت است. چنان كه حذیفة بن یمان گوید:رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم كه دست حسین بن على علیه السلام را در دست خود گرفته بود و مى‏فرمود:

«یاایها الناس، هذا الحسین بن على فاعرفوه، فو الذى بیده، انه لفى الجنة، و محبه فى الجنة، و محبى محبیه فى الجنة.»(12)

اى مردم، این حسین بن على است، او را بشناسید؛ سوگند به آن خدایى كه جانم به دست اوست، به راستى او در بهشت است، و دوستدار او نیز در بهشت است، و دوستدار دوستدار او نیز در بهشت مى‏باشد.

و از امام موسى بن جعفر علیه السلام روایت شده كه فرمود:

«رسول خدا صلی الله علیه و آله دست حسن و حسین علیه السلام را گرفت و فرمود:

«هر كس این دو پسر و پدر و مادر آنان را دوست داشته باشد، روز قیامت در درجه من با من خواهد بود.»(13)

و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آگاه باشید، همانا حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است، هر كس با او دشمنى كند خدا بوى بهشت را بر او حرام مى‏كند.»(14)

و معلوم است كه این مقام عظیم تنها با محبت ظاهرى حاصل نمى‏شود، بلكه مقصود، محبت خاصى است كه مخصوص كسانى مى‏باشد كه در درجات بالاى ایمان هستند. اگر چه دوستى و محبت امامان معصوم و امام حسین علیه السلام ثمر بخش است ولى احراز مقام والاى معیت با رسول خدا صلی الله علیه و آله در بهشت برین، محبتى فراتر از ظاهر مى‏طلبد.


پى‌نوشت‌ها:

1- فرائدالسمطین، جوینى خراسانى، ج 2، ص 155.

2- فرائدالسمطین، جوینى خراسانى، ج 2، ص 246.

3- حماسه حسینى، استاد شهید مطهرى، ج 3، ص 247.

4- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 43، ص 309.

5- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 43، ص 281.

6- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 329.

7- اثبات الهداة، شیخ حر عاملى، ج 5، ص 215.

8- اقتباس از كتاب عدل الهى، استاد شهید مطهرى، ص 241تا 246.

9- خصال، شیخ صدوق، ص 624.

10- المحاسن، ابى جعفر برقى، ج 1، ص 293.

11- نقل از كتاب قیام حسینى، آیت الله شهید دستغیب، ص 105.

* ـ بیتى از نگارنده .

12- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 43، ص 262.

13- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 32.

14- سفینة البحار، محدث قمى، ج 1، ص 257.

منبع:كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:39 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

یزید در نگاه مورخین و علمای اهل سنت


آنچه در این این جا به آن پرداخته خواهد شد، موضوعاتى است كه هر كدام به حادثه عاشورا و عزادارى امام حسین علیه السلام به نحوى مرتبط است.

الف)گروهى بر این باورند كه یزید كافر است؛ به دلیل همان سخن یزید كه ابن جوزى نقل كرده كه پس از آن كه سر امام حسین را به شام بردند یزید مردم را جمع كرد و در حالى كه با چوب بر سر و دندان امام مى‏زد، شعر زیر را مى‏خواند:

لیت اشیاخى ببدر شهد و اجزع الخزرج من وقع الأسل ‏لأهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا یا یزید لا تشل... لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء ولا وحى نزل‏.

بنابراینابن جوزى مى‏گوید: «لیس العجب من قتال ابن زیاد للحسین و انما العجب من خذلان یزید و ضربه بالقضیب ثنایا الحسین و حمله آل رسول اللّه سبایا على اقتاب الجمال و لو لم یكن فى قلبه احقاد جاهلیة اضغان بدریة لاحترم الرأس لما وصل الیه و كفنه و دفنه و أحسن الى آل رسول اللّه صلی الله علیه و آله»؛ (1) جنگ ابن زیاد با حسین بن على علیه السلام تعجب‏آور نیست‏ بلكه تعجب در خوارى یزید در زدن چوب بر دندان‌هاى امام حسین و اسیر كردن خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سوار كردن آنان بر شتران، و در معرض عموم قرار دادن آنهاست. اگر در دل یزید كینه‏هاى جاهلیت و جنگ بدر نبود به امام حسین احترام مى‏گذاشت و آن حضرت را كفن و دفن مى‏نمود و با آل رسول به خوبى برخورد مى‏كرد.

ب) گروه دوم مى‏گویند یزید كافر نیست؛ چرا كه یزید در هنگام مشاهده سر امام حسین چنین گفت: «رحمك اللّه یا حسین لقد قتلك رجل لم یعرف حق الارحام و قال قد زرع لى العداوة فى قلب البر و الفاجر»؛ خداوند تو را رحمت كند اى حسین، تو را مردى كشت كه حق قومیت را نشناخت و با كشتن تو كینه و بغض مرا در دل هر انسان خوب و بدى كاشت. (2)

ج) گروه سوم بر این عقیده‏اند كه راه درست آن است كه توقف كرده و یزید را تكفیر نكنیم.

ابن جوزى در كتاب الرد على المعتصب العنید المانع من ذم الیزید مى‏نویسد: «گوینده‏اى از من پرسید، آیا لعن یزید ابن معاویه به خاطر جنایتى كه مرتكب شده جایز است یا خیر؟ گفتم: علماى پرهیزگار نظیر امام احمد، لعن او را روا دانسته‏اند.»

در پاورقى این مطلب شیخ محمد محمودى مى‏گوید: «یكى از علماى بزرگ به نام شیخ عبدالكریم والدین نویسنده مجمع الفوائد و معدن الفرائد مى‏گوید: این كتاب را در كتابخانه حرم نبوى صلی الله علیه و آله در مدینه منوره به سال 1384 ه" ق مشاهده كردم. در آنجا نوشته بود مسلمانان اجماع دارند كه اولاد فاطمه علیهاالسلام از ذریه پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏باشند و باید بر آنان صلوات و درود فرستاد. آنگاه احادیثى را در فضل على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام مى‏آورد و مى‏نویسد یزید لعین و پیروانش از كسانى بودند كه به اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله اهانت كردند؛ از این رو استحقاق غضب و دشمنى و لعن را دارند. هر كس مى‏خواهد از جواز لعن بر یزید آگاه شود به آن كتاب مراجعه كند.» وى مى‏نویسد: «افرادى كه لعن یزید را جایز نمى‏دانند از آن ترس دارند كه لعن او به پدرش معاویه سرایت كند.» (3) چنانكه این مطلب در شرح مقاصد تفتازانى نیز آمده است.

ابن حجر مى‏نویسد: «قاضى ابویعلى كتابى دارد به نام چه كسانى استحقاق لعن دارند، در آن كتاب یزید را جزو كسانى به شمار آورده كه استحقاق لعن دارند و دلیلش روایتى است از پیامبر صلی الله علیه و آله كه فرمود: من اخاف اهل المدینة ظلماً اخافه اللّه و علیه لعنة اللّه و ملائكة و الناس اجمعین؛ آن كس كه مردم مدینه را بترساند، خداوند او را خواهد ترساند و مورد لعن خدا و فرشتگان و تمام مردم قرار مى‏گیرد.» آنگاه مى‏نویسد: «شكى نیست كه یزید با لشكر و نیروهاى مسلح خویش به جنگ مردم مدینه رفت و اهل مدینه را با جنایاتى كه انجام داد به شدت مضطرب و نگران كرد و در دل آنها ترس ایجاد نمود؛ چرا كه او مدینه را براى خود مباح كرد.» نقل شده است كه حدود 300 دختر مورد تجاوز قرار گرفته و گروهى از صحابه را به قتل رساندند و نماز جماعت را در مسجد النبى تعطیل كردند. پس از آن براى جنگ با عبداللّه زبیر آماده شدند و كعبه را با منجنیق مورد حمله قرار داده و آتش زدند. (4) در اینجا ذكر این نكته شایسته است كه از دید اهل سنت جواز لعن قاتلان امام حسین به صورت كلى - یعنى بدون این كه نام شخصى برده شود - اشكالى ندارد و مورد اتفاق است. به طور مثال اگر گفته شود خداوند قاتلان امام حسین یا كسى كه دستور قتل و شهادت آن حضرت را صادر كرده است لعنت كند رواست؛ از این رو برخى به صورت كلى او را لعن كرده‏اند.

سعدالدین تفتازانى مى‏گوید: «و اما ما جرى بعدهم من الظلم على اهل بیت النبى صلی الله علیه و آله فمن الظهور بحیث لا مجال للاخفاء و من الشناعة بحیث لااشتباه على الآراءاذ تكاد تشهد به الجماد و العجماء و یبكى له من فى الارض و السماء و تنهد منه الجبال و تنشق الصخور و یبقى سوء عمله على كرّ الشهور و مر الدهور و لعنة اللّه على من باشر او رضى او سعى و العذاب الآخرة أشد و أبقى»؛ (5) ظلم و ستمى را كه بر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد كردند، به اندازه‏اى روشن و آشكار است كه جاى هیچ گونه نكته ابهامى براى كسى نمى‏گذارد؛ بلكه تمام جمادات و حیوانات بر آن گواهى مى‏دهند و هر كسى كه در زمین و آسمان است بر آنها اشك مى‏ریزد، كوه‌ها متزلزل و صخره‏ها متلاشى مى‏شود و آثار زشت این اعمال همواره بر تارك تاریخ باقى خواهد ماند. خداوند كسانى را كه این اعمال را به وجود آورده و یا به آن خشنود و در مقدمات آن همكارى داشته‏اند لعنت كند. به یقین عذاب آخرت شدیدتر است.مسعودى درباره یزید مى‏نویسد: «مردى خوشگذران و عیاش بود. مردى بود كه حیوانات شكارى داشت، سگ‌ها و میمون‌ها داشت و پیوسته مجالس میگسارى برگزار مى‏كرد. روزى در مجلس میگسارى خود نشست و ابن زیاد هم در طرف راست او بود و این واقعه بعد از آن بود كه حسین ابن على را كشته بود، پس به ساقى مجلس خود رو كرد و گفت:

اسقنى شربة تروى مشاشى ثمّ صل فاسق مثلها ابن زیاد صاحب السر والامانة عندى ولتسدید مغنمى و جهادى؛ جامى از شراب به من بنوشان كه استخوان‌هاى نرم را سیراب كند، سپس برگرد و ابن زیاد را چنان جامى بنوشان. همان كس كه رازدار من است، همان كسى كه امین كار من است، همان كسى كه اساس خلافت من به دست او محكم و استوار شد، یعنى حسین بن على را كشت -... .»

سپس مسعودى مى‏نویسد: «در دستگاه خلافت اسلامى و جانشینى پیغمبر، مردى كه مقام خلافت را اشغال كرده بود، میمونى داشت كه به او بوقیس مى‏گفتند. این میمون را در مجلس میگسارى خود حاضر مى‏كرد و براى او تشكى مى‏انداخت و او را مى‏نشانید و او را بر گرده خر ماده‏اى كه براى مسابقه و اسب دوانى تربیت شده بود سوار مى‏كرد، زین و لجام بر گرده آن ماده خر مى‏بستند و این میمون را بر او سوار مى‏كردند و با اسب‌ها به اسب دوانى و مسابقه مى‏بردند. در یكى از روزها ابوقیس مسابقه را برد. بر تن این میمون جامه و قبایى از حریر سرخ و زر پوشانده و دامن‌ها را به كمرش زده بودند و بر سر او كلاهى نهاده بودند كه نقش‌هاى درشت داشت و به رنگ‌هاى مختلف آراسته گشته بود.» (6)


پی‌نوشت‌ها:

1- صواعق المحرقه، ص 218.

2- همان.

3- الرد على المعتصب العنید المانع من ذم الیزید، ابن جوزى، ص 13.

4- صواعق المحرقه، ص 222.

5- شرح المقاصد، سعد الدین تفتازانى، ج 5، ص 311.

6- بررسى تاریخ عاشورا، مرحوم آیتى، ص 77.

منبع:

کتاب پاسخ به شبهات عزادارى، حسین رجبى.

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:32 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

چگونگی شكل گیری شخصیت یزید


آشكار شدن دعوت پیامبر در مكه مكرمه باعث شد كه سران قریش چون ابوسفیان و ابوجهل و دیگران كه از مقام و منصب بالایی در شهر برخوردار بودند، با بدگویی از پیغمبر و آزار رساندن بدو و یارانش و نسبت دادن شاعری، دیوانگی و ساحری به او، وی را مورد اذیت قرار دهند. از طرف دیگر با اجرای برنامه‌هایی چون طرح محاصره پیامبر و خاندانش به مدت سه سال و توطئه كشتن او سعی در خاموش كردن چراغ رسالت داشتند. اما با تحمل و صبوری پیامبر و یارانش از یك سو و گسترش روزافزون اسلام از سوی دیگر این دشمنی‌ها در روند تكامل دین و آیین نبوی تاثیری نگذاشت و نهایتاً با هجرت پیامبر به مدینه تمامی توطئه‌ها خنثی شد. مهاجرت مسلمانان از مكه به مدینه باعث از دست دادن مشاغل آنان شد چرا كه حرفه آنان داد و ستد و بازرگانی بود و مردم مدینه عمدتاً به كار كشاورزی مشغول بودند لذا جهت كسب درآمد یا باید به مكه می‌رفتند كه دشمنان با بیرون راندنشان از شهر این فرصت را از مسلمانان گرفته بودند و یا باید خط بازرگانی مكه را به خطر بیندازند تا از این طریق بتوانند راه را برای تجارت و بازرگانی برای خود هموار كنند. به همین دلیل جنگ‌های زیادی بین مهاجران مسلمان با كاروان‌های بازرگانی مكه صورت گرفت كه با مراجعه به تاریخ اسلام می‌توان به جوانب مختلف آن آگاهی یافت آنچه كه حائز اهمیت است ریاست این جنگ‌هاست كه عمدتاً با ابوسفیان حاكم مكه بوده است و این امر نشان از دشمنی دیرینه او با پیامبر و اسلام است اما نهایتاً پس از فتح مكه به دست مسلمانان او نیز به اجبار مسلمان شد تا جایی كه پیامبر فرمود او را در جایی قرار دهند تا لشكریان از پیش روی او بگذرند. ابوسفیان چون عظمت مسلمانان را دید به عباس عموی پیامبر گفت: پادشاهی پسر برادرت بزرگ شده است! عباس گفت: وای بر تو این پیغمبری است نه پادشاهی ... .

از این كلام به درستی روشن می‌شود كه نگاه ابوسفیان تا چه اندازه به حكومت و قدرت وابسته است. پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و روی كار آمدن خلفای سه گانه حاكمیت و قدرت همچنان در مدینه باقی ماند اما با كشور گشایی‌های مسلمانان در زمان خلیفه دوم مردم با آداب و سنن اقوام دیگر چون روم و ایران آشنا شد و به تدریج آن آداب و رسوم در میان فرهنگ عرب ساده و بادیه نشین راه یافت و آنان كه اشتهای بیشتری به دنیا داشتند از این سفره گسترده بهره فراوان نصیب خود ساختند. معاویه فرزند ابوسفیان در همین ایام یعنی سال پنجم خلافت عمر به ولایت شام دست یافت و زمانی كه پدرش را از ماموریت خود مطلع كرد وی گفت: مهاجران پیش از ما مسلمان شدند و ما پس از ایشان به این دین در آمدیم آنان حالا مزد خود را می‌گیرند، آنها رئیسند و ما پیرو، به تو شغل مهمی داده‌اند. بنگر تا به خلافت آنان نروی چه تو نمی‌دانی پایان كار چه خواهد شد. این گفتگو نشان می‌دهد كه پدر و پسر چگونه مسلمانی را وسیله برخورداری از دنیا و رسیدن به ریاست و حكومت می‌دانستند.

ـ معاویه از روزی كه از جانب عمر به حكومت شام رسید در نظام حكومت روش امپراتوران روم را به كار برد و در زندگانی شخصی خود از آنان تقلید كرد. سادگی حكومت اسلامی را رها كرد و دستگاه پرشكوهی برای خود فراهم آورد... . برای خود دسته نگهبانی مسلح تاسیس كرد كه چون به مسجد می رفت او را در میان می‌گرفتند... . می‌توان گفت فاصله بین والی و رعیت از دوره معاویه پدید گشت. رفتار او نیز با مردم آن سرزمین همان گونه كه رومیان داشتند بلكه بهتر از آنان به ایشان می‌رسید. به طوری كه بسیاری از مردم شام تصور می‌كردند كه پیامبر خویشاوندانی جز بنی امیه ندارد!

ـ یزید فرزند معاویه در چنین جامعه‌ای متولد شده است و او نه تنها از تربیت دینی بهره‌ای نداشت بلكه تربیت ناشوده بود چرا كه نوشته‌اند معاویه روزی نزد مادر یزید رفت... و شنید كه او زندگانی شهری را نكوهش می‌كند لذا او و فرزندش را به قبیله نزد كسانش فرستاد بدین جهت یزید تربیت بیابانی یافت. بهره‌ای كه از این تربیت گرفت گشاده زبانی، شعر نیك گفتن و شكار بود.

منبع:

با استفاده از تاریخ تحلیلی اسلام، دكتر شهیدی .

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:31 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت


شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.»

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.»

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»

پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»

منبع:

داستان‌های علوی، ج4، ص210/ دارالسلام عراقی، ص301.

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:30 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

عزت و ذلت در آینه آیات و روایات


شیعیان همواره در طول تاریخ قریب به 1400 ساله ی خویش با الهام از حسین بن علی علیه‌السّلام و عزت‌جویی ایشان در برخورد طاغوت زمان یزید بن معاویه، عزّت و افتخار خویش را در مبارزه با طاغوتیان زمان خویش جستجو می‌كرده‌اند لذا در این مختصر ما بر آن شدیم تا با بهره‌گیری هر چند كوتاه از آیات قرآن كریم بیانات این امام همام و همچنین روایات دیگر ائمه معصوم به بررسی اجمالی عزت و ذلّت در آینه آیات و روایات بپردازیم:


الف ـ عزّت در پرتو آیات و روایات

خداوند متعال در قرآن كریم در آیات متعددی، عزّت را تماماً و بالاصالة از آن خویش می‌داند[1] و در آیات دیگر آن را بعد از خود، متعلق به رسول خدا و مؤمنین می‌داند[2] و نیز می‌فرماید هر كه را خداوند اراده نماید، عزیز و هر كه را بخواهد، ذلیل می‌گرداند.[3]

در دعای عرفه به نقل از سالار شهیدان می‌خوانیم كه تمام عزّت و بلند مرتبگی ویژه خداوند است و هر كه خدا را دوست بدارد عزیز و الّا ذلیل خواهد بود.[4] حضرت علی علیه‌السّلام در حدیثی ضمن رد هر گونه اعمال سلطه‌ای می‌فرمایند: هر عزیزی كه تحت قدرت و سلطه‌ای قرار بگیرد ذلیل خواهد بود، همچنین ایشان در جاهای دیگر هر عزّت غیر خدائی را ذلّت تلّقی نموده و معتقدند طلب عزّت فقط از خدا شایسته است و هر كس عزّت را به غیر از او طلب كند هلاك خواهد گشت، و نیز ایشان در جای دیگر می‌فرمایند هیچ عزّتی بالاتر از بردباری نیست.

هر كه می‌خواهد بدون داشتن مال و ثروت و ایل و تبار عزتمند گردد می‌بایست از معصیت الهی دوری و به اطاعت او روی آورد.

امام صادق علیه‌السّلام نیز ضمن رفیع دانستن جایگاه مؤمن و عزّت والای او می‌فرمایند خداوند اختیار هر كاری را به مؤمن داده به جز این ‌كه او اختیار ندارد خود را ذلیل نماید. و در حدیث دیگری ایشان راستی را مایه عزّت و نادانی را مایه ذلّت توصیف می‌نمایند. امام سجاد علیه‌السّلام نیز ضمن اهمیت دادن به اطاعت دادن به اطاعت از اولی الامر، فرمان بردن از فرمان روایان الهی را كمال عزّت دانسته‌اند.


ـ موجبات عزّت در پرتو احادیث

1. اطاعت مطلق از خداوند: حضرت علی علیه‌السّلام می‌فرمایند هر كه می‌خواهد بدون داشتن مال و ثروت و ایل و تبار عزتمند گردد می‌بایست از معصیت الهی دوری و به اطاعت او روی آورد. ایشان در تأیید این مطلب در جای دیگر می‌فرمایند: خداوند متعال خطاب به داود علیه‌السّلام فرمودند: ای داود من عزّت را در اطاعت خود قرار داده‌ام در حالی كه مردم آن را در خدمت به سلطان جستجو می‌كنند و لذا آن را نمی‌یابند پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز در حدیثی عزّت را در پروا داشتن از خداوند می‌دانند و در حدیث دیگر خوار بودن در برابر حق را به عزّت نزدیك‌تر می‌دانند تا عزّت یافتن به وسیله باطل.

2. قطع طمع از مردم: حضرت علی علیه‌السّلام بالصراحة عزّت را با قطع طمع همراه می‌دانند. امام صادق علیه‌السّلام نیز عزّت را تنها در خانه‌ای می‌دانند كه اهل آن خانه چشم طمع به دست مردم ندوخته باشند. امام باقر علیه‌السّلام نیز چشم نداشتن به دست مردم را موجب عزّت دینی مؤمن می‌دانند. همچنین در حدیث است كه لقمان در نصیحت به فرزند خویش فرمود: اگر می‌خواهی عزّت دنیا را به دست آوری، طمع خویش را از آن چه مردم دارند قطع كن زیرا پیامبران و صدیّقان به سبب بركندن طمع خویش به آن مقامات رسیده‌اند.

3. در احادیث گوناگون دیگر موجبات عزّت در عواملی همچون انصاف، بخشش، پای‌بندی به حق، گذشت، فروتنی، مناعت طبع، توكل، حفظ زبان، فرو خوردن خشم، شكیبائی، قناعت و غیره آمده است. به عنوان نمونه حضرت علی علیه‌السّلام رفتار منصفانه با مردم را باعث عزّت دانسته و در احادیث دیگر شجاعت و قناعت را از عوامل نیل به عزّت بر می‌شمارند، همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله عفو و بخشش را مایه رسیدن به عزّت و در حدیث دیگر فروتنی و مناعت طبع را مایه عزّت مؤمن می‌دانند امام باقر علیه‌السّلام نیز توكل به خدا را موجب عزّت مومن می‌دانند و در جای دیگر صبر و شكیبائی را مایه عزّت می‌شمارند.


ـ عوامل پایداری و بقاء عزّت:

در احادیث مختلف از بین بردن طمع و زندگی در تنهائی را به عنوان دو عامل بقاء، و پایداری عزّت ذكر نموده‌اند: امام باقر علیه‌السّلام پایداری عزّت را در از بین بردن طمع‌جوئی و امام صادق علیه‌السّلام تنهائی و دوری گزیدن از مردم را باعث پایداری بیشتر عزّت ذكر می‌كنند بدیهی است این حدیث شریف مغایر با ابعاد اجتماعی اسلام نیست بلكه منظور دل كندن از مردم و نداشتن انتظارات و توقعات نابجا از مردم می‌باشد. به یك انسان كه جز خدا دل به امید احدی از مردم نبندد و نه آن كه هیچ‌گونه رابطه‌ای با مردم نداشته باشد.


ب ـ ذلّت در پرتو احادیث

[5]

در خصوص ذلّت نیز احادیث و روایات بسیاری وارد شده كه به بعض آن‌ها اشاره خواهیم كرد:

امام حسین علیه‌السّلام الگو و پرچمدار عزّت آفرینی و ذلّت ستیزی در نزد شیعیان جهان، در این خصوص مرگ با عزّت را بر زندگی توأم با ذلّت ترجیح می‌دهند ایشان در روز عاشورا خطاب به لشگر یزید فرمودند: آگاه باشید كه این ملعون مرا میان دو امر مخیّر كرده است: میان شمشیر و ذلّت، امّا هیهات كه من تن به ذلّت و پستی دهم زیرا كه خدا و رسول او و نیاكان و تربیت كنندگان ما هرگز خواری را نپذیرند و هلاكت زبونانه را بر كشته شدن شرافتمندانه ترجیح ندهند.

امام در روز عاشورا خطاب به لشگر یزید فرمودند: آگاه باشید كه این ملعون مرا میان دو امر مغیّر كرده است: میان شمشیر و ذلّت، امّا هیهات كه من تن به ذلّت و پستی دهم زیرا كه خدا و رسول او و نیاكان و تربیت كنندگان ما هرگز خواری را نپذیرند و هلاكت زبونانه را بر كشته شدن شرافتمندانه ترجیح ندهند.

از مولای متقیان علی علیه‌السّلام نیز عبارتی به همین مضمون وارد شده است و یا ایشان در جای دیگر ضمن توصیه به قناعت نمودن به اندك، انسان‌ها را از پذیرش ذلّت و خواری بر حذر می‌داند امام صادق علیه‌السّلام نیز می‌فرمایند: خدای متعال اختیار هر كاری را به مومن داده است امّا اختیار خوار كردن خویش را به او نداده است.


ـ عوامل خوار كننده انسان:

در احادیث مختلف موارد گوناگونی به عنوان عوامل خوار كننده انسان قلمداد گردیده است از جمله پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بخل ورزیدن، اشتغال به داد و ستد و رها كردن جهاد در راه خدا را از عوامل خوار كننده انسان می‌دانند حضرت علی علیه‌السّلام در تبیین عوامل خوار كننده انسان به عواملی همچون طمع، پرده برداشتن از گرفتاری شخصی در نزد دیگران و عزّت جوئی نزد غیر خداوند اشاره می‌فرمایند، امام صادق علیه‌السّلام نیز در حدیثی، دلبستگی به زندگی دنیا را مایه خواری می‌دانند و در احادیث دیگر ستمگری و ظلم را مایه ذلّت و خواری بیان می‌فرمایند، امام حسن مجتبی ‌علیه‌السّلام‌ نیز ترس از راستی را مایه ذلّت می‌دانند.


ـ ذلیل‌ترین انسان‌ها:

در احادیثی از رسول اكرم صلی الله علیه و آله زبون‌ترین مردم كسی دانسته شده كه مردم را خوار نماید، و در حدیث دیگری از حضرت علی علیه‌السّلام آزمندی به دنیا به عنوان خوار كننده‌ترین مسئله برای انسان تعریف گردیده است. امید آن ‌كه با بهره‌مندی هر چه بیشتر از فیوضات و كلمات گهربار این بزرگان پیش از بیش به دنبال زندگی عزّت‌مندانه و توأم با رستگاری باشیم.


پی‌نوشت‌ها:

1- قرآن كریم: فاطر: 10، یونس: 65، نساء: 138، 139.

2- منافقون، 8.

3- آل عمران، 26.

4- احادیث مربوط به این بخش (عزّت در پرتو روایات) به نقل از این كتاب می‌باشد: محمد ری شهری، میزان الحكمه، حمید رضا شیخی، ج 8.، دارالحدیث، 1379، ص 3734 ـ 3744.

5- احادیث مربوط به این بخش (ذلّت در پرتو روایات) برگرفته از این كتاب است: محمدی ری شهری، پیشین، ج 4.، صص 1872 ـ 1876.

"محمد ملك‌زاده"

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:29 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

مبارزات سیاسى امام‏حسین علیه السلام در زمان معاویه


امام حسن علیه السلام در اثر توطئه‏اى شوم كه از سوى معاویه تدارك دیده ‏شد به شهادت رسید و جلوه‏هاى شكوهمند امامت در دیگر یادگار فاطمه و على علیهماالسلام متجلى گشت. استبداد اموى جهت هدم امامت راستین و یاران دلباخته آن، عزم ‏را دو چندان كرد و با تهدید و ارعاب و ترفندهاى عوام فریبانه به‏ نابودى مكتب و راه امام على و فرزندانش علیهم السلام همت ‏گماشت. بدین جهت، رهبرى و هدایت امت‏ شرایط دشوار و طاقت‌فرسایى ‏یافت. دوران ده ساله امامت ابى‏عبدالله علیه السلام بیانگر مواضع و برنامه‏هاى آن حضرت در مقابل این تحولات است كه پیام‌ها و درس‌هاى ‏ارزشمندى را فرا راه عاشقانش قرار مى‏دهد و از سوى دیگر، سیره ‏اخلاقى تربیتى آن بزرگوار را از ذخائر ازرشمند جهان اسلام و از بایسته‏هاى پژوهشى است كه بخش مهمى از آن ظهور و درخشش همین‏ دوران مبارك است. نوشته حاضر نگاهى است اجمالى به یكى از مواضع ‏و ابعاد زندگى سیاسى آن حضرت با عنوان «مبارزات امام‏حسین علیه‌السلام در دوران معاویه كه محورهاى زیر بیانگر جوانب آن ‏مى‏باشد.


اعلام منشور ولایت در سرزمین منا

شیعیان امام على علیه السلام روزهاى سختى را در حكومت معاویه سپرى‏ مى‏كردند. تعداد زیادى از آنان توسط معاویه به شهادت رسیده و بسیارى دیگر فرارى یا منزوى و در اضطراب و نگرانى به سر مى‏بردند. در منابر و اجتماعات اهانت ‏به امام على علیه السلام به صورت ‏رسمى رواج یافته بود و دل‌هاى عاشقان و دوستداران امیرمومنان را سخت جریحه‌دار كرده بود. اكنون دیدگان به سوى امام حسین علیه السلام دوخته شده و منتظر رهنمودها و دستورهاى آن حضرت است تا این سكوت مرگبار را بشكند و راهى به ‏سوى افق‌هاى حقیقت‏ بگشاید. امام حسین علیه السلام همراه عبدالله ابن عباس ‏و عبدالله ابن جعفر حج مى‏گذارد. در سرزمین منا فرصتى دست مى‏دهد تا امام علیه السلام از اصحاب پیامبر و شیعیان و نیك مردان انصار دعوت كند و حقایق را براى آنان بازگو كند. بیش از هفتصد تن گرد امام ‏اجتماع مى‏كنند كه دویست نفر آنان از اصحاب پیامبرند. حضرت بپاخاست و پس از حمد و ثناى الهى، فرمود: «این تجاوزگر (معاویه)بر ما و شیعیان ما سختی‌ها و ناملایماتى ‏روا داشته است كه خود دانسته و دیده‏اید یا به شما رسیده است. مى‏خواهم از شما درباره حقیقتى جویا شوم. اگر راست گفتم، آن را تصدیق كنید و در صورتى كه خلاف گفتم، مرا تكذیب كنید. سخنم را بشنوید و گفتارم را بنویسید. سپس ‏هنگامى كه به سوى شهرها و قبایل خویش بازگشتید، هر آن كس را كه ‏مورد وثوق و اطمینان دانستید به آنچه از حقوق ما مى‏دانید، دعوت ‏كنید. من از آن مى‏ترسم كه حق ولایت از بین رود و مغلوب گردد، اگرچه خدا نور خویش را به رغم خواست كافران، غالب خواهد گردانید.»

به من گفته‏اى كه این امت را به فتنه مینداز. من فتنه‏اى ‏سهمگین‏تر از حكومتت‏ بر امت نمى‏یابم؛ و نیز گفته‏اى: به مصلحت‏ خویش و دین و امت محمد صلی الله علیه و آله بیندیش. به خدا قسم، كارى بهتر از جهاد علیه تو نمى‏شناسم.

سپس آنچه از قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله درباره پدر و مادرش و اهل‏بیت علیهم السلام بود، براى آنان قرائت كرد. همگى گفتند: «اللهم نعم قد سمعنا و شهدنا»؛ همین طور است ما خود شنیدیم ‏و افراد مورد اعتماد براى ما آنچه فرمودید، نقل كردند.

سپس حضرت فرمود: «شما را به خدا سوگند مى‏دهم آیا مى‏دانید كه‏ پیامبر صلی الله علیه و آله على علیه السلام را در غدیر خم به امامت منصوب كرد و مردم را به ‏ولایت او فرا خواند و دستور داد كه این پیام را حاضران به‏ غایبان برسانند؟» همگى گفتند: «بلى ما شنیدیم.» (1)

بدین ترتیب، امام علیه السلام در آن اجتماع بر حقیقت امامت تاكید ورزیده و رسالت و مسوولیت‏ خواص را براى ترویج مكتب‏ اهل‏بیت علیهم السلام و مبارزه با استبداد اموى ترسیم كرد. سخنرانى حضرت در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در همین راستا است. مرحوم ‏مجلسى مى‏نویسد: به معاویه گفتند: دیدگان به سوى حسین علیه السلام است. كارى كن كه او منبر رود و خطابه ایراد كند؛ از چشم مردم خواهد افتاد؛ زیرا توانایى خطابه ندارد. معاویه گفت: این را درباره برادرش حسن‏ابن على تجربه كردم، به رسوایى ما منجر شد.

سرانجام اصرار زیاد مردم باعث ‏شد از امام ‏حسین علیه السلام بخواهد به‏ منبر رود و با مردم سخن بگوید. حضرت سخنرانى خود را با حمد و ثناى الهى آغاز كرد. در این حال مردى گفت: كیست كه خطابه ‏مى‏كند؟ حضرت فرمود: ماییم حزب پیروز الهى و عترت رسول خدا كه نزدیك‌ترین فرد به ‏او هستند و اهل‏بیت پاكیزه او و یكى از دو چیز گرانبها كه عِدل‏ قرآن قرار داده شده، همان كتاب كه باطلى از پیش رو و پشت‏ سر او راه نمى‏یابد، آگاه به تاویل قرآن و روشنگر حقایق آن هستیم. ما را اطاعت كنید كه اطاعت ما واجب است؛ زیرا اطاعت ما مقرون به‏ اطاعت ‏خدا و رسول او گشته است. خداوند متعال مى‏فرماید: «اطاعت ‏كنید خدا و رسول او و صاحب فرمان از خودتان را و هرگاه در چیزى ‏نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این براى شما بهتر و عاقبت و پایانش نیكوتر است.» (2)

و فرموده: «هنگامى كه خبرى از پیروزى یا شكست ‏به آنها برسد، آن را شایع مى‏سازند در حالى كه اگر آن را به پیامبر و پیشوایان ‏كه قدرت تشخیص كافى دارند، بازگردانند از ریشه‏هاى مسایل‏ آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت‏ خدا بر شما نبود، جز عده كمى ‏همگى از شیطان پیروى مى‏كردید.» (3)

شما را برحذر مى‏دارم از این كه به نداى شیطان گوش فرادهید؛ زیرا شیطان دشمن آشكار شما است. و در آن صورت از دوستان شیطان ‏خواهید شد. دوستانى كه شیطان به آنان مى‏گوید: امروز هیچ كس از مردم بر شما پیروز نمى‏گردد و من همسایه شما هستم اما هنگامى كه‏ دو گروه(كافران و مومنان مورد حمایت فرشتگان در جنگ بدر) در برابر یكدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم.(4) كه در این صورت «مثل كافران جنگ بدر» مورد ضربه شمشیرها و نیزه‏ها «از سوى ملائكه‏» قرار خواهید گرفت‏ و در آن هنگام ایمان فردى كه از پیش ایمان نیاورده است ‏یا كار نیكى را انجام نداده است نفعى به او نخواهد رساند.

در این موقع، معاویه گفت: «حسبك یا ابا عبدالله فقد ابلغت‏»؛ كافى است اى اباعبدالله، حق سخن را ادا كردى. (5)


اعتراض به ولایتعهدى یزید

معاویه تصمیم به ولایتعهدى یزید گرفت. راهى حج ‏شد؛ به مدینه آمد و از مردم براى او بیعت گرفت. سپس‏ منبر رفت و یزید را این چنین ستود: یزید دانا به سنت و قرآن‏شناس است و حلم و بردبارى‏اش بر سنگ‌هاى سخت افزون است. امام ‏حسین علیه السلام برخاست و پس از ستایش خدا و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز سخنورى هر چند سخن به تفصیل گوید نتوانسته است ‏حق اندكى از صفات ممتاز پیامبر صلی الله علیه و آله را ادا كند. اى معاویه! از واقعیت دور مانده‏اى، سپیده صبح تاریكى شب را رسوا ساخته و نور خورشید پرتو روشنایى چراغ را بى‏فروغ ساخته است. در برترى برخى سخن به زیاده‏گفتى و در گزینش عده‏اى حق دیگران را ضایع كردى و از بیان فضیلت ‏صاحبان آن بخل ورزیدى و بیش از حد ستم روا داشتى. نشد كه اندكى از فضیلت صاحبان حق را بپردازى و در همان حال‏ شیطان بهره فراوان و نصیب كامل خویش را برنگیرد. دانستم آنچه ‏درباره یزید از سیاستمدارى و كمالش گفتى، مى‏خواهى مردم را با این سخنان به اشتباه اندازى. گمان مى‏كنى انسانى ناشناس و دور از چشم مردم را تعریف مى‏كنى و از آنچه فقط خودت به آن دست‏ یافته‏اى، خبر مى‏دهى. «فخذ لیزید فیما اخذ به من استقرائه الكلاب المتهادشته‏ عندالتحادش و الحمام السبق لاترابهن و القیناث ذوات المعازف و ضروب الملاهى تجده ناصرا»؛ و همین كارهایى كه یزید كرده، بگیر؛ همین كه سگان را به حال پارس و گلاویزى مى‏خواند و كبوتران ‏بازى ‏را به سوى همقطارانش و نیز كنیزكان آوازه خوان و انواع بیهوده‏گرى و هوس بازى‏هایش كافى است كه تو را در وصف خویش یارى كرده‏ باشد.

سپس فرمود: قصدى را كه براى ولایتعهدى یزید دارى فروگذار و رهاكن، چه نیازى دارى كه افزون بر همه كارهاى بدى كه كرده‏اى با این گناه نیز خدا را ملاقات كنى. (6)


افشاى جنایات معاویه

جهت دیگرى كه بیانگر مبارزات آن حضرت است نامه‏اى است كه در آن جنایات معاویه و ستمگرى‏هایش شمارش كرده، حكومت معاویه را فتنه‏اى سهمگین بر امت قلمداد مى‏كند. قسمتى از آن چنین است: مگر تو نبودى كه حجر و یاران عابد و خاشع حق را كشتى، همانان كه از بدعت‏ها نگران و بى‏تاب مى‏گشتند و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كردند؟ آنان را پس از تعهدات محكم و تضمین‏هاى مطمئن به طرز ظالمانه و تجاوزكارانه كشتى، در برابر خدا گستاخى ورزیدى و عهد و پیمان الهى را سبك شمردى. مگر تو قاتل عمرو ابن الحمق نیستى، همان كه از زیادى عبادت صورت و پیشانى‏اش پینه بسته بود؟ او را پس از تعهدات و تضمین‏هایى كشتى كه اگر به حفاظت ‏شدگان در كوهساران داده مى‏شد، از قله‏هاى آن فرود مى‏آمدند. مگر تو نیستى ‏كه زیاد را در دوره اسلام به خویشتن منسوب گردانیدى و او را پسر ابى‏سفیان قلمداد كردى، با این كه رسول خدا صلی الله علیه و آله حكم كرده كه فرزند متعلق به (پدر و مادر) است و پاداش مرد زناكار، سنگ است.

آنگاه او را بر مسلمانان مسلط ساختى تا آنان را بكشد و دست و پایشان را قطع كند و بر تنه درخت ‏به دارشان آویزد؟ پناه ‏بر خدا، اى معاویه! گویا تو از این امت نیستى و ایشان از تو نیستند. مگر تو آن خضرمى را نكشتى كه ابن زیاد درباره او به تو گزارش داده بود داراى دین على علیه السلام است؛ و دین على علیه‌السلام همان دینى ‏است كه پسر عمویش بر آن بود؛ همان دینى كه تو به نامش به این ‏مقام نشسته‏اى؛ و اگر دین او نبود، بالاترین افتخارات تو و اجدادت كوچ‌هاى تابستانى و زمستانى آنان بود و خدا به واسطه ما براى این كه نعمتى گران ببخشد، سختی‌هاى آن را از دوشتان ‏برداشت. به من گفته‏اى كه این امت را به فتنه مینداز. من فتنه‏اى ‏سهمگین‏تر از حكومتت‏ بر امت نمى‏یابم؛ و نیز گفته‏اى: به مصلحت‏ خویش و دین و امت محمد صلی الله علیه و آله بیندیش. به خدا قسم، كارى بهتر از جهاد علیه تو نمى‏شناسم. بنابراین، هرگاه به انجام آن اقدام كنم، مایه تقرب به‏ پروردگار من است و در صورتى كه به انجامش نپردازم، از خدا براى‏ حفظ دینم آمرزش مى‏طلبم و از او توفیق انجام آنچه او دوست ‏مى‏دارد و مى‏پسندد، خواستارم.

مرحوم ‏مجلسى مى‏نویسد: به معاویه گفتند: دیدگان به سوى حسین علیه السلام است. كارى كن كه او منبر رود و خطابه ایراد كند؛ از چشم مردم خواهد افتاد؛ زیرا توانایى خطابه ندارد. معاویه گفت: این را درباره برادرش حسن‏ابن على تجربه كردم، به رسوایى ما منجر شد.

سپس حضرت در ادامه مى‏فرماید: بدان كه خدا را دیوانى است كه ‏هر كار كوچك و بزرگ به حساب مى‏كشد و شمارش مى‏كند. بدان كه خدا فراموش نمى‏كند كه تو به مجرد گمان افراد را مى‏كشى و به محض‏ وارد آمدن اتهامى دستگیر مى‏سازى و پسرى را به حكومت نشانده‏اى ‏كه باده مى‏نوشد و سگ‌بازى مى‏كند، تو را مى‏بینم كه خویشتن به ‏گناه و عذاب در انداخته‏اى و دینت را تباه كرده‏اى و رعیت را ضایع ‏ساخته‏اى. (7)


یادآورى رسالت‏ها

استبداد اموى جامعه اسلامى را دچار فسردگى و ركود كرده، زمینه ‏تجاوز و ستمگری‌هاى بیشتر آنان گشته بود. هشدار به جامعه و یادآورى رسالت‌ها و مسوولیت‌هاى سنگین آنان از ضرورت‏هاى فورى آن ‏بود؛ و چه فردى شایسته‏تر از ابى‏عبدالله الحسین علیه السلام و چه موقعیتى ‏والاتر از حج.

بر این اساس، حضرت در اجتماع شكوهمند مردم در سرزمین منا به ‏سخنرانى پرداخت و وظیفه امر به معروف و نهى از منكر را به مردم ‏و دانشمندان یادآور شد. حضرت در آغاز درباره اهتمام به امر به ‏معروف و نهى از منكر فرمود: اى مردم! از آنچه خدا بدان اولیاى خود را پند داده، پند گیرید مانند بد گفتن او از دانشمندان یهود، آنجا كه مى‏فرماید: چرا دانشمندان نصارى و علماى یهود آنان را از گفتار گناه‏آمیز و خوردن مال حرام نهى نمى‏كنند؟ چه زشت است عملى كه انجام ‏مى‏دادند.(8) و نیز فرموده است: كافران بنى‌اسرائیل بر زبان داود و عیسى ابن مریم، لعن و نفرین شدند. این به خاطر آن بود كه گناه ‏و تجاوز مى‏كردند. تا آنجا كه فرمود: چه بدكارى انجام مى‏دادند. (9)

خداوند آنها را بدین خاطر نكوهش كرده كه از ستمكارانى كه ‏میان آنها بودند، كار زشت و فساد مى‏دیدند و آنها را نهى ‏نمى‏كردند؛ زیرا در مال آنان طمع داشته و از قدرت آنان ‏مى‏ترسیدند با این كه خداوند مى‏فرماید: از مردم نترسید و از من‏ بترسید. (10)

سپس عالمان را مورد خطاب قرار داده، مى‏فرماید: شما اى جماعت‏ كه معروف به دانش و نامور به خوبى و معروف به خیرخواهى هستید و به وسیله خدا در دل مردم مهابتى دارید؛ شرافتمند از شما حساب‏ مى‏برد و ناتوان شما را گرامى مى‏دارد...

من مى‏ترسم عذابى از عذاب‌هاى الهى بر شما فرود آید؛ زیرا شماها از كرامت ‏خدا به منزلتى رسیدید كه بر دیگران برترى یافته‏اید. بندگان مؤمن به خدا، گرامى داشته نمى‏شوند ولى شما به خاطر خدا در میان بندگان الهى ارجمندید. این در حالى است كه مى‏بینید كه ‏پیمان‌هاى خدا شكسته شده و هیچ عكس‌العمل و هراسى به خود راه ‏نمى‏دهید. براى یك نقض تعهد پدران خویش بى‏تابى مى‏كنید با این كه تعهد رسول خدا خوار و بى‏مقدار شده، كورها و لال‌ها و زمین‏گیرها در همه‏ شهرها بى‏سرپرست مانده و بر آن‏ها ترحم نمى‏شود، شما به اندازه ‏مقام و در خور مسوولیت‏ خویش كار نمى‏كنید و در مقابل كسى كه ‏اقدام مى‏كند خضوع نمى‏كنید. بر عكس به سازش و مسامحه با ظالمان خود را آسوده خاطر مى‏دارید با این كه خداوند شما را فرمان داده كه از كار خلاف باز ایستید و دیگران را نیز نهى كنید؛ اما شما غافلید. مصیبت ‏شما از همه ‏مردم بزرگتر است؛ زیرا در حفظ مقام علما و دانشمندان ناتوان ‏شدید. كاش كوشش مى‏كردید. علت این ناتوانى این است كه جریان امور و احكام به دست‏ دانشمندان الهى است كه امین بر حلال و حرام اویند؛ ولى این مقام‏ از شما گرفته شده است. بدین جهت، كه شما از حق متفرق شدید و درباره روش پیغمبر با وجود دلیل روشن دچار اختلاف شدید. اگر بر آزارها شكیبا بودید و در راه خدا مشكلات را متحمل مى‏شدید، زمام امور الهى به‏ شما برمى‏گشت و از طرف شما دستور آن صادر مى‏گشت و به سوى شما باز مى‏گشت؛ اما برعكس شما خودتان ستمگران را به جاى خویش جاى ‏دادید و امور الهى را به آنها واگذاشتید تا به شبهه كار كنند و به شهوت‏ها و میل‌هاى نفسانى خویش حركت كنند. علت‏ سلطه ستمگران‏ گریز شما از مرگ و خوش بودنتان به زندگى دنیا است كه از شما جدا خواهد شد. (11)

اما متاسفانه این فریادها و خروش‌هاى الهى بر جان و قلب‏هاى ‏غافل كارگر نیفتاد و دوباره هر كس به اندیشه دنیایى خویش مشغول‏ و كارهاى روزمره خویش را استمرار بخشید و چنان شد كه بنى‏امیه ‏احكام الهى را تعطیل كردند؛ نیك‌مردان تنها مانده میدان را به ‏شهادت رساندند و تاریخ را براى همیشه سوگمند از بین رفتن حق و عدالت و حاكمیت امامت راستین ساختند.


تاكید بر استمرار برائت

معاویه به مروان كه از كارگزاران حكومتى او بود، نامه نوشت و از او خواست دختر عبدالله بن جعفر را براى یزید خواستگارى كند. عبدالله تصمیم درباره این موضوع را به دائى فرزند خویش امام‏حسین علیه‌السلام واگذار كرد. امام فرمود: از خداوند خواستارم كه مورد پسندى از آل محمد را براى دختر عبدالله برگزیند. همگى در مسجد اجتماع كردند. مروان در حضور مردم گفت: امیرمومنان معاویه به ‏من دستور داده كه هر قدر از مهر را كه پدرش بگوید، قبول كنم و تمامى بدهكارى پدرش را بپردازم. افزون آن كه صلح بین دو فامیل‏ نیز برقرار خواهد شد. امام حسین علیه السلام پس از حمد و ثناى الهى و بیان فضایل اهل‏بیت علیهم‌السلام پاسخ داد: این كه گفتى مهرش هر قدر باشد، معاویه قبول كرده، سوگند به جان خود كه در صورت ‏تصمیم، ما بر مهر السنه چیزى اضافه نمى‏كنیم. و این سخن كه ‏بدهكارى پدرش هر چه باشد، پرداخت مى‏كند، هیچ گاه زنان ما بدهكاری‌هاى ما را نپرداخته‏اند؛ و اما مصالحه و سازش، ما افرادى ‏هستیم كه به خاطر خدا با شما دشمنى كردیم و براى دنیا با شما صلح نخواهیم كرد. خویش نسبى نتوانسته است مانع از این كار شود تا چه رسد به ازدواج و خویشى سببى.

سپس حضرت دختر عبدالله را به عقد قاسم ابن محمد بن جعفر درآورد و باغى كه خود در مدینه و به نقلى در سرزمین عقیق ‏داشت. به دختر خواهر خویش بخشید. (12)


پى‏نوشت‌ها:

1- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162.

2- نساء، آیه‏59.

3- همان، آیه‏83.

4- انفال، آیه 48.

5- بحارالانوار، ج 44، ص 205 و206.

6- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162 و استفاده از ترجمه الغدیر، ج‏19، ص 250 و 251.

7- الغدیر، ج 10، ص 161 و 162 و استفاده از ترجمه الغدیر، ج‏19، ص 250 و 251.

8- مائده، آیه‏63.

9- همان، آیات 78 و79.

10- همان، آیه‏47.

11- تحف العقول، ص 240، كلمات امام‏حسین علیه السلام.

12- بحارالانوار، ج 44، ص‏207.

منبع:

ماهنامه كوثر شماره 38 ، عباس كوثرى

[ شنبه 22 دی1386 ] [ 15:26 ] [ ๑۩۞۩๑غلامحسین فقيهي๑۩۞۩๑ ]

درباره وبلاگ

بندر محمد عامری
محمد عامری
نام:غلامحسين
نام خانوادگي:فقيهي
رشته:حسابداري
استان:بوشهر(دلوار) (بندر محمد عامری)86
امکانات وب
تماس با ماابزار وب رایگان-تماس با ما ايميل
اتاق هاي ال فور آي
ممناظره